- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۱۸ شهريور ۱۴۰۵ میزان، خدمت به مردم است
گزارش- گروه سیاسی
هفته دولت، در تقویم جمهوری اسلامی ایران با نام دو دولتمردی گره خورده است که عمر مسئولیتشان کوتاه، اما اثر حضورشان ماندگار بود؛ شهید محمدعلی رجایی و شهید محمدجواد باهنر که هشتم شهریور ۱۳۶۰ در انفجار دفتر نخستوزیری به شهادت رسیدند. این دو، در روایت انقلاب، نماد دولتمردانی هستند که فاصله میان «مسئولیت» و «خدمت» را از میان بردند و مدیریت را نه امتیازی برای خود، بلکه تکلیفی در برابر مردم و خدا میدیدند. در توصیف رهبر شهید نیز باهنر چهرهای بیتظاهر و متفکر و رجایی دولتمردی صبور و متین معرفی شدهاند.
از این رو هفته دولت فرصتی است برای بازخوانی این پرسش که دولت در بزنگاههای سخت تا چه اندازه توانسته است به فلسفه وجودی خود، یعنی خدمت به مردم، حفظ ثبات و پیشبرد امور کشور، وفادار بماند؟ امسال این مناسبت در شرایطی برگزار میشود که کشور دو جنگ را پشت سر گذاشته است.
دولت در میانه جنگ
میتوان ادعا کرد که یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی دولت چهاردهم در دوره جنگ، حفظ جریان عادی زندگی مردم بوده است. در روزهایی که کشور با حملات نظامی مواجه بود، شبکه تأمین غذا، دارو، انرژی و سوخت به فعالیت خود ادامه داد و کمبود فراگیر کالاهای اساسی شکل نگرفت. در روزهای ابتدایی جنگ، صفهایی در برخی پمپبنزینها و نانواییها شکل گرفت، اما این وضعیت پایدار نماند و با مدیریت شبکه توزیع برطرف شد. حتی بخش قابلتوجهی از ذخایر راهبردی مواد غذایی و کالاهای مصرفی دستنخورده باقی ماند؛ نشانهای از اینکه ظرفیت تولید و ذخیرهسازی کشور برای عبور از یک شوک کوتاهمدت صرفاً روی کاغذ نبوده است. این بخش از کارنامه دولت اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا جنگ اقتصادی معمولاً از مسیر اختلال در زنجیره تأمین، ایجاد کمبود، افزایش ناگهانی تقاضا و شکلگیری هراس عمومی عمل میکند.
خط مقدم مدیریت جنگی
از طرفی هم دولت چهاردهم در این دوره تلاش کرد میان دو مأموریت همزمان، یعنی پشتیبانی از دفاع ملی و حفظ معیشت مردم، تعادل ایجاد کند. تداوم فعالیت شبکه بانکی، خدمات دولتی، تجارت الکترونیک و بخشهای حیاتی اقتصاد نیز در شرایط بحرانی اهمیت داشت. حتی در حوزه ارتباطات و اینترنت بینالملل که با محدودیتهایی مواجه شد، بسیاری از خدمات ضروری کشور به فعالیت خود ادامه دادند.
البته این تصویر به معنای نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی نیست. تورم، کاهش قدرت خرید، فشار هزینههای زندگی، دشواری مسکن و بیثباتی اقتصادی همچنان از مطالبات جدی جامعهاند. تفاوت مدیریت در شرایط جنگی با روزهای عادی نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود که دولت باید همزمان با عبور از بحران امنیتی، اجازه ندهد فشارهای اقتصادی به انباشت نارضایتی اجتماعی تبدیل شود.
شهید رئیسی، روایتی تازه از خدمت
در سالهای اخیر، نام شهید آیتالله سیدابراهیم رئیسی نیز به حافظه هفته دولت افزوده شده است؛ رئیسجمهوری که بخش مهمی از کارنامهاش با حضور میدانی، توجه به محرومان و تأکید بر ظرفیتهای داخلی گره خورد.
رئیسی در دوره کوتاه ریاستجمهوری، تلاش کرد مدیریت اجرایی را از پشت میز به میدان نزدیک کند. رهبر شهید پس از شهادت او، از وی بهعنوان مدیری پرتلاش و خستگیناپذیر یاد کرد و تأکید داشت که دوره مسئولیتش یکسره به خدمت به مردم و کشور گذشت.
اهمیت این الگو زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم شهید رئیسی حتی در مواجهه با مخالفان و منتقدان نیز بنا بر همین روایت، از ادبیات تند و عصبی فاصله میگرفت، اما در مرزبندی با دشمنان انقلاب صراحت داشت. این ترکیب سعهصدر در داخل و صراحت در برابر دشمن، از ویژگیهایی است که میتواند برای مدیران اجرایی قابل تأمل باشد. از اقدامات ایشان هم میتوان به این موارد توجه داشت؛ رشد اقتصادی مثبت 4 درصدی پس از 10 سال؛ عضویت دائم در شانگهای پس از 15 سال عضویت بصورت ناظر؛ کاهش نرخ بیکاری به گونهای که طبق اعلام مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری تابستان ۱۴۰۲به ۷.۹ درصد رسید؛ حذف ارز رانتی ۴۲۰۰ و رفع موانع تولید؛ پوشش ۹۰ درصدی بیمه ناباروری؛ بهرهبرداری از 6 نیروگاه برق با ظرفیت ١٠٢۶ مگابایت.
هماهنگی دولت با رهبر معظم انقلاب
اداره کشور در وضعیت جنگی بدون هماهنگی میان ارکان مختلف حکمرانی امکانپذیر نیست. دولت چهاردهم نیز در این مقطع، با رهنمودها و حمایتهای رهبرشهید و رهبر معظم انقلاب در موضوعات مختلف جلو رفته است؛ این پشتیبانی و هماهنگی ریشه در سیره فکری رهبر شهید داشت چنانچه رئیس جمهور در سخنرانی خود به این نکته اشاره کرده و گفته بود: «در جنگ ۱۲ روزه پس از بمباران جلسه شورایعالی امنیت ملی درحالیکه پایم زخم برداشته بود، خدمت رهبر شهید انقلاب رسیدیم و آقا در آن دیدار دستوراتی دادند و دعایی برای ما کردند؛ ایشان مانند یک کوه در پشتیبانی از دولت حامی بودند.»
از طرفی هم مسئله مذاکره و نحوه مواجهه با شرایط «نه جنگ، نه صلح» از جمله موضوعاتی بود که در روایت مسئولان دولت، با گفتوگو و هماهنگی میان رئیسجمهور و رهبر شهید دنبال شد. در کنار آن، تصمیمهایی مانند انتخاب استانداران بومی برای استانهای سیستانوبلوچستان و کردستان نیز در چارچوب هماهنگی میان دولت و رهبری دنبال شد. این موارد نشان میدهد که وفاق، زمانی از یک شعار سیاسی به سازوکار حکمرانی تبدیل میشود که در تصمیمهای واقعی کشور نمود پیدا کند.در چنین شرایطی است که دولت برای حفظ اعتماد عمومی بیش از هر چیز به ثبات تصمیمگیری، شفافیت و ارتباط صادقانه با مردم نیاز دارد. جنگ ممکن است بسیاری از اولویتها را تغییر دهد، اما معیشت مردم را نمیتوان به بعد از بحران موکول کرد.
میدان سنجش کارآمدی
هفته دولت اگر صرفاً به افتتاح چند پروژه و ارائه مجموعهای از آمارها محدود شود، بخش مهمی از فلسفه این مناسبت نادیده گرفته شده است. سنجه اصلی دولت، میزان تغییر ملموس در زندگی مردم است؛ از قیمت و دسترسی کالاهای ضروری تا سرعت دریافت خدمات، از کاهش بروکراسی تا امنیت سرمایهگذاری و از مبارزه با فساد تا حفظ قدرت خرید.
هوشمندسازی خدمات عمومی یکی از مسیرهایی است که میتواند هم هزینه مراجعه مردم به دستگاههای دولتی را کاهش دهد و هم زمینه فساد اداری را محدود کند. حذف فرآیندهای زائد، کاهش امضاهای طلایی، شفافیت، اصلاح نظام اداری و استفاده از ظرفیت دانشگاهها، نخبگان و بخش خصوصی نیز میتواند دولت را از مدیریت روزمره مسائل به سمت حل ریشهای آنها سوق دهد.
در این میان، سرمایه اجتماعی شاید مهمترین دارایی دولت باشد؛ سرمایهای که نه با تبلیغات، بلکه با نتیجه ساخته میشود. مردم باید احساس کنند دولت فشار اقتصادی را میبیند، مشکلات را میشنود و برای حل آنها اقدام میکند. همانطور که تجربه جنگ نشان داد، حفظ ثبات کشور فقط به توان نظامی وابسته نیست؛ توان اداره زندگی مردم در سختترین روزها نیز بخشی از قدرت ملی است. از همین منظر، هفته دولت فرصتی برای بازخوانی همان الگوست؛ الگویی که در آن مسئول نباید از جامعه فاصله بگیرد. حضور میدانی در مناطق محروم، گفتوگو با کارگران، کشاورزان، فرهنگیان، دانشگاهیان و جوانان و شنیدن مستقیم مشکلات، میتواند فاصله میان سیاستگذاری و واقعیت زندگی مردم را کاهش دهد.
ارسال نظرات