پرسش و پاسخ

۲۲ مهر ۱۴۰۵
16 شهريور 1405 - 13:41

شکست پروژه تحریم در شانگهای

تحریم ایران
ارزیابی راهبردی سفر بیشکک نشان می‌دهد که اصلی‌ترین لایه این دیپلماسی، خنثی‌سازی «جنگ انزوا»‌ی طراحی‌شده از سوی آمریکا است.
کد خبر : 22127

تبیین:

حضور دو روزه رئیس جمهور در بیست‌وششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک (۹ و ۱۰ شهریور ۱۴۰۵)، در شرایطی صورت گرفته که منطقه غرب آسیا در میانه تنش‌های نظامی قرار دارد و واشنگتن با تشدید فشارها و ادعای ایجاد «حصر اقتصادی و دریایی»، در صدد منزوی‌سازی تهران است. با این حال، فعال شدن ایران در بالاترین سطح دیپلماسی اوراسیایی، گواهی بر بی‌اثر شدن پروژه‌های تحریمی و شکل‌گیری معماری جدیدی از قدرت در شرق است. از همین رو سازمان همکاری شانگهای در بیست‌وپنجمین سال تأسیس خود، با ۱۰ عضو اصلی (از جمله ایران از ۲۰۲۳ و بلاروس از ۲۰۲۴) و مجموعه‌ای گسترده از شرکا، عملاً به کانون موازنه قدرت در برابر یک‌جانبه‌گرایی غرب تبدیل شده است.

 

پاسخ زمین‌پایه به حصر دریایی واشنگتن

ارزیابی راهبردی سفر بیشکک نشان می‌دهد که اصلی‌ترین لایه این دیپلماسی، خنثی‌سازی «جنگ انزوا»ی طراحی‌شده از سوی آمریکا است. در شرایطی که کاخ سفید می‌کوشد با انسداد خطوط مواصلاتی و راه‌اندازی کارزار طرد اقتصادی، ارتباطات تهران را محدود سازد، تمرکز ایران بر ظرفیت‌های زمینی اوراسیا، این ساختار تحریمی را با چالش جدی مواجه کرده است. تحرکات فشرده دیپلماتیک ماه گذشته – از جمله سفر هیئت عالی‌رتبه اقتصادی تاجیکستان به تهران در ۲۷ مرداد و رایزنی‌های معاون وزیر خارجه ازبکستان با طرف ایرانی – نشان‌دهنده یک طراحی هدفمند برای متصل کردن ایران به آسیای مرکزی است. اجلاس بیشکک حلقه تکمیلی این فرایند بود؛ نقطه‌ای که در آن، جغرافیا و موقعیت ترانزیتی ایران به‌عنوان نقطه اتصال آسیای مرکزی به خلیج فارس و هند، بر محاسبات تحریمی آمریکا سایه انداخت و ثابت کرد حصر یک قدرت محوری زمین‌پایه غیرممکن است.

گره زدن امنیت ترانزیت به موازنه شرق

دیدار دوجانبه آقای پزشکیان و نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های اقتصادی-ژئوپلیتیکی این سفر بود. روابط تهران و دهلی‌نو بر سه محور راهبردی بندر چابهار، کریدور بین‌المللی شمال-جنوب و امنیت خطوط دریانوردی در تنگه هرمز استوار است. برای هند، چابهار تنها یک پروژه عمرانی نیست، بلکه تنها شریان حیاتی دسترسی به آسیای مرکزی و افغانستان بدون نیاز به عبور از خاک پاکستان محسوب می‌شود. تاکید رئیس جمهور بر خنثی‌سازی آثار تحریم‌ها از طریق توسعه همکاری‌های تجاری و ترانزیتی، نشان داد که ایران قصد دارد امنیت کالایی و مسیرهای تجاری شرق را به پیوندهای اقتصادی چندجانبه گره بزند. تقدیر از مواضع هند در قبال تحولات اخیر و دعوت از این کشور برای ایفای نقش در دیپلماسی منطقه‌ای، موازنه هوشمندانه‌ای را میان قدرتمندترین بازیگران غیرغربی ایجاد می‌کند.

 

همگرایی دفاعی با اسلام‌آباد 

رایزنی با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، ابعاد امنیتی و منطقه‌ای سفر بیشکک را پررنگ‌تر کرد. قدردانی ایران از نقش اسلام‌آباد در مذاکرات دیپلماتیک و استقبال از «توافق مکه»، نشان از شکل‌گیری یک درک مشترک میان کشورهای اسلامی برای حل درون‌منطقه‌ای مناقشات دارد. ماهیت دفاعی توافقات منطقه‌ای و تاکید بر عدم مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای، مانعی جدی در برابر سناریوی واشنگتن برای ایجاد صف‌بندی‌های جدید علیه ایران است. از سوی دیگر، حضور هم‌زمان ایران و برخی دولت‌های حاشیه خلیج فارس (که به عنوان شریک گفت‌وگو در شانگهای حضور دارند) در یک چتر چندجانبه، به تهران این امکان را می‌دهد که واگرایی‌های ناشی از فشارهای آمریکا در جنوب را مهار کرده و مناسبات خود با محیط مجاور شرقی و شمالی را دست‌نخورده و با ثبات نگه دارد.

 

معماران نوین اوراسیا

دیدار مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین که ششمین ملاقات حضوری دو رئیس‌جمهور محسوب می‌شود، مهم‌ترین رویداد سیاسی روز دوم اجلاس بود. در شرایطی که هم ایران و هم روسیه با سنگین‌ترین بسته‌های تحریمی تاریخ غرب دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این رایزنی‌ها فراتر از مناسبات مرسوم دوجانبه است. دو کشور به عنوان اعضای محوری شانگهای و بریکس، در حال تثبیت خطوط تدارکاتی، تسویه مالی با ارزهای ملی و ایجاد کانال‌های امن مبادلاتی هستند. چین و روسیه در ساختار شانگهای به عنوان مجاری تنفس اقتصادی و تنوع‌بخشی به شرکای تجاری عمل می‌کنند. رایزنی مستقیم تهران و مسکو در بیشکک، این پیام را به واشنگتن مخابره کرد که محور غیرغربی نه تنها تحت فشارهای خارجی متلاشی نشده، بلکه در حال همگام‌سازی ساختارهای امنیتی و اقتصادی خود در سطح اوراسیا است.

اخراج تل‌آویو از نظم آسیایی

یکی از دستاوردهای راهبردی و بلندمدت تثبیت نهادهایی نظیر شانگهای و بریکس در سطح منطقه‌ای، ساختاردهی به معادلاتی است که رژیم صهیونی را به طور کامل از نظم نوین آسیایی بیرون می‌راند. در حالی که تل‌آویو پس از تحولات اخیر غزه و انزوا در افکار عمومی اروپا، به سمت ائتلاف‌سازی‌های خرد و شکننده (نظیر همکاری با یونان و قبرس) حرکت کرده است، معماری اقتصادی و امنیتی جدید آسیا بدون حضور این رژیم در حال شکل‌گیری است. الحاق قدرت‌های منطقه‌ای نظیر عربستان، امارات و مصر به ساختارهای شرقی در کنار ایران، چین و هند، نشان می‌دهد که آینده موازنه قدرت در اوراسیا و غرب آسیا، جایی برای طرح‌های سازش آمریکایی-صهیونی ندارد و تل‌آویو از چرخه همگرایی بزرگ اقتصادی آسیا جا مانده است.

 

اشراف ژئوپلیتیکی قدرت‌های زمینی

از منظر دانش ژئوپلیتیک، شانگهای نماد تسلط قدرتهای زمینی (Heartland) بر جغرافیای کلیدی جهان است. در تحلیل ساختاری این سفر، باید به این نکته توجه داشت که بر خلاف جبهه جنوبی و غربی ایران که به دلیل حضور پایگاه‌های آمریکایی با چالش‌های امنیتی مواجه بوده، جبهه شرقی و شمالی ایران – که در حوزه نفوذ و اشراف جغرافیایی شانگهای قرار دارد – در طول تمام تنش‌های اخیر کاملاً باثبات و امن باقی مانده است. دیدارهای پزشکیان با رئیس‌جمهور تاجیکستان (امامعلی رحمان)، رئیس‌جمهور قرقیزستان (صدر جباروف) و رئیس‌جمهور آذربایجان (الهام علی‌اف) به خوبی نشان داد که ایران توانسته است محیط پیرامونی خود در قفقاز و آسیای مرکزی را از طرح‌های بی‌ثبات‌ساز غربی مصون دارد و امنیت ملی خود را بر پایه جغرافیای پیوسته زمینی تعریف کند.

 

شانگهای‌پلاس و دیپلماسی چندصدایی

حضور ایران در نشست «شانگهای‌پلاس» و برنامه‌های جانبی نظیر ششمین دوره بازی‌های جهانی عشایر، نمایانگر ابعاد نرم و چندوجهی دیپلماسی تهران است. تاکید پزشکیان بر اینکه شانگهای نماد «صداهای مستقل و متنوع» در برابر یک‌جانبه‌گرایی غرب است، دقیقاً نقاط ضعف ساختار تصمیم‌گیری تک‌صدایی را هدف قرار می‌دهد. الگوی شانگهای‌پلاس فرصتی بی‌نظیر برای ارتباط با طیف وسیعی از کشورهای در حال توسعه فراهم می‌سازد تا مدل‌های مالی جایگزین، زیرساخت‌های پرداخت دیجیتال و استفاده از ارزهای ملی (که ایران در اجلاس تیانجین ۲۰۲۵ نیز بر آن تاکید کرده بود) عملیاتی شوند. این رویکرد، دیپلماسی ایران را از حالت تدافعی خارج کرده و به یک بازیگر فعال در تدوین قواعد جدید اقتصاد بین‌الملل تبدیل می‌کند.

ارسال نظرات

captcha