پرسش و پاسخ

۲۲ مهر ۱۴۰۵

تریبون شکست کاخ سفید

کاخ سفید
جمع‌بندی پیام‌های نشست امسال سازمان ملل یک واقعیت انکارناپذیر را آشکار ساخت: نظم کهنه غربی فروریخته، کاخ سفید قافیه را باخته و ابتکار عمل در خلیج فارس در اختیار جمهوری اسلامی ایران است.
کد خبر : 22188

تبیین:
محمدرضاشبانی
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نشست اخیر خود، شاکله‌ای نوظهور و بی‌بازگشت از نظم جدید جهانی را به تصویر کشید؛ نشستی که پرده از افول پرشتاب هژمونی تک‌قطبی غرب برداشت و شکستگی‌های ترمیم‌ناپذیر در ساختار قدرت بین‌الملل را بیش از پیش نمایان ساخت. آنچه در تالارهای سازمان ملل گذشت، فراتر از سخنرانی‌های سالانه و تشریفات معمول دیپلماتیک، گواهی بر یک جابه‌جایی تاریخ‌ساز در موازنه قدرت بود: افول هژمونی غرب و تثبیت اقتدار بازیگران مستقل در هندسه امنیتی جدید جهان.
در قلب این دگرگونی کلان، غرب آسیا و حوزه حیاتی خلیج فارس قرار دارد؛ منطقه‌ای که معادلات زیست‌سیاسی آن پس از «جنگ رمضان» و تحولات پس از ۹ اسفند، دچار تحول راهبردی شده است. سال‌ها معادله امنیتی این منطقه بر پایه مدل سنتی و تحقیرآمیز «نفت در برابر امنیت» استوار بود؛ الگویی که در آن کشورهای ثروتمند منطقه نقش «گاو شیرده» را بازی می‌کردند و واشنگتن با فروختن سامانه‌های پدافندی گران‌قیمت و ایجاد پایگاه‌های عریض و طویل، خود را تنها ضامن امنیت جا می‌زد. اما نبرد اخیر تمام این محاسبات را دود کرد و به هوا فرستاد. متحدان منطقه‌ای آمریکا ناگهان متوجه شدند چتر امنیتی عموسام سوراخ‌تر از آن است که حتی در برابر یک طوفان محدود کارایی داشته باشد و تسلیحات میلیاردی غرب توان ایجاد امنیت واقعی را ندارد.
بازتاب این حقیقت تلخ را می‌توان در رفتار سیاسی بازیگران منطقه‌ای دید؛ جایی که اعتماد به واشنگتن به حضیض تاریخی خود رسیده است. از شکل‌گیری پیمان مکه میان بازیگرانی چون ترکیه، عربستان و پاکستان گرفته تا موضع‌گیری‌های صریح مقامات قطر و امارات در حاشیه نشست نیویورک، همگی نشان از یک «بازتنظیم راهبردی» دارند. هنگامی که نخست‌وزیر قطر صریحاً جنگ را یک «هشدار بیدارباش» خوانده و از ضرورت ایجاد چارچوب امنیتی جدید با حضور مستقیم ایران سخن می‌گوید، یا زمانی که مشاور دیپلماتیک امارات بر غیرقابل اجتناب بودن عنصر «جغرافیا» و لزوم گفت‌وگوی مستقیم با تهران تأکید می‌کند، پیام روشنی به جهان مخابره می‌شود؛ اینکه حتی کشورهای مرتجع منطقه هم به این محاسبه ساده اما حیاتی رسیده‌اند که آمریکا نیرویی فرامنطقه‌ای و عبوری است، اما جمهوری اسلامی ایران همسایه‌ای دائمی، مقتدر و تعیین‌کننده است که فردای هر طوفانی نیز در شمال خلیج فارس، قرص و محکم باقی خواهد ماند.
در همین راستا، حضور و سخنرانی رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل، مکمل این تصویر شکست برای غرب بود. دکترپزشکیان در قامت راوی ملت مبعوث ایران، پا به تریبون جهانی گذاشت تا پاسخ تهدیدات ترامپ را با افشای جنایات زنجیره‌ای آمریکایی-صهیونی بدهد. اقدام نمادین و معنادار او در بالا بردن تصویر رهبر شهید و یادآوری خون پاک کودکان بی‌گناه و شهدای گرانقدر، نقاب از چهره مدعیان دروغین حقوق بشر برداشت.
رئیس‌جمهور با منطقی محکم و صلابتی برگرفته از آرمان‌های انقلابی، تناقض آشکار و مضحک ساختار قدرت غربی را افشا کرد؛ تناقضی که در آن «بمب‌های ویرانگر در دست اسرائیل است، اما بازرسان در ایران اند!» او با صراحت و قاطعیت به گوش جهانیان رساند که ملت ایران هرگز زبان زور و قلدری را نخواهد پذیرفت.
در نقطه مقابل، سخنرانی دونالد ترامپ در مجمع عمومی را باید مرثیه‌ای بر ادعاهای هژمونیک آمریکا تحلیل کرد. رفتار ترامپ پشت تریبون سازمان ملل، یادآور قماربازی بود که تمام دارایی‌اش را پای میز قمار باخته، اما از فرط آشفتگی و غرور، دست به انکارهای ناشیانه می‌زند. واشنگتن با تمام هیبت ادعایی‌اش در برابر ایران به بن‌بست کامل رسید؛ نه آتش موشک‌های ایران خاموش شد، نه پروژه ایجاد آشوب خیابانی به ثمر نشست و نه با شهادت قائد و رهبر امت، شیرازه نظام و امت اسلامی گسست، بلکه برعکس، انسجام میدان و خیابان مستحکم‌تر از گذشته نمایان شد. حتی حملات به تأسیسات هسته‌ای و ورودی شهرهای موشکی هم نتوانست شریان قدرت بومی ایران را قطع کند.
کاخ سفید امروز در باتلاقی عمیق دست‌وپامی‌زند؛ ترامپ میان آتش بحران بی‌سابقه‌ی سوخت و پیامدهای فلج‌کننده اقتصادی در داخل از یک‌سو، و شتاب‌زدگی برای فتح یک دستاورد ملموس در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای از سوی دیگر، گرفتار شده است. تأیید خبر دیدار وزیر امور خارجه کشورمان با نماینده ویژه ترامپ در نیویورک نیز تنها برای «ابلاغ شروط قاطع جمهوری اسلامی ایران جهت بازگشایی تنگه هرمز» و اتمام حجت نهایی صورت گرفت.
جمع‌بندی پیام‌های نشست امسال سازمان ملل یک واقعیت انکارناپذیر را آشکار ساخت: نظم کهنه غربی فروریخته، کاخ سفید قافیه را باخته و ابتکار عمل در خلیج فارس در اختیار جمهوری اسلامی ایران است. آمریکا چه به جنگ ادامه دهد و چه پشت واسطه‌تراشی‌های دیپلماتیک پنهان شود، راهی جز پذیرش شروط ایران و تعظیم در برابر اقتدار ملت ایران ندارد.

ارسال نظرات

captcha