- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۲۲ مهر ۱۴۰۵ طلیعه ایران قوی در عصر جدید
محمدرضاشبانی
تاریخ، لحظات نادر و سرنوشتسازی دارد که در آن حیات یک ملت در کوره حوادث شکل میگیرد. جنگها اگرچه بوی باروت میدهند، اما برای ملتهای ریشهدار، فصل رویش تمدنی و جهشهای بزرگ بودهاند. ایران ما پس از گذر از ۱۸۰ روز مواجهه سخت، اکنون در طلیعه عصری تازه ایستاده است؛ دورانی که خونهای پاک ریختهشده، یک «بعثت عمومی» و رستاخیز ملی را رقم زد. اینک، اذهان اندیشهورزان متوجه یک دال مرکزی است: «ایران پسابعثت» چگونه معماری میشود و الگوی «ایران هرچه قویتر» چه مختصاتی دارد؟ پاسخ را باید در منشور راهبردی عبور از «حفظ وضعیت» به «جهش تمدنی» جستجو کرد؛ نقشه راهی که مؤلفههای مادی، اقتصادی، دفاعی و سیاسی قدرت را در قالبی پیوسته بازتعریف میکند تا نشان دهد اراده ملی نه با تحریم میشکند و نه با جنگ عقب مینشیند.
نخستین لایه از این قدرت بازتعریفشده، در جبهه اقتصادی و در همپوشانی مستقیم جغرافیا با تجارت نمایان است. هیاهوی تازه واشنگتن پیرامون اجرای کمپین تحریم و محاصره، پیش از آنکه متوجه مرزهای ایران باشد، مستقیم منافع کشورهای همسایه را هدف گرفته است. آمارها و واقعیتهای میدانی نشان میدهند که تجارت خارجی ایران با همسایگانی چون عراق، امارات، ترکیه، عمان، پاکستان و افغانستان، نه یک مبادله ساده، بلکه شبکهای درهمتنیده از منافع حیاتی و دوطرفه است. خریداران کالاهای ایرانی در حوزه غذا، انرژی و مصالح ساختمانی، به دلیل نزدیکی جغرافیایی و هزینههای پایین ترانزیت، امکان جایگزینی سریع بازار ایران را ندارند. از این رو، هرگونه فشار برای قطع این شریانها، هزینههای کمرشکنی را به اقتصاد خود همسایگان تحمیل میکند. محاصره زمینی مدنظر آمریکا دقیقاً در همین نقطه دچار اصطکاک بنیادی میشود؛ چراکه اجرای آن نیازمند همراهی کشورهایی است که حیات اقتصادیشان با ادامه تجارت با تهران گره خورده و همین وابستگی متقابل، اهرم تحریم را فلج کرده است.
این ناکامی در انزوای اقتصادی، بلافاصله در جبهه نظامی نیز خود را بازتاب میدهد و پیوند اراده اقتصادی و بازدارندگی میدانی را آشکار میسازد. حمله اخیر آمریکا به نقاط ساحلی جنوب ایران، دقیقاً با هدف جبران همین بیاثری تحریمها و سنجش عزم دفاعی ایران صورت گرفت. دستگاه پروپاگاندای غرب کوشید این تجاوزات را تحت پوشش ادعاهای تناقضآمیزی مانند «تأمین امنیت دریانوردی» توجیه کند، اما پاسخهای قاطع نیروهای مسلح، تمام این سناریوها را فروپاشید.
پاسخ ایران در این مواجهه ابعاد مهمی داشت؛ نخست آنکه تداوم جنگ ترکیبی در ابعاد اقتصادی، روانی و نظامی را اثبات کرد و نشان داد دشمن به هیچ توافقی پایبند نیست. دوم، آزمون دیپلماتیک-نظامی آمریکا برای سنجش عزم ایران پس از فشارهای سنگین، با واکنش سریع ظرف چند دقیقه و هدف قرار دادن مواضع متجاوز در جغرافیای گستردهتر مانند اردن با شکستی سنگین مواجه شد. سوم، گذار قطعی ایران به الگوی «پاسخ نامتقارن و نامتقابل» بود که پیام روشنی به واشنگتن و متحدانش داد؛ اینکه هرگونه شرارت، نه در همان نقطه، بلکه در تمام جغرافیا و علیه تمام منافع متجاوز نقد خواهد شد. این واکنش، رویکرد تحریم اقتصادی و ضربه نقطهای نظامی را همزمان خنثی کرد و نشان داد خطای محاسباتی دشمن چقدر پرهزینه است.
پیوند نهایی این زنجیره قدرت را باید در عرصه دیپلماسی بینالمللی و تغییر هندسه قدرت جهانی دید. ایستادگی میدانی و ثبات اقتصادی ایران، با حضور فعال در عرصه بینالمللی -از جمله نشست سران سازمان همکاری شانگهای و رایزنیهای راهبردی با قدرتهای شرقی مانند چین و روسیه- تکمیل شد. رد علنی اولتیماتومهای اقتصادی و مالی آمریکا از سوی این قدرتها، نشان داد که زیادهخواهیهای واشنگتن دیگر خریدار جهانی ندارد و انحصار قدرت غرب به پایان رسیده است. همچنین، توانایی ایران در برقراری موازنه میان دیپلماسی منطقهای و قدرت سخت، به کشورهای منطقه اثبات کرد که امنیت پایدار از درون جغرافیا میگذرد، نه از تکیه بر چترهای امنیتی شکننده و فراملی.
در نهایت، همپوشانی این چند محور -شبکه تجاری غیرقابلحذف همسایگی، مردم مبعوث و متحد، قدرت بازدارندگی نامتقارن، دیپلماسی متکثر بینالمللی و خوداتکایی امنیت منطقهای- تصویری یکپارچه از «ایران هرچه قویتر» ارائه میدهد. این انسجام ساختاری نشان میدهد که تحریم و جنگ، دیگر ابزارهای مهار ایران نیستند، بلکه به شتابدهندههایی برای شکسته شدن انحصار غرب، افول موقعیت سلطهجویان و تثبیت موقعیت تمدنی ایران در نظم جدید جهانی بدل شدهاند. ایران امروز، متکی بر تجربه تاریخی و اراده ملی، نه تنها از مسیر تهدیدها بستر فرصت میسازد، بلکه معمار اصلی امنیتی است که هیچ قدرت متجاوزی توان دستاندازی به آن را ندارد.
ارسال نظرات