- عملیات تلافیجویانهی کوبنده: شکست سامانههای پدافندی ناتو در برابر حملات موشکی سهمگین روسیه به کیف/ گزارش میدانی از حملات سنگین نیروی هوافضای روسیه به اوکراین+عکس و فیلم
- شکست پیش از آغاز؛ پایان فضاحتبار جنبش «۲۶ ژوئن» در غزه
- شکست پیش از آغاز؛ پایان فضاحتبار جنبش «۲۶ ژوئن» در غزه
- طوفان ضدفساد در منطقه سبز؛ از بازداشت مقامات تا کشف میلیاردها دلار اسکناس و شمش طلا
- بمب ساعتی در بیروت؛ پشت پرده توافق لبنان و اسرائیل
- حُبُّ الحُسَینِ یَجمَعُنا | برگزاری مراسم عاشورای حسینی در بیش از ۵۰ کشور جهان
- سفر روبیو به خلیج فارس | مأموریت دشوار برای نجات نظم پترودلار
- بن گویر:لبنان باید زمین بازی اسرائیل باشد
- پزشکیان: درباره موشکهایمان هیچ مذاکرهای نداریم؛ به آمریکا بیاعتمادیم/ شهباز شریف: سفر رئیسجمهور ایران پیام روشنی از اعتماد متقابل تهران و اسلامآباد به جهان مخابره میکند
- کمربندهای امنیتی از لبنان تا سوریه | اهداف و پیامدهای راهبرد جدید اسرائیل
- چرا شیعیان بحرین نیازمند چتر امنیتی محور مقاومت هستند؟
- محرم ممنوع شده در افغانستان | طالبان و ادامه سیاست سرکوب عزاداری شیعیان
- چگونه جنگ با ایران نقاب از بزرگترین پادگان آمریکا کنار زد؟
- آغاز نشست چهارجانبه ایران، آمریکا، قطر و پاکستان در سوئیس/ بقایی: مذاکرات بر پیگیری اجرای توافق متمرکز است + تصاویر
- هموطنان بحرینی را منتظر نگذاریم
۲۲ مهر ۱۴۰۵ پایان رویای «پایگاه امن»
شامگاه یکشنبه هفته گذشته در پهنه آبی جزیره لارک، بار دیگر تقابل نظامی بین ایران و آمریکا رقم خورد! که حقیقتاً رونمایی شفاف از صورتبندی جدید خطای محاسباتی واشنگتن در قبال دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی بود. ارتش آمریکا با طراحی سناریویی آکنده از پارادوکسهای رسانهای، ادعای خنثیسازی کامل خطرات در کنار ادعای پیشگیری از مینریزی جدید، تلاش کرد اقدام فرامرزی خود علیه جغرافیای حاکمیتی ایران را تحت پوشش «حفظ امنیت دریانوردی» توجیه کند. اما عدم انطباق ادعاهای سنتکام با واقعیات میدانی و تداوم تنبیه شناورهای متخلف، از فقر روایی آمریکا و ناتوانی در پنهانسازی اهداف واقعی عملیات پرده برداشت.
در تحلیل این اقدام واشنگتن میتوان گفت که حمله به لارک بیش از آنکه واجد ارزش عملیاتی باشد، یک «آزمایش» دیپلماتیک-نظامی با هدف ارزیابی خطوط قرمز تهران بود. همزمانی این ماجراجویی با ترافیک فشرده دیپلماتیک در تهران و میزبانی از مقامات عالیرتبه منطقهای از اسلامآباد، دوحه و مسقط، نشان میدهد محاسبات واشنگتن بر پایه این فرضیه غلط شکل گرفته بود که تحرکات سیاسی و فشارهای انباشته اقتصادی، توان یا اراده واکنش قاطع را از ایران سلب کرده است؛ بدین معنا که کاخ سفید به دنبال آن بود تا با وارد کردن یک ضربه محدود، میزان نفوذپذیری اراده دفاعی کشور را بسنجد.
اما آنچه نصیب آمریکا شد پاسخ برقآسا و عملیات متقابل تنها ۱۵ دقیقه پس از تجاوز اولیه بود که موجب شد تا تمامی ادعاهای تبلیغاتی مبنی بر «از بین رفتن توان بازدارندگی و آفندی ایران پس از جنگ رمضان» باطل شود. ارزش استراتژیک این پاسخ اما در الگوی اجرای آن نهفته بود؛ اتخاذ راهبرد «پاسخ نامتقارن و نامتقابل». نیروهای مسلح بهجای محدود ماندن به سطح درگیری در جغرافیای لارک، عملیات تلافیجویانه را به پایگاههای اصلی آمریکا در اردن و امارات تسری دادند.
این اقدام، پدافند ادراکی آمریکا را ویران کرد؛ زیرا واشنگتن تصور میکرد با انتقال بخش مهمی از نیروهای خود به عمق اردن، نقطهای امن و دور از دسترس برای تداوم فشار ایجاد کرده است اما پاسخ ایران به اردن و امارات، دو پیام ژئوپلیتیک به گوش واشنگتن رساند؛ نخست اینکه هیچ جغرافیایی در منطقه برای منافع متجاوز امن نیست، و دوم، گزینه «منطقهای کردن جنگ» کاملاً زنده و عملیاتی روی میز تهران قرار دارد. این پاسخ، رویای موازنهسازی در قالب طرحهایی نظیر «پیمان مکه» را با چالش موجودیتی مواجه کرد و به کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی یادآور شد که شریک شدن در تجاوز، هزینههای مستقیم امنیتی به همراه خواهد داشت. اقدام واشنگتن بار دیگر اثبات کرد که جنگ ترکیبی علیه ایران، در قالب تلفیق ابزارهای نظامی، اقتصادی و عملیات روانی، علیرغم ادعاهای آتشبس، همچنان در جریان است و هرگونه محاسبه اشتباه، هزینهای آنی و منطقهای تولید خواهد کرد.
ارسال نظرات