پرسش و پاسخ

۲۲ مهر ۱۴۰۵

گزارش پژوهشی –تحلیلی اولین جلسه میز ایران

گزارش پژوهشی تحلیلی
نگاهی واقع‌بینانه به ظرفیت‌های اقتصادی تنگه هرمز
کد خبر : 22198

تبیین:

الف) مقدمه

گزارش حاضر، حاصل پیاده‌سازی، تنظیم و ویراستاری محتوای اولین نشست علمی میز ایران اندیشکده تبیین که در تاریخ 17 شهریورماه 1405 با موضوع «نگاهی واقع‌بینانه به ظرفیت‌های اقتصادی تنگه هرمز» و با حضور اساتید خبره و صاحب‌نظران حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دریایی این حوزه «دکتر عادل پیغامی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و استاد دانشگاه، دکتر داود منظور رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت سیزدهم و استاد دانشگاه، دکتر هادی غلام‌نیا استاد دانشگاه با دبیری دکتر نسیم قباشی استاد دانشگاه» برگزار گردید؛ می باشد.

 

هدف از برگزاری این نشست، بررسی جایگاه تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک جهان، تبیین ظرفیت‌های آن در حوزه اقتصاد دریامحور، تحلیل آثار منطقه‌ای و بین‌المللی تحولات مرتبط با این گذرگاه راهبردی و بررسی الزامات بهره‌گیری هوشمندانه از این ظرفیت ملی بوده است.

در این نشست، موضوع تنگه هرمز از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفت؛ از جمله نقش آن در امنیت انرژی جهانی، تأثیرگذاری بر بازارهای اقتصادی و زنجیره‌های تأمین بین‌المللی، ظرفیت‌های توسعه اقتصاد دریامحور، فرصت‌های ناشی از خدمات دریایی و بندری، ضرورت ایجاد شبکه ذی‌نفعان منطقه‌ای و جهانی، الزامات حکمرانی در مناطق ساحلی و جزایر جنوبی کشور و همچنین ملاحظات امنیتی و انتظامی مرتبط با این منطقه.

متن حاضر، صرفاً پیاده‌سازی لفظ‌به‌لفظ گفتارهای مطرح‌شده در جلسه نیست؛ بلکه گزارش تحلیلی و مدیریتی دیدگاه‌ها و استدلال‌های ارائه‌شده توسط سخنرانان می باشد.

این گزارش می‌تواند به‌عنوان یک منبع تحلیلی برای شناخت بهتر جایگاه تنگه هرمز، بررسی فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌رو و تبیین الزامات سیاستی در حوزه توسعه دریامحور و امنیت پایدار مناطق جنوبی کشور مورد استفاده قرار گیرد.

ب) چکیده مدیریتی نشست

نشست علمی «نگاهی واقع‌بینانه به ظرفیت‌های اقتصادی تنگه هرمز» با هدف بررسی ابعاد ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی، اقتصادی، امنیتی و توسعه‌ای این گذرگاه راهبردی برگزار شد. در این نشست تأکید شد که تنگه هرمز صرفاً یک مسیر عبور انرژی نیست، بلکه یک گلوگاه راهبردی در اقتصاد جهانی و یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های جغرافیایی ایران برای تبدیل موقعیت سرزمینی به قدرت اقتصادی و سیاسی است.

مباحث ارائه‌شده نشان داد که اهمیت تنگه هرمز تنها به صادرات نفت و گاز محدود نمی‌شود، بلکه زنجیره‌ای گسترده از خدمات دریایی، لجستیک، بانکرینگ، بیمه، تعمیرات کشتی، صنایع دریایی، گردشگری، شیلات، فناوری‌های دریایی و شبکه‌های تجاری و انسانی پیرامون آن شکل گرفته است. از این منظر، تنگه هرمز می‌تواند از یک «موقعیت جغرافیایی» به یک «دارایی راهبردی اقتصادی و سیاسی» برای کشور تبدیل شود.

در نشست همچنین بر این نکته تأکید شد که ظرفیت اصلی ایران در تنگه هرمز، صرفاً در ایجاد محدودیت یا مواجهه امنیتی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه بهره‌گیری هوشمندانه از این ظرفیت نیازمند توسعه اقتصاد دریامحور، ایجاد شبکه ذی‌نفعان منطقه‌ای و جهانی، تقویت زیرساخت‌های دریایی و تبدیل این منطقه به یک هاب اقتصادی بین‌المللی است.

پ) یافته های نشست

مهم‌ترین یافته‌های نشست عبارتند از:

۱. تنگه هرمز یک گلوگاه سیستمی در اقتصاد جهانی است.

تنگه هرمز صرفاً یک مسیر عبور کالا نیست، بلکه یک «گلوگاه» (Chokepoint) است؛ زیرا جایگزینی سریع و کامل آن برای اقتصاد جهانی امکان‌پذیر نیست. اهمیت این منطقه از چهار منظر قابل بررسی است:

•      جریان فیزیکی انرژی و کالا؛

•      آثار قیمتی بر بازارهای جهانی؛

•      نقش آن در تأمین نهاده‌های حیاتی؛

•      میزان توان اقتصاد جهانی برای جذب شوک‌های ناشی از اختلال در این مسیر.

۲. وابستگی جهان به تنگه هرمز فراتر از نفت است.

بخش مهمی از تجارت جهانی نفت، فرآورده‌های نفتی و LNG از این منطقه عبور می‌کند اما اهمیت تنگه هرمز به حوزه‌هایی مانند کودهای شیمیایی، مواد معدنی، آلومینیوم، هلیوم، حمل‌ونقل هوایی و سایر نهاده‌های حیاتی نیز گسترش می‌یابد. اختلال در این مسیر می‌تواند آثار خود را از بازار انرژی به تورم، هزینه تولید، امنیت غذایی و رُشد اقتصادی جهانی منتقل کند.

۳. مسیرهای جایگزین، جایگزین کامل تنگه هرمز نیستند.

خطوط انتقال نفت عربستان، امارات و سایر مسیرهای جایگزین تنها ظرفیت محدودی برای کاهش آثار اختلال دارند و نمی‌توانند در کوتاه‌مدت جایگزین کامل تنگه هرمز شوند. ایجاد مسیرهای جدید انتقال انرژی نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین، فناوری و زمان چندساله است.

۴. مهم‌ترین فرصت ایران، تبدیل جغرافیا به قدرت اقتصادی است.

ایران می‌تواند موقعیت جغرافیایی خود را از یک مزیت طبیعی به یک ابزار قدرت اقتصادی و سیاسی تبدیل کند. این ظرفیت باید از یک ابزار صرفاً واکنشی در شرایط بحران، به یک مزیت فعال اقتصادی و توسعه‌ای تبدیل شود.

۵. اقتصاد دریامحور، محور اصلی بهره‌برداری از ظرفیت تنگه هرمز است.

تنگه هرمز و جزیره قشم می‌توانند به هاب اصلی اقتصاد دریامحور ایران تبدیل شوند؛ زیرا مجموعه متنوعی از زنجیره‌های ارزش دریایی را در خود جای داده‌اند. مهم‌ترین حوزه‌های دارای ظرفیت عبارت‌اند از:

•      بانکرینگ و خدمات دریایی؛

•      تعمیر و نگهداری کشتی‌ها؛

•      صنایع شناورسازی و کشتی‌سازی؛

•      شیلات و آبزی‌پروری؛

•      گردشگری دریایی؛

•      زیست‌فناوری دریایی؛

•      خدمات لجستیکی و بندری.

۶. بانکرینگ یکی از فرصت‌های مغفول اقتصادی ایران است.

خدمات مورد نیاز کشتی‌های عبوری تنها به سوخت‌رسانی محدود نمی‌شود و شامل آب، مواد غذایی، قطعات، تعمیرات، خدمات پزشکی، ارتباطات و خدمات پشتیبان است. منطقه سلخ قشم از نظر موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های طبیعی، قابلیت تبدیل‌شدن به یکی از مراکز مهم بانکرینگ منطقه را دارد.

۷. تنگه هرمز دارای ابعاد انسانی و تمدنی مهمی است.

شناخت تنگه هرمز صرفاً با نگاه نظامی و امنیتی کافی نیست؛ زیرا این منطقه یک زیست‌بوم انسانی، فرهنگی، تاریخی و اقتصادی است. شبکه‌های انسانی، فرهنگی و تجاری مردم جنوب ایران می‌تواند به‌عنوان سرمایه‌ای برای دیپلماسی منطقه‌ای و توسعه روابط اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.

۸. توسعه تنگه هرمز نیازمند اصلاح نگاه حکمرانی است.

یکی از چالش‌های اصلی، ضعف شناخت ملی نسبت به ظرفیت‌های واقعی این منطقه و عدم تبدیل ظرفیت‌های بالقوه به فرصت‌های بالفعل اقتصادی است. مدیریت آینده تنگه هرمز باید تلفیقی از سیاست اقتصادی، امنیتی، فرهنگی، انسانی و زیست‌محیطی باشد.

۹. بهره‌گیری از تنگه هرمز نیازمند شبکه‌سازی بین‌المللی است.

ایجاد منافع مشترک با کشورهای مصرف‌کننده انرژی، بازیگران تجاری و صاحبان زنجیره‌های تأمین جهانی می‌تواند هزینه‌های تقابل و انگیزه همکاری را افزایش دهد. هدف باید ایجاد شبکه‌ای از ذی‌نفعان جهانی باشد که امنیت و توسعه تنگه هرمز را به یک منفعت مشترک تبدیل کند.

ت) نتیجه گیری

خلاصه آنکه، تنگه هرمز برای ایران صرفاً یک نقطه جغرافیایی یا یک موضوع امنیتی نیست؛ بلکه یک دارایی راهبردی ملی است. آینده این منطقه به میزان توانایی ایران در تبدیل «مزیت جغرافیایی» به «قدرت اقتصادی، دیپلماتیک و توسعه‌ای» وابسته است. رویکرد مطلوب، حرکت از مدیریت بحران‌محور به سمت حکمرانی فعال اقتصاد دریامحور است.

 

اندیشکده تبیین-میز ایران

شهریور ماه 1405

 

ارسال نظرات

captcha