پرسش و پاسخ

۲۲ مهر ۱۴۰۵

پارادوکس هرمز: چگونه بحران، جغرافیای انرژی خاورمیانه را بازآرایی می‌کند

تنگه هرمز
ایران با استفاده از وابستگی منطقه به تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار، هم‌زمان هزینه وابستگی به این مسیر را برای سایر کشور‌ها افزایش می‌دهد. تجربه یک اختلال طولانی، علاقه آنها را به خطوط لوله بای‌پس، پایانه‌های صادراتی جدید و ذخایر بیشتر برمی‌انگیزد.
کد خبر : 22173

تبیین:

شورای روسیه برای امور بین‌الملل (RIAC)در مقاله ای به بحران انرژی حاکم بر منطقه، از منظر جغرافیای سیاسی اشاره کرده است. نکات کلیدی این مقاله عبارتند از :
پارادوکس هرمز؛ اهرم فشاری که خود را تضعیف می‌کند
ایران با استفاده از وابستگی منطقه به تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار، هم‌زمان هزینه وابستگی به این مسیر را برای سایر کشورها افزایش می‌دهد. تجربه یک اختلال طولانی، علاقه آن‌ها را به خطوط لوله بای‌پس، پایانه‌های صادراتی جدید و ذخایر بیشتر برمی‌انگیزد. با ظهور مسیرهای جایگزین، بخشی از نفوذ ایران که از عدم وجود مسیر دیگر برای صادرکنندگان ناشی می‌شود، کاهش می‌یابد.

فرسایش تطبیقی اهرم گلوگاه»؛ هسته مفهومی تحلیل
نویسنده مفهوم «فرسایش تطبیقی اهرم گلوگاه» را معرفی می‌کند: کاهش تدریجی ارزش سیاسی کنترل بر یک گلوگاه حیاتی، هم‌زمان با توسعه ابزارهای جایگزین توسط بازیگران وابسته. تمایز مهم: اهمیت فیزیکی هرمز پابرجا می‌ماند، اما ارزش سیاسی وابستگی به آن می‌تواند کاهش یابد اگر بخش بزرگی از عرضه قابل تغییر مسیر باشد.

 عربستان و امارات؛ الگوی آمادگی از پیش
عربستان با خط لوله شرق‑غرب و پایانه ینبع، در هفته‌های اول بحران تا ۷۷ درصد صادرات نفت خود را از دریای سرخ مسیر کرد. امارات با خط لوله حبشان‑فجیره بخشی از صادرات خود را بدون عبور از تنگه حفظ کرد. این زیرساخت‌ها که پیش از بحران به‌عنوان «بیمه پرهزینه» تلقی می‌شدند، اکنون ارزش اقتصادی خود را نشان دادند.

 قطر؛ آسیب‌پذیرترین صادرکننده گاز
حدود ۹۳ درصد صادرات LNG قطر از هرمز می‌گذرد. خط لوله دلفین مشکل را حل نمی‌کند و توسعه مسیر جایگزین برای LNG بسیار پیچیده‌تر از نفت است (نیازمند سیستم یکپارچه انتقال، فرآورش، مایع‌سازی و بارگیری). حمله به تأسیسات راس‌لافان در مارس ۲۰۲۶ نیز هم‌زمان با اختلال دریایی رخ داد و برآورد می‌شود مجموع از دست رفتن عرضه جهانی LNG در ۲۰۲۶‑۲۰۳۰ حدود ۱۴۰ میلیارد مترمکعب باشد.

عراق؛ استراتژی چندمسیره و وابستگی به همسایگان
صادرات نفت عراق از ۴.۳ میلیون بشکه در روز به ۱.۴ میلیون کاهش یافت (نفت حدود ۹۰ درصد بودجه دولت). بغداد پروژه خط لوله بصره‑حدیثه (ظرفیت تا ۲.۵ میلیون بشکه) را پیش می‌برد و مسیرهای ترکیه (جیهان)، سوریه (بانیاس) و اردن (عقبه) را دنبال می‌کند. اما هر مسیر جدید، وابستگی به یک کشور ترانزیت و ثبات سیاسی آن را ایجاد می‌کند.

عمان؛ مزیت جغرافیایی و نقش در مدیریت تنگه
عمان پایانه‌های نفتی اصلی خود را خارج از تنگه دارد و کمترین آسیب را دید. مسقط هم‌زمان با تهران درباره قواعد آینده ناوبری، خدمات و هزینه‌ها مذاکره کرد و پیشنهاد کریدور موقت بدون عوارض را در هماهنگی با سازمان بین‌المللی دریانوردی ارائه داد.

محدودیت‌های حقوقی و بین‌المللی اهرم ایران
کنوانسیون حقوق دریاها عبور بی‌وقفه از تنگه‌های بین‌المللی را تضمین و توانایی دولت‌های ساحلی برای ممانعت را محدود می‌کند. ایران در عمل باید مواضع عمان، سایر کشورهای خلیج‌فارس، واردکنندگان بزرگ انرژی و سازمان‌های بین‌المللی دریانوردی را در نظر بگیرد. تعیین دائمی عوارض عبور، هزینه‌ها را برای واردکنندگان و صادرکنندگان افزایش می‌دهد و به‌ویژه بر اقتصادهای بزرگ آسیایی تأثیر می‌گذارد.

قید چین؛ منافع فراتر از رابطه دوجانبه با ایران
چین بزرگ‌ترین بازار نفت ایران است، اما منافع آن در خلیج فارس بسیار فراتر از رابطه با تهران است و شامل تأمین پایدار از عربستان، امارات و قطر می‌شود. اختلال طولانی یا افزایش دائمی هزینه عبور، منافع اقتصادی خود چین را تضعیف می‌کند و حمایت پکن از استراتژی ایران را دشوارتر می‌سازد.

تغییر استراتژی ایران؛ از مسدودسازی به تأثیر بر شرایط دسترسی
تهران به‌تدریج از توانایی مسدود کردن کامل ترافیک به سمت تلاش برای تأثیرگذاری بر شرایط دسترسی به تنگه (قواعد ترانزیت، مجوز قبلی، عوارض و محدودیت کشتی‌های خاص) حرکت می‌کند. این رویکرد اجازه می‌دهد اهرم خود را با هزینه کمتر حفظ کند، اما اثربخشی آن به مواضع سایر کشورهای ساحلی، خریداران بزرگ انرژی و ذی‌نفعان بین‌المللی کشتیرانی بستگی دارد.

ارسال نظرات

captcha