پرسش و پاسخ

۱۸ شهريور ۱۴۰۵
07 شهريور 1405 - 08:43

آینده جنگ ما با آمریکا چگونه خواهد شد؟

آینده جنگ با آمریکا
جنگ نظامی نه متوقف می‌شود و نه لزوماً محور اصلی باقی می‌ماند. احتمال بازگشت و رفت‌وبرگشت به فاز نظامی وجود دارد، اما به دلایل مختلف، از جمله محدودیت‌های تسلیحاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، بعید است در آینده نزدیک، دست‌کم تا مهرماه، بار دیگر جنگی در سطح جنگ ۴۰روزه تجربه شود.
کد خبر : 22091

تبیین:

حسن رشوند

این روزها بار دیگر تهران به محل رفت‌وآمد هیئت‌های مذاکره‌کننده تبدیل شده است؛ روندی که با سفر «عاصم منیر»، فرمانده کل ارتش پاکستان، و دیدار او با مقامات ارشد کشورمان آغاز شد و با حضور «بدر البوسعیدی»، وزیر خارجه عمان، در تهران و دیدار با وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ادامه یافت. هم‌زمان، زمزمه‌هایی از سوی برخی افراد و رسانه‌های اصلاح‌طلب درباره ضرورت پایان جنگ شنیده می‌شود. در چنین شرایطی این پرسش جدی مطرح است که اکنون در کجای این جنگ قرار داریم و چه اتفاقی ممکن است در آینده میان ایران و آمریکا رخ دهد؟

آنچه مسلم است اینکه تقابل ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای خاص شده و اگر بخواهیم مهم‌ترین ویژگی آن را در یک گزاره کوتاه بیان کنیم، باید از «جنگ فرسایشی و ترکیبی» سخن بگوییم.

در چنین وضعیتی، چند ویژگی قابل توجه است:

۱-جنگ نظامی نه متوقف می‌شود و نه لزوماً محور اصلی باقی می‌ماند.احتمال بازگشت و رفت‌وبرگشت به فاز نظامی وجود دارد، اما به دلایل مختلف، از جمله محدودیت‌های تسلیحاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، بعید است در آینده نزدیک، دست‌کم تا مهرماه، بار دیگر جنگی در سطح جنگ ۴۰روزه تجربه شود.

2- این جنگ، برخلاف بسیاری از تنش‌های گذشته، احتمالاً طولانی‌مدت خواهد بود.انتظار پایان سریع چنین تقابلی با واقعیات موجود سازگار نیست. به تعبیر امام شهیدمان، آمریکا آمده است تا «ایران را ببلعد» و ملت ایران اجازه نخواهد داد چنین اتفاقی رخ دهد. از منظری دیگر، می‌توان این تقابل را «جنگی وجودی» دانست؛ زیرا ایران در برابر پروژه‌ای کلان از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، نه‌فقط در منطقه، بلکه در سطحی گسترده‌تر ایستاده است. ازاین‌رو، هر دو طرف می‌کوشند نتیجه مطلوب خود را از این رویارویی به دست آورند.

۳- باید برای تغییرات ناگهانی آماده بود.شرایط کشور ممکن است در ابعاد مختلف با بی‌ثباتی و تنش‌های مقطعی روبه‌رو شود. برآورد طرف مقابل این است که فشارهای اقتصادی می‌تواند در کوتاه‌مدت نارضایتی‌های اجتماعی را افزایش دهد. در داخل نیز بخش قابل توجهی از افکار عمومی، مشکلات اقتصادی را بیش از آنکه ناشی از جنگ بداند، حاصل ضعف‌های مدیریتی می‌داند؛ گزاره‌ای که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. بنابراین، مدیریت هوشمندانه فضای اجتماعی ضروری است. دستگاه‌های مسئول نیز باید هم‌زمان از امنیت کشور در برابر تهدیدهای خارجی صیانت کنند و با اعتراض‌های اجتماعی، در چارچوب قانون، با دقت و تفکیک میان مطالبات واقعی مردم و رفتارهای خشونت‌آمیز یا سازمان‌یافته برخورد کنند.

4-حوزه‌های غیرنظامی جنگ پررنگ‌تر خواهند شد.اگرچه احتمالاً میدان نظامی همچنان فعال خواهد بود، اما انتقال فشار به حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای نیز جدی‌تر دنبال می‌شود. نمونه آن، ماجرای اخراج دو دیپلمات سفارت فرانسه در تهران است که بنا بر گزارش‌های مطرح‌شده، ابعاد فرهنگی و امنیتی داشت. گفته شده بود در قالب یک پروژه فرهنگی، شمار قابل توجهی از چهره‌های رسانه‌ای و فرهنگی برای برگزاری رویدادی هماهنگ شده بودند. صرف‌نظر از جزئیات این پرونده، چنین رخدادهایی نشان می‌دهد میدان تقابل می‌تواند بسیار پیچیده‌تر از عرصه نظامی باشد و هوشیاری نهادهای مسئول در برابر عملیات نفوذ و جنگ شناختی اهمیت بیشتری پیدا کند.

5- رفتار هیجانی خطرناک است.یکی از اقتضائات شرایط کنونی، پرهیز از تصمیم‌ها و واکنش‌های شتاب‌زده است. تغییرات ناگهانی ممکن است قدرت تصمیم‌گیری دقیق را کاهش دهد و موج‌های رسانه‌ای نیز افکار عمومی را به سمت کنش‌های غیرعقلانی سوق دهند. در این وضعیت، حفظ آرامش، ثبات اجتماعی و اعتماد عمومی، مهم‌ترین کنش جمعی است.

۶- افکار عمومی باید در کانون توجه قرار گیرد.انتقال فشار از حوزه نظامی به اقتصاد و جامعه، در نهایت می‌تواند با هدف اثرگذاری بر نگرش مردم انجام شود. فشار اقتصادی اکنون تا حد زیادی به زندگی روزمره منتقل شده است؛ بااین‌حال، جامعه همچنان ظرفیت قابل توجهی برای تاب‌آوری دارد. آمارهای مطرح‌شده درباره تورم، رشد پایین صنعت و افزایش قیمت خوراکی‌ها نیز نشان می‌دهد فشار معیشتی را نمی‌توان دست‌کم گرفت. بنابراین، مسئولان باید با اطلاع‌رسانی صادقانه، اصلاح ضعف‌های مدیریتی و کاهش فشار بر مردم، مانع شکل‌گیری شکاف‌های اجتماعی شوند. هرگونه دوقطبی‌سازی شدید در جامعه می‌تواند سرمایه اجتماعی را فرسوده و زمینه را برای سوءاستفاده دشمن فراهم کند.

اما راهبرد اصلی در وضعیت فعلی چیست؟

نکته اساسی این است که مردم باید بتوانند زندگی عادی، امید و نشاط اجتماعی خود را حفظ کنند؛ اما هم‌زمان، واقعیت جنگ و الزامات آن نیز نباید از ذهن جامعه خارج شود. نه عادی‌سازی کامل شرایط جنگی درست است و نه ایجاد هراس دائمی. راهبرد مطلوب، حفظ هوشیاری همراه با آرامش است؛ به‌گونه‌ای که جامعه ضمن ادامه زندگی روزمره، آمادگی لازم برای تحولات احتمالی را داشته باشد. در چنین شرایطی، تقویت انسجام ملی، مدیریت اقتصادی، گفت‌وگوی مسئولان با مردم و پرهیز از هیجان‌زدگی می‌تواند مهم‌ترین پشتوانه کشور برای عبور از یک جنگ فرسایشی و پیچیده باشد.

ارسال نظرات

captcha