- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۲۲ مهر ۱۴۰۵ دیپلماسی آمریکایی با چاشنی لمپنیسم!
استیو ویتکاف و جرد کوشنر کماکان به نمادهای دیپلماسی و سیاست خارجی دولت ترامپ تبدیل شده اند.شاید تنها وجه مشترک این دو با ترامپ، لمپن بودن آنهاست! گزارش اخیر فایننشال تایمز با واژگانی تند و صریح، پرده از یک واقعیت ملموس در ساختار تصمیمگیری واشنگتن برداشته است: ظهور «آماتوریسم -لمپنیسم » در عالیترین سطوح سیاست خارجی. سپردن سکانِ پیچیدهترین بحرانهای قرن بیست و یکم،از جنگ اوکراین گرفته تا تنشهای خاورمیانه و پرونده ایران،به دست افرادی نظیر کوشنر و ویتکاف پرده از یک بحران عمیق در حوزه تصمیم سازی سیاست خارجی ایالات متحده بر می دارد.
هسته اصلی شکستِ این رویکرد، در خطای شناختیِ ناشی از پیشینه حرفهای این افراد نهفته است. کوشنر و ویتکاف، در مقام تاجرانِ برجسته املاک و مستغلات، عادت دارند که هر پرونده پیچیده ای را در قالب یک معامله تجاری -ملکی تصور کنند. اما دنیای ژئوپلیتیک با بازار املاک نیویورک تفاوت ماهوی دارد! در اینجا، طرفهای درگیر نه بر سر «قیمت» یا «سودِ پروژه»، بلکه بر سر «بقای ملی»، «امنیت سرزمینی» و «هویت ایدئولوژیک» میجنگند. نگاه کوشنر و ویتکاف ترجمانی از همان نگاه ترامپ است:سطحینگری خطرناکی که پیچیدگیهای تاریخی ، ایدئولوژیک، تمدنی و نظامی این جنگها را نادیده میگیرد.
مذاکرات اخیر ویتکاف و کوشنر با مقامات روسی و اوکراینی ( بر سر جنگ ) در همین راستا قابل تفسیر است. سفر اخیر این دو چهره به مسکو و بلافاصله به کییف، نمادی تمامعیار از این «آماتوریسم» است. دیپلماسی کلاسیک نیازمندِ زیرساختی از اعتماد، کانالهای پشتیبانی و «نقشه راه» است. اما به نظر میرسد این دیدارها بیش از آنکه حاصلِ یک استراتژی کلانِ طراحی شده در نهادهای امنیتی آمریکا باشد، شبیه به «بازاریابی برای یک توافقِ نارس» بوده است. این نوع رفتار این پیام را به متحدانِ آمریکا در ناتو مخابره میکند که واشنگتن ممکن است هر لحظه آنها را در پای میزِ «معاملههای شخصی» قربانی سازد.
این سبک از دیپلماسیِ شخصی و معاملهگرانه، هزینهای فراتر از شکست دارد. وقتی دیپلماسی از یک فرآیندِ مبتنی بر خردِ جمعی و کارشناسی به یک فعالیتِ «شخصیسازی شده» توسط چند تاجر تبدیل میشود، پیشبینیناپذیریِ آمریکا به اوج میرسد.در پرونده ایران ، این «سادهانگاری» به معنای نادیده گرفتنِ قدرت ذاتی و اکتسابی ایران و دکترینهای امنیتیِ منطقهای است. واشنگتن در حال حاضر در حال تجربه یک بحرانِ «تخصص» است. استفاده از تاجرانِ املاک برای حلِ گرههای ژئوپلیتیک، مضحکانه است.زمانی که لمپنیسم و آماتوریسم در بطن سیاست خارجی مداخله گرایانه و توحش آمیز همیشگی واشنگتن نمود پیدا می کند، محصولی جز "اضمحلال دستگاه دیپلماسی آمریکا"در انتظار آن نیست.
ارسال نظرات