پرسش و پاسخ

۲۲ مهر ۱۴۰۵

گزارش پژوهشی -تحلیلی اولین جلسه میز جهان

گزارش تحلیل پژوهشی
چرایی آغاز و مرور روند تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران
کد خبر : 22197

تبیین:

الف) مقدمه:

این سند، تدوین اولین نشست از سلسله‌نشست‌های تخصصی «میز تخصصی مطالعات ایران» است. اداره‌کننده علمی نشست آقای دکتر حسینی، عضو هیئت علمی گروه مطالعات منطقه‌ای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، با اعلام عنوان نشست «چرایی آغاز و مرور روند تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران» جلسه را به همراه

دو میهمان جناب آقای دکتر حسین احمدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ همسایگی جمهوری اسلامی ایران، و جناب آقای دکتر صفرنژاد، استاد دانشگاه و صاحب‌نظر در حوزه روابط بین‌الملل و همسایگی ایران که در جریان دو جنگ تحمیلی اخیر نیز به‌عنوان تحلیل‌گر رسانه‌ای فعالیت داشته‌اند جلسه را پیش بردند.

ب) چرایی اهمیت موضوع

جمهوری اسلامی ایران در حدود پانزده ماه گذشته با سه جنگ تحمیلی مواجه شده است: جنگ دوازده‌روزه، جنگ چهل‌روزه و جنگ هفده‌روزه. این رخداد‌ها ادامه یک رویارویی گسترده‌تر و چهل‌وهفت‌سال‌ونیمه با «نظام سلطه» به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند که دارای ابعاد نظامی سخت، نیمه‌سخت و نرم (روانی، رسانه‌ای، سایبری و شناختی) است.

ج) چالش‌های کلیدی مطرح‌شده

● ناهمخوانی راهبردی-تاکتیکی:

دکتر صفرنژاد: آمریکا در قبال ایران از الگوی کنش راهبردی (درازمدت) بهره می‌گیرد، در حالی‌که سازوکار‌های تصمیم‌گیری ایران عمدتاً تاکتیکی (کوتاه‌مدت) است.

● ضعف شناختی برخی نخبگان اجرایی:

دکتر صفرنژاد: بخشی از مدیران و نخبگان اجرایی کشور، به‌ویژه در دولت، شناخت کافی از آنچه ایشان «مکتب مقاومت» می‌نامند و از ماهیت تهدیدات راهبردی ندارند.

● فریب و غافلگیری تاکتیکی در دیپلماسی: در جریان رویداد‌هایی مانند جنگ اوکراین، فضای رسانه‌ای غرب و برخی چهره‌های شناخته‌شده داخلی («سلبریتی‌ها») در شکل‌گیری برداشت‌های نادرست عمومی مؤثر بوده‌اند.

● استفاده از گروه‌های نیابتی در حوزه‌های هویتی و قومی:

دکتر صفرنژاد: ایران با ده جریان بالقوه هویتی/قومی مواجه است که می‌توانند در نبرد‌های ترکیبی علیه کشور به کار گرفته شوند.

● شبکه‌سازی نخبگانی:

دکتر صفرنژاد: شبکه‌سازی بین‌المللی از طریق گروه‌های مرجع اجتماعی (سیاست‌مداران و نظامیان بازنشسته، صاحبان صنایع، اساتید، هنرمندان، ورزشکاران، اهالی سینما و رسانه) به عنوان ابزار نفوذ در تصمیم‌سازی و افکار عمومی استفاده می‌کنند.

د) یافته‌های کلیدی

جابجایی قدرت جهانی از غرب به شرق

دکتر احمدی با مروری تاریخی بر جابجایی‌های قدرت جهانی (از صلح وستفالی و کنگره وین تا کنفرانس‌های یالتا و پوتسدام)، استدلال کرد که جهان در حال گذار از نظم تک/دوقطبی به‌سمت نظمی چندجانبه است. ایشان آمار‌های زیر را در حمایت از این تحلیل ارائه کرد:

دکتر احمدی همچنین به راه‌اندازی «یوان دیجیتال» توسط بانک مرکزی چین اشاره کرد که به گفته ایشان ده کشور آسه‌آن و شش کشور خاورمیانه به آن متصل شده‌اند و می‌تواند بخشی از تجارت جهانی را از وابستگی به سامانه سوئیفت (SWIFT) خارج کند؛ ایشان زمان تسویه این سامانه را در حدود هفت تا هشت ثانیه و کاهش کارمزد را در حدود ۹۸ درصد نسبت به سوئیفت عنوان کرد.

گزاره‌های راهبردی و اجرایی در باب انقلاب اسلامی از نگاه دکتر صفر نژاد

گزاره اول: با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، "نظام جمهوری اسلامی" تأسیس شد که پرچمدار راه خدا و جبهه عدالت و حق‌طلبی در دنیا شد و گفتمانی برگرفته از انقلاب اسلامی در جهان با نام گفتمان مقاومت پدید آمد. در واقع "مکتب مقاومت محصول انقلاب اسلامی" است.

گزارش دوم: مکتب مقاومت "بنیانگذار" دارد و البته که با دو نام شناخته می‌شود:

"یکی معمار و بناکننده آن حضرت امام خمینی (ره) و دوم زعیمی که این مکتب را به استکمال رساند".

یعنی تمدن نوین اسلامی را با جهانی‌سازی اسلام به دنیا عرضه کرد و او رهبر شهید عزیزمان (قدس‌سره) بود. این مکتب امروز الگوی عملی دارد. جبهه‌های مقاومت در سراسر دنیا فعال است. مخاطبین آن هم تمامی مردم به‌ویژه حقجویان و سلطه‌ستیزان جهان هستند.

این مکتب برخلاف روند جاری و دیگر مکاتب، مخاطب اول و آخرش آحاد مردم دنیا هستند. مکاتبی هستند که با مخاطب قرار دادن عموم مردم شروع شدند، اما اراده آنها معطوف به قدرت و حاکمیت بود و زمانی‌که به قدرت رسیدند به مردم پشت کردند، اما انقلاب اسلامی از روز اول مخاطب اول و آخرش مردم بوده در دنیا امروز این مکتب الگوی عملی دارد که با نام امام خمینی (ره) و امام شهید (قدس سره) شناخته می‌شود و قهرمانانی در تراز جهانی همچون شهید قاسم سلیمانی دارد.

این انقلاب الگو‌های منطقه‌ای دارد که در فلسطین و لبنان و عراق و سوریه و یمن و بحرین و افغانستان و شبه قاره هند و آسیای مرکزی و قفقاز و آفریقا تجلی‌های متنوعی را بروز داده است. اگر ادعا کنیم که امروز زبان فارسی، زبان بین‌المللی مقاومت در جهان است، حرفی به گزافه نگفته‌ایم.

قریب سه سال است که در دانشگاه‌های مختلف جهان از جمله آمریکا و اروپای غربی، اساتید و دانشجویان در هنگام اعتراض، به زبان فارسی شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل سرمی‌دهند.

پرچم ایران نیز امروزه پرچم مقاومت در جهان است و سند آنهم تصاویر تجمعات اعتراضی در گستره بزرگی از جهان از شبه قاره هند تا اروپا و آمریکا است که پرچم ایران نیز در آنها برافراشته می‌شود. ما اکنون شاهد شکل‌گیری انسجامی در بین مردم مختلف جهان در مسیر پدیدآمدن امت واحده هستیم که بی‌گمان از پیامد‌های انقلاب اسلامی ایران است و البته که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بدین مهم اشاره شده است.

اعتقاد ما این است که در ادامه مسیر ان‌شاءالله رهبر عزیزمان این پرچم را به دست منجی مصلح آخرالزمان، حضرت مهدی (عج‌الله تعالی فرجه‌الشریف) خواهد داد و آن حضرت به عرض و طول کره زمین پرچم این گفتمان و مکتب را به اهتزاز در خواهند آورد. امروز خروجی گفتمان و مکتب انقلاب اسلامی در بیداری جهان تجلی یافته است.

گزاره سوم: تقابل میان جبهه مقاومت و جبهه شیطان به پرچمداری آمریکا و صحنه‌آرایی جریان صهیونیسم بین‌الملل امری طبیعی و غیر قابل اجتناب است. صهیونیسم بین‌الملل برای پیشبرد اهداف شوم خود در صحنه بین‌الملل از ابزار‌های مختلفی استفاده می‌کند، که شامل "شبکه‌سازی از طریق فراماسون‌ها" نیز است. تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و این اجتماع شیطانی از روز تأسیس این نظام در چهل و هفت سال و نیم پیش شروع شده در اشکال مختلف همیشه در جریان بوده است.

اختلاف جبهه خدا با جبهه شیطان یک اختلاف مبنایی و بنیادین است هر کس که در دنیای امروز پرچم راه خدا را برافرازد، تهاجم و تقابل و خصومت آمریکایی‌ها و ایادی‌شان را برخواهد انگیخت و این تضاد پارادایمی از میان رفتنی نیست.

گزاره چهارم: خوش‌بینی و همراهی با نظام سلطه به رهبری آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل معنایی ندارد. این همراهی به معنای خودکشی هویتی و حیثیتی ما است که به‌واسطه استقلال جبهه مقاومت و مسیری که در چهل و هفت سال‌ونیم اخیر سپری شده به جایگاه و اعتباری والا در انظار حق‌جویان و حق‌طلبان جهان دست یافته‌ایم.

جمهوری اسلامی ایران به امید حق‌طلبان دنیا تبدیل شده است. امسال چهارمین دهه محرم بود که در پنج ایالت آمریکا کوچه‌ها و معابر را سیاه‌پوش کرده بودند.

ما امروز در آمریکا چهارصد هزار مستبصر داریم. مستبصر یعنی کسی که از هر دین و آیین و تفکری به مذهب حقه شیعه رو آورده است که بخش چشمگیری از مستبصرین در اقصی نقاط جهان مقلد رهبر شهید ما (قدس سره) هستند و بسیاری از آنها وجوه شرعی را به دفتر ایشان می‌دهند. رهبر شهید (قدس سره) ما در کشور آمریکا چهار نماینده دارند که وجوهات دریافتی در همانجا هزینه می‌شود. واقعیت این است که "گرایش به حق‌طلبی، گرایش به مذهب حقه" حتی در داخل آمریکا هم در حال گسترش و رشد است، در اروپا هم وضعیت همین است.

ما بیشترین مستبصرین را در انگلستان داریم، و به ترتیب فرانسه، آلمان، اسپانیا و سوئد، و این دامنه روز به روز در حال گسترش است. با یک جستجوی اینترنتی ساده می‌توان چهارمین پیاده‌روی جاماندگان اربعین در سوئد در سال جاری را ملاحظه نمود که به طول چندین کیلومتر و با جمعیتی چشمگیر برگزار شد. اینها تحولاتی مهمی است که از انظار دوست و دشمن پنهان نیست.

تحلیل وبررسی گزاره چهارم

دکتر صفرنژاد گفتمان برخاسته از انقلاب اسلامی را «مکتب مقاومت» نامید و آن را دارای دو چهره بنیان‌گذار (بنیانگذار و تکمیل‌کننده مکتب، به تعبیر ایشان) و الگو‌های عملی در سطح جهانی و منطقه‌ای دانست. ایشان آمار‌هایی درباره گسترش این گفتمان ارائه کرد، از جمله وجود حدود ۴۰۰ هزار «مستبصر» در آمریکا و رشد جمعیت شیعیان در برخی کشور‌های آفریقایی و آسیایی.

گزاره پنجم: متاسفانه در نتیجه عدم درک مکتب انقلاب اسلامی و مفاهیم بنیادین آن به‌ویژه توسط بخش بزرگی از نخبگان جامعه، از جمله مدیران اجرایی کشور، با برخی از مسئولان مواجهیم که هنوز انقلاب اسلامی را درک نکرده‌اند و مفهوم مکتب انقلاب اسلامی را نمی‌دانند و ارزیابی دقیق و واقعی از عمق تضاد بین جبهه ما با جبهه شیطان ندارند و آن‌را تضادی ابدی، بنیادین و به گسترده تمامی جهان نمی‌دانند و نتیجه آن هم در "خوش‌بینی و ساده‌لوحی در برابر دشمن" جلوه گر می‌شود.

گزارش ششم: یکی از دلایلی که طی ۱۵ ماه گذشته سه جنگ به ما تحمیل شده است، "عدم شناخت عمیق" درصد بالایی از نخبگان و کارگزاران اجرایی کشور از مکتب انقلاب اسلامی است. ما در تله دیپلماسی فریب و غافلگیری تاکتیکی دشمنان قسم‌خورده‌مان افتادیم.

عدم شناخت کارگزاران ایرانی از واقعیت‌های راهبردی در حال ظهور و در جریان در دنیا هزینه‌های سنگینی را بر ملت ایران و البته محور مقاومت تحمیل کرده است. شرایط فرهنگی و شهرت تایلند نیاز به توضیح ندارد، اما اکنون در همین کشور، پرچم مذهب شیعه اثنی عشری برافراشته است و رقم مستبصرین تایلندی به دویست هزار نفر رسیده است.

همین شرایط را کمایش در دیگر کشور‌های جنوب شرق آسیا از جمله مالزی و اندونزی داریم. در آفریقا نیز وضعیت کمابیش همین است، حرکت‌های بزرگی در آفریقای جنوبی، کنیا، اوگاندا، تانزانیا و بسیاری دیگر از کشور‌های آفریقا شروع شده است. نیجریه که یکی از سه اقتصاد برتر قاره آفریقا است، اکنون جمعیت بزرگ شیعیان را در خود جا داده است که محصول مجاهدت‌های یکی از دلدادگان مکتب امامین انقلاب اسلامی، یعنی شیخ ابراهیم زکزاکی است.

نتیجه سی سال تلاش‌های زکزاکی و یارانش، تبدیل اقلیت قابل اغماض یکصدهزارنفری شیعیان نیجریه به جمعیتی بالغ بر ۳۵ میلیون نفر است. آفریقای جنوبی که تا سه دهه پیش در چنگال آپارتاید و نژادپرستی و صهیونیسم اسیر بود، امروز دولتی را دارد که رئیس موحد و آزاده آن موفق می‌شود حکم دستگیری سیار بین‌المللی نتانیاهوی جنایتکار و کودکش را از دیوان کیفری بین‌المللی موسوم به لاهه بگیرد و این یک موفقیت بزرگ است. امروز در استرالیا که روزگاری از کانون‌های قدرت صهیونیست‌ها بود صدای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل شنیده می‌شود. البته که صهیونیست‌ها آشفته می‌شوند و به دولت استرالیا فشار می‌آورند که درِ سفارت جمهوری اسلامی ایران را که کلا به اتفاق سفیر، سه نفر در آن حضور داشتند را ببندد، اما این تحولات که سرمنشأش انقلاب اسلامی ایران است، اکنون موکول به باز یا بسته بودن سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی نیست. این موج‌ها بلند شده است و این جریان راه افتاده است و نه دشمنان و نه آنها که در داخل کشور در تقابل با گفتمان انقلاب اسلامی هستند را یارای ایستادن در برابر آن نیست.

این یک بیداری جهانی است که هرچه دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی بیشتر به تقابل با آن برخیزند بیشتر در مهار و خنثی‌سازی آن به مشکل می‌خورند. باید حواس‌مان باشد که خدای ناکرده بعضی مسائل و مشکلات خرد در داخل کشور، ما را از آن خروجی‌های مهم راهبردی غافل نکند.

گزاره هفتم: یکی از دستاورد‌های انقلاب اسلامی این بود که گروهی که نمادشان شهید عزیز، حاج قاسم سلیمانی است شروع به پیاده‌سازی راهبردی کردند که در عوض اینکه در مرز فیزیکی کشورمان با دشمن درگیر باشیم، "عمق راهبردی" خویش را افزایش دهیم و بیخ گوش دشمن به دفاع برخیزیم. این تفکر به مدت سی و هفت سال پایدار بود، البته از سال نود و دو ترک خورد سال نود و شش شکاف عمیقی برداشت که نود و هشت خود حاج قاسم شهید شد و بعد از سی و هفت سال بعد از اینکه این رقیق شد از خرداد ۱۴۰۴ تا به امروز، سه جنگ به ما تحمیل کردند، یعنی حواسمان باشد اگر نگاه جهانی نداشته باشیم؛ نگاه راهبردی و استراتژیک نداشته باشیم حتما دشمن ما را در داخل گرفتار می‌کند.

باز هم تأکید می‌کنم که عدم شناخت کارگزاران و مدیران کشور از واقعیت‌های راهبردی در حال ظهور و در جریان، موجب تحمیل سه جنگ به ایران اسلامی شد. ما جنگمان با نظام سلطه؛ با آمریکا و صهیونیسم، جنگی چهل و هفت و نیم ساله است و در ابعاد ترکیبی ادامه خواهد داشت؛ هم جنگ سخت نظامی، هم نیمه‌سخت، هم جنگ نرم، جنگ روانی، جنگ رسانه‌ای، جنگ سایبری، جنگ شناختی و...

باید همیشه به خاطر داشته باشیم که زمینه لازم برای عملیات غافلگیرانه نظامی مشترک آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها علیه جمهوری اسلامی را نخبگان و کارگزاران جاهل به وجود آوردند. این جنگ‌ها و تهاجم‌ها علیه ایران انعکاس ناکارآمدی شناختی عرصه حکمرانی در ایران از سیاست‌های خصمانه آمریکاست. ما در گفتمان حکمران‌ها در ایران از زاویه صفر با انقلاب اسلامی تا زاویه صدوهشتاد درجه را داریم. این نماد رواداری نیست، این بازتاب ضعف ما است.

گزاره هشتم: در شرایطی‌که آمریکا و رژیم صهیونیستی برنامه‌ریزی تاکتیکی‌شان برای حمله نظامی به ایران را مرور می‌کردند، برخی مقامات و کارگزاران ایرانی توییت‌هایی را منتشر می‌کردند که معطوف به بازتولید فریب ادراکی و "غافلگیری تاکتیکی" در برابر سیاست‌های نظامی و امنیتی آمریکا بود.

ادبیات سیاسی و ژست‌های حاکمان آمریکا به سرکردگی ترامپ ملعون و تیم وی به موازات آرایش نظامی و تاکتیکی آنها در محیط منطقه‌ای پیرامون ما، واقعیت‌هایی بود که متأسفانه از سوی کارگزاران جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های راهبردی مورد توجه قرار نگرفت.

گزاره نهم: هرگونه "درک نادرست" از نشانه‌ها و قراین و فرایند‌های تهدیدآمیز از سوی جبهه شرور آمریکایی ـ صهیونیستی و اذناب آنها منجر به ظهور ادبیات و سازکار‌هایی می‌شود که با واقعیت‌های میدانی تناسب ندارد و ما را به خطا و غفلت فرومی‌غلتاند.

گزاره دهم: واقعیت‌های موجود حاکی از آن است که؛

آمریکا از الگوی کنش راهبردی یعنی درازمدت در برابر جمهوری اسلامی ایران بهره می‌گیرد. در حالی‌که جمهوری اسلامی ایران سازکارهایش کنش تاکتیکی است. ما نگاه کوتاه‌مدت و تاکتیکی داریم، اما دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی برنامه درازمدت و راهبردی علیه ما دارد.

نگاه تاکتیکی ما پشتوانه راهبردی ایران در فضای جنگ منطقه‌ای را با چالش مواجه کرد. این نگاه باید به صورت جدی و عملی اصلاح شود.

سیاستی که بعد از جنگ تحمیلی هشت ساله در پیش گرفته شد، باید دوباره احیا شود. این سیاست طی ۳۷ سال بعد از جنگ تحمیلی اول تا جنگ تحمیلی دوم کارآمدی‌اش را به اثبات رساند. نباید فراموش کنیم که تضعیف و تخطئه این سیاست، خود یک فرایند و برنامه بلندمدت از سوی دشمن بود.

مگر می‌توان شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در فتنه ۸۸ را از خاطر برد؟ متأسفانه رسانه ما، دانشگاه ما، حوزه ما، نتوانست مکتب انقلاب اسلامی را به درستی و شایستگی معرفی کند و بخش مهمی از چالش‌های امروز ما محصول این ناکارآمدی‌ها است.

گزاره یازدهم: آمریکا و جریان صهیونیستی درصددند تا از طریق "گروه‌های نیابتی" در حوزه‌های مختلف از جمله عرصه هویتی، اقدامات خصمانه‌شان علیه ایران را تداوم بدهند. اقدام نظامی، جنگ نرم، جنگ نیمه‌سخت و نیمه‌نرم، هر یک را در جای خود علیه ما پیش می‌برند، در این بین استفاده از گروه‌های نیابتی یک نوع اقدام نیمه‌نرم محسوب می‌شود، که به‌ویژه در حوزه‌های هویتی علیه ایران دنبال می‌کنند. ما در ایران ده جریان تجزیه‌طلب بالقوه داریم که در این نوع نبرد علیه ما می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند.

آمریکایی‌ها برای تجزیه ایران ساختار تعریف کرده‌اند، کارگزار استخدام کرده‌اند، بودجه سالانه تصویب و هزینه کرده‌اند. بخشی از نتایج آنرا نیز مدتهاست که شاهدیم. متاسفانه جمعیت قابل توجهی از گروه‌های قومی در سال‌های اخیر از جمهوری اسلامی ایران فاصله گرفته‌اند و تعارضات هویتی در بخش‌هایی از کشور ظاهر شده است. به خاطر همین وضعیت است که هر کس شعار‌های هنجارشکنانه می‌دهد در انتخابات رأی بالاتری می‌آورد. باید خیلی مراقب باشیم. دشمن با برنامه‌ریزی و راهبرد مدون در حال پیش آمدن است.

گزاره دوازدهم: در شرایط موجود همه کارگزاران سیاسی و اجرایی دولتی و حاکمیتی، فرق نمی‌کند و نیرو‌های اجتماعی باید به این موضوع واقف باشند که وظیفه تمام گروه‌های شهروندی حفظ ساختار سیاسی و تمامیت ارضی کشور و مقابله با تهدیدات از "طریق همبستگی اجتماعی" است.

ما باید اقشار مختلف ملت ایران را گرد هم حفظ کنیم. باید گروه‌های در حاشیه را نیز مورد توجه و حمایت قرار دهیم. حضور این ملت مبعوث شده را مغتنم شمرده و از آن صیانت کنیم. این حضور فعال مردم نجیب و شریف در میادین باطل‌السحر دشمنان قسم‌خورده انقلاب اسلامی است. در فضای تهدیدات همه‌جانبه علیه کیان ایران اسلامی، ناسیونالیسم ایرانی و انگاره حفظ تمامیت ارضی ایران یک ظرفیت ارزشمند و شایان توجه است که باید بدان توجه داشته باشیم.

سه جنگ تحمیلی اخیر و دلایل رخ‌داد آنها

طبق جمع‌بندی دکتر صفرنژاد، سیاست «عمق راهبردی» که پس از جنگ تحمیلی هشت‌ساله دنبال می‌شد، در سال‌های بعد (با اشاراتی به سال‌های ۹۲ و ۹۶ شمسی و شهادت سردار سلیمانی در سال ۹۸) با ترک و تضعیف مواجه شد و همین امر، به باور ایشان، زمینه‌ساز وقوع سه جنگ تحمیلی از خرداد ۱۴۰۴ به بعد بوده است.

دکتر حسینی نیز با اشاره به جنگ روسیه و اوکراین (آغاز از پنجم اسفند ۱۴۰۰ به تعبیر ایشان) و پیام رهبر شهید (قدس سره) در دهم اسفند همان سال، این رویداد را نشانه اولیه‌ای از روند جابه‌جایی قدرت بین‌المللی دانست که پیش‌تر در نشست مورد اشاره دکتر احمدی نیز طرح شده بود.

ه) رویکرد‌ها و راهکار‌های مطرح‌شده

● احیای سیاست عمق راهبردی:

پیشنهاد دکتر صفرنژاد = بازگرداندن رویکرد «ایجاد و توسعه عمق راهبردی و محیط امنیتی» در مناطق پیرامونی ایران، همان سیاستی که پس از جنگ تحمیلی هشت‌ساله دنبال می‌شد.

● تقویت همبستگی و انسجام اجتماعی:

به گفته دکتر صفرنژاد= مقابله با تهدیدات ترکیبی نیازمند وحدت کلمه و انسجام ملی در میان همه گروه‌های شهروندی است.

● ارتقای دانش نسبت به جنگ‌های نوین:

بر اساس اظهارات دکتر صفرنژاد = نیرو‌های نظامی، انتظامی و امنیتی کشور باید نسبت به ماهیت جنگ نرم، جنگ شناختی و جنگ سایبری دانش‌افزایی کنند و ساختار‌های تخصصی متناظر (مشابه آنچه ایشان درباره برنامه ده‌ساله ناتو توضیح داد) ایجاد کنند.

● اصلاح فرایند‌های آموزشی و رسانه‌ای:

به گفته دکتر صفرنژاد= نهاد‌های آموزشی (آموزش‌وپرورش، آموزش عالی، حوزه‌های علمیه) و رسانه‌ای کشور در معرفی «گفتمان مقاومت» کوتاهی داشته‌اند و باید این کاستی جبران شود.

و) نکات فنی مهم: جنگ ترکیبی و «حوزه ششم نبرد»

بخش قابل‌توجهی از سخنان دکتر صفرنژاد به تشریح چارچوب «جنگ ترکیبی» ناتو اختصاص داشت. بر اساس این تحلیل، ناتو از سال ۲۰۲۳ میلادی برنامه‌ای ده‌ساله برای ۳۲ کشور عضو خود تعریف کرده که علاوه بر پنج حوزه شناخته‌شده نبرد (زمین، دریا، هوا، فضا و فضای سایبری)، حوزه ششمی با عنوان «ذهن انسان» (جنگ و دفاع شناختی/ادراکی) را نیز به رسمیت می‌شناسد.

ز) پیامد‌ها و دستاورد‌های مورد انتظار رویکرد‌های پیشنهادی

● کاهش شکاف میان کنش تاکتیکی ایران و کنش راهبردی طرف مقابل، در صورت اصلاح رویکرد‌های تصمیم‌گیری.

● افزایش تاب‌آوری اجتماعی در برابر تهدیدات ترکیبی، در پرتو تقویت انسجام ملی.

● ارتقای آمادگی نهاد‌های نظامی، انتظامی و امنیتی برای رویارویی با جنگ‌های نرم و شناختی، از طریق ایجاد ساختار‌های تخصصی.

ح) گام‌های بعدی

● برگزاری دور دوم نشست با محوریت «توصیه‌های راهبردی و اجرایی»، آن‌گونه که سخنرانان وعده دادند.

● ادامه سلسله‌نشست‌های «میز تخصصی مطالعات ایران» با محوریت سایر جریان‌های هویتی/قومی مؤثر در تهدیدات ترکیبی (موضوعی که دکتر صفرنژاد به تفصیل بیشتر آن در نشستی جداگانه اشاره کرد).

● پاسخ‌گویی به پرسش‌های حضار در بخش پرسش‌وپاسخ که در فایل ارائه‌شده ثبت نشده است.

ط) جمع‌بندی و نکات کلیدی

● ایران در ۱۵ ماه اخیر با سه جنگ تحمیلی مواجه بوده که در چارچوب رویارویی ۴۷ ساله با «نظام سلطه» میتوان تحلیل کرد.

● جهان در حال گذار از تمرکز قدرت در غرب به‌سمت شرق (آسیا) است؛ روندی که با شاخص‌های اقتصادی و تجاری همراه شده است.

● ضرورت شناخت دقیق‌تر از ماهیت جنگ‌های نرم، ترکیبی و شناختی، در کنار بازسازی «عمق راهبردی» و تقویت انسجام اجتماعی بسیار مهم میباشد.

ارسال نظرات

captcha