پرسش و پاسخ

۲۲ مهر ۱۴۰۵

دفاع مقدس دیروز، امروز و فردا

دفاع مقدس
دیروز، امروز و فردا
در جنگ‌های تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اخیر، درست همانند دوران دفاع مقدس هشت‌ساله، ملت غیور ایران حرف اول و آخر را در میدان زدند.
کد خبر : 22163

تبیین:

گزارش- گروه سیاسی

باز گردش تقویم به ۳۱ شهریور رسید؛ روزی که دیکتاتور دیوانه و جاه‌طلب حاکم بر کشور همسایه، در توهم ناشی از ضعف اولیه نظام نوپای پس از انقلاب، با تهییج و تحریک دشمنان قسم‌خورده ملت ایران که دستشان از این خاک مقدس کوتاه شده بود، حمله‌ای ددمنشانه و ستمگرانه را به ایران اسلامی آغاز کرد. آن غرور بی‌اساس، توهم فتح چندروزه و قساوت بی‌حد در تجاوز به حریم این مرز و بوم، در نهایت برای صدام و رژیم بعث به شکستی مفتضحانه، خفت و فراری خوارکننده منتج شد.

اکنون در آستانه ۳۱ شهریور سال ۱۴۰۵، و در سالگرد آن جنون تاریخی، مجنون دیگری در برابر ما قد علم کرده است؛ دونالد ترامپ با همان توهمات خودخواهانه، با همان قساوت و خیره‌سری، نبردی دیگر را علیه ملت صبور و مقتدر ایران رقم زد. اما او نیز ذلیل‌تر، حقیرتر و مغموم‌تر از تمام اسلاف خود در حال عقب‌نشینی و فرار از این معرکه است. تاریخ بار دیگر تکرار شد تا اثبات کند که این خاک پاک، هرگز پذیرای زیاده‌خواهی متجاوزان نبوده و نخواهد بود.

زعیم حکیم

وقتی خبر شوم آغاز جنگ هشت‌ساله انتشار یافت، امام خمینی (ره) با طمأنینه و آرامشی شگرف، پیام تلویزیونی کوتاهی صادر کرده و فرمودند: «دیوانه‌ای آمده و سنگی انداخته و رفته است و جای هیچ‌گونه نگرانی نیست.» امام راحل با قاطعیت و اطمینانی تمام‌عیار اضافه کردند: «ما چنان به صدام و حزب بعث عراق سیلی بزنیم که دیگر نتواند از جا بلند شود.» همین کلام ساده و نافذ، قیامی ملی و حماسه‌ای سراسری به پا کرد؛ تمام ایران یکپارچه به پا خاست و وعده مغرورانه دشمن برای فتح سه‌روزه، به شکستی هشت‌ساله و تاریخی تبدیل شد.

شکست دشمن در آن دوران، بدون شک مدیون ستون استوار نظام و هدایت‌های درایت‌مندانه امام راحل بود. الگویی مقتدرانه که در نبرد ۱۲ روزه سال ۱۴۰۴ نیز به زیبایی تکرار شد. پس از ترور فرماندهان ارشد و حمله گستاخانه دشمن به خاک پاک ایران، رهبر معظم انقلاب با درایتی بی‌نظیر، ساختار فرماندهی را سریعاً ترمیم کردند و میدان نبرد را چنان هوشمندانه مدیریت نمودند که دشمن خبیث و غدار در کمتر از یک هفته، به التماس برای پایان دادن به جنگ افتاد.

بر اساس همین تجربه تلخ و ناکامی‌های پی‌درپی، استراتژیست‌های آمریکایی به این جمع‌بندی رسیدند که تنها راه ظفر بر ایران، دست زدن به ترورهای بزرگ و ضربه زدن به رأس هرم اقتدار کشور است؛ از این رو نبرد موسوم به رمضان را با به شهادت رساندن رهبر عزیز ایران آغاز کردند. اما این حربه ناشیانه نیز سریعاً به سنگ خورد. تربیت بصیرتمندانه جامعه از سوی امام امت و تصمیم هوشمندانه خبرگان رهبری در برگزیدن آیت‌الله امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، رؤیای شوم دشمن را این بار نیز به کابوسی تعبیرنشدنی تبدیل ساخت.

حماسه ملت؛ سد ناگسستنی ایستادگی

در جنگ‌های تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اخیر، درست همانند دوران دفاع مقدس هشت‌ساله، ملت غیور ایران حرف اول و آخر را در میدان زدند. اگر در نبرد نخست، بسیجیان دلیر روح‌الله در برابر ماشین جنگی رژیم بعث سینه سپر کردند، در جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم نیز ملت مبعوث‌شده و بیدار دل ایستادند، دشمن متجاوز را سر جای خود نشاندند و تمام راه‌های تسلط و نفوذ متجاوزان را مسدود ساختند.

ترامپ قمارباز صراحتاً اعتراف کرد که کشورش ۲۲ سال تمام برای حمله به خاک ایران تمرین کرده است؛ اما انقلاب اسلامی نشان داد که نه‌تنها ۲۲ سال، بلکه بیش از ۴۷ سال است که خود را برای مقاومت آماده ساخته و در برابر هرگونه یاوه‌گویی و تعدی، تمام‌قد ایستاده است.

همین صلابت سبب شده تا آمریکایی‌ها از نخستین روزهای دفاع مقدس دوازده‌روزه تا نبرد چهل‌روزه اخیر، مدام در بوق و کرنا کنند که قصد حمله زمینی دارند، اما در عمل هرگز جرأت پا پیش گذاشتن و ورود به خاک ایران را نداشته باشند.

انسجام ملی؛ راز اقتدار در برابر بحران‌ها

جامعه ایرانی بارها نشان داده است که اگر جان بدهد، نه تنها دچار تفرقه و تزلزل نمی‌شود، بلکه متحدتر، منسجم‌تر و مصمم‌تر می‌گردد. این همان نکته کلیدی است که رهبر شهید با صدای رسا بر آن تأکید ورزیده و فرمودند: «یکی از نیازهای مهم امروز ما اتحاد ملی است. اتحاد ملی سد است؛ دیواره‌ی محکم سربه‌فلک‌کشیده است در مقابل دشمن. اتحاد ملی همان چیزی است که نقش بسیار عظیمی در پیروزی انقلاب و بعد هم در پیشرفت انقلاب داشته است... امروز ما نیاز داریم به اینکه این اتحاد را هرچه ممکن است بیشتر کنیم؛ زیرا دشمن درست در نقطه‌ی مقابل این حرکت می‌کند.»

این وحدت کلمه، همان رمز پیروزی است که ریشه در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دارد و تا به امروز امتداد یافته و کمر هر متجاوز و توطئه‌گری را شکسته است. در نبردهای اخیر نیز درست همانند سال‌های دفاع مقدس، شاهد بودیم که مفهوم «دفاع» در نظام اجتماعی ایران به طبقه یا گروه خاصی محدود نشد؛ بلکه لایه‌های گوناگون جامعه، فارغ از میزان حضورشان در تجمعات یا حتی داشتن نقد و اعتراض به شرایط موجود، بازیگران واقعی و حیاتی این الگوی مقاومت بودند. تحمل فشارهای سنگین اقتصادی و ایستادگی در برابر جنگ روانی بی‌وقفه دشمن، خود نوعی مشارکت فعال در ساختار بازدارندگی کشور به شمار می‌رود.

همچنین دشمن به یاد داشت که همت‌ها، باکری‌ها، باقری‌ها، رشیدها و سلیمانی‌ها در دفاع مقدس چه بلایی بر سر متجاوزان آوردند. از این رو با خیال خام خود تصور می‌کرد با حذف فیزیکی فرماندهان ارشد در ساعت صفر جنگ، می‌تواند به اهداف شوم خود دست یابد. اما آنان فراموش کرده بودند که این فرماندهان برخاسته از بطن یک ملت شهادت‌طلب هستند. گرچه فقدان این فرزندان برومند تلخ بود، اما خون آنان به اکسیری برای پیشروی و پیروزی نهایی تبدیل شد. در الگوی تربیتی انقلاب اسلامی، یک نیروی دفاعی قابلیت بازی در تمامی نقش‌ها از رانندگی و بیسیم‌چی تا فرماندهی لشکر را دارد؛ لذا بدنه دفاعی بلافاصله خود را بازسازی کرده و بدون کوچک‌ترین وقفه عملیاتی، مسیر اقتدار را با قدرتی به مراتب بیشتر ادامه داد.

بازدارندگی بومی و ناکامی تحرکات دشمن

وقتی صدام با غرور ادعا کرد که سه روزه به تهران می‌رسد، با ایرانی روبرو بود که تازه انقلاب کرده بود، نیروهای نظامی‌اش هنوز انسجام کافی نیافته بودند و میراث نظامی رژیم گذشته تا مغز استخوان به مستشاران آمریکایی وابسته بود. اما امروز و در آستانه نیم‌قرن تلاش، دشمن به دیوار محکم و نفوذناپذیری برخورد کرده که تماماً بومی و ایرانی است. همان نیروی سلحشور دوران دفاع مقدس، اکنون به پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی بومی مجهز شده؛ امر مهمی که حیرت و تحسین ناظران جهانی و حتی خود دشمنان را برانگیخته است.

ژنرال بازنشسته فرانک مک‌کنزی، فرمانده پیشین سنتکام اذعان کرد: «هیچ فرد عاقلی مقر فرماندهی پیشروی سنتکام را در فاصله ۱۰۰ مایلی ایران مستقر نمی‌کند، اما اکنون دقیقاً همین اتفاق افتاده است.»

همچنین الیوت آبرامز، از مقامات برجسته سابق آمریکا، در یادداشتی برای شورای روابط خارجی (CFR) با انتقاد از آرایش نظامی واشنگتن نوشـت: «پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه به اهداف اصلی حملات ایران تبدیل شده‌اند و بخش عمده تلفات انسانی و خسارت‌های نظامی ما ناشی از همین موضوع است. تاکنون ۱۷ نظامی کشته، حدود ۵۰۰ نفر زخمی و میلیاردها دلار خسارت به تجهیزات وارد شده که نتیجه موقعیت جغرافیایی نامناسب پایگاه‌ها است.»

در نهایت، باید هوشیار بود که دشمن همواره به گسل‌های قومیتی، آشوب‌های داخلی و تقویت گروه‌های تروریستی چشم دوخته تا ناکامی‌های نظامی خود را جبران کند. همان‌طور که پیش از نبرد اخیر، با تدارک کودتا به دنبال ضربه نهایی بودند، امروز نیز تمام تلاش خود را برای ایجاد اغتشاش داخلی و زمینه‌سازی دور جدیدی از نبرد به کار بسته‌اند؛ امر مهمی که نیازمند هوشیاری بی‌وقفه و بصیرت همه‌جانبه ملت ایران است.

ارسال نظرات

captcha