- عملیات تلافیجویانهی کوبنده: شکست سامانههای پدافندی ناتو در برابر حملات موشکی سهمگین روسیه به کیف/ گزارش میدانی از حملات سنگین نیروی هوافضای روسیه به اوکراین+عکس و فیلم
- شکست پیش از آغاز؛ پایان فضاحتبار جنبش «۲۶ ژوئن» در غزه
- شکست پیش از آغاز؛ پایان فضاحتبار جنبش «۲۶ ژوئن» در غزه
- طوفان ضدفساد در منطقه سبز؛ از بازداشت مقامات تا کشف میلیاردها دلار اسکناس و شمش طلا
- بمب ساعتی در بیروت؛ پشت پرده توافق لبنان و اسرائیل
- حُبُّ الحُسَینِ یَجمَعُنا | برگزاری مراسم عاشورای حسینی در بیش از ۵۰ کشور جهان
- سفر روبیو به خلیج فارس | مأموریت دشوار برای نجات نظم پترودلار
- بن گویر:لبنان باید زمین بازی اسرائیل باشد
- پزشکیان: درباره موشکهایمان هیچ مذاکرهای نداریم؛ به آمریکا بیاعتمادیم/ شهباز شریف: سفر رئیسجمهور ایران پیام روشنی از اعتماد متقابل تهران و اسلامآباد به جهان مخابره میکند
- کمربندهای امنیتی از لبنان تا سوریه | اهداف و پیامدهای راهبرد جدید اسرائیل
- چرا شیعیان بحرین نیازمند چتر امنیتی محور مقاومت هستند؟
- محرم ممنوع شده در افغانستان | طالبان و ادامه سیاست سرکوب عزاداری شیعیان
- چگونه جنگ با ایران نقاب از بزرگترین پادگان آمریکا کنار زد؟
- آغاز نشست چهارجانبه ایران، آمریکا، قطر و پاکستان در سوئیس/ بقایی: مذاکرات بر پیگیری اجرای توافق متمرکز است + تصاویر
- هموطنان بحرینی را منتظر نگذاریم
۱۹ شهريور ۱۴۰۵ چرا ایران هنوز تسلیم نشده است؟
نشر محتوای مقالات در اندیشکده های خارجی صرفا به منظور درک مناسبات تحلیلی خارجی و هم افزایی تحلیلی مخاطبان بوده و موسسه تبیین محتواهای مزبور را رد یا تأیید نمی کند.
«هیچکس به اندازه من به جمهوری اسلامی ایران فرصت بیشتری برای رسیدن به توافق نداده است.» واشنگتن - دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، روز چهارشنبه در شبکههای اجتماعی نوشت اما او افزود که عدم توافق رژیم، اکنون منجر به تحمیل «جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بیسابقه» توسط ایالات متحده خواهد شد.
این تصمیم میتواند نشاندهنده تغییر رویکرد دولت به سمت رویکردی مشابه کمپین «فشار حداکثری» علیه ایران در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ باشد. با این حال، اکنون این رویکرد با تهدید واقعی از سرگیری حملات مستقیم ایالات متحده ترکیب شده است، رویکردی که ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود تمایل خود را به انجام آن نشان داده است.
چنین رویکردی احتمالاً نتیجه خواهد داد، هرچند زمان میبرد. ایران در حال حاضر توسط کهنه سربازان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) جنگ ایران و عراق رهبری میشود. آنها مردان سرسختی هستند که قبل از تسلیم شدن، واکنش نشان میدهند. استراتژی آنها بستگی به وارد کردن فشار کافی به ایالات متحده در کوتاه مدت برای وادار کردن به یک توافق بد و ایجاد اختلاف در اتحادهای منطقهای برای جلوگیری از هماهنگی بیشتر علیه رژیم ایران دارد. اما در نهایت، وضعیت اقتصادی رو به فروپاشی آنها را مجبور به عقبنشینی خواهد کرد.
چرا ایران هنوز تسلیم نشده است؟
از زمان اولین آب شدن یخهای جمهوری اسلامی در دوران محمد خاتمی، رئیس جمهور اصلاحطلب کشور که در سال ۱۹۹۷ به قدرت رسید، غرب به چشمانداز آرمانی ایران دیگری چنگ زده است. این ایرانی است که توسط مهاجران ایرانی وعده داده شده، ایرانی که از حجابهای اجباری و آزادانه بیرون میآید و ایرانی که در خلوت آپارتمانهای تهران به موسیقی راک گوش میدهد. این ایرانیان وجود دارند و در مواقع ناامیدی یا امید شدید، بسیاری از آنها در خیابانها به سمت نیروهای امنیتی سنگ پرتاب کردهاند، ابتدا شعار تغییر سر دادهاند و سپس خواستار پایان رژیم شدهاند.
اما این تنها ایران نیست. ایران همچنین شامل نگهبانان زندان اوین، طلاب حوزه علمیه قم و گشتهای پلیس امنیت اخلاقی در خیابانها میشود. هر ملتی چهرههای متعددی دارد. اما دولتهای آنها معمولاً چهرههای کمتری دارند. رژیمهای انقلابی به طور کلی مقاوم هستند. آنها درک دقیقی از حال و هوای بدنه سیاسی و محل حمایت خود دارند. آنها که خودشان از خیابانها برخاستهاند، تمایل دارند مردم را بهتر از کسانی که برای تاج و تخت زاده شدهاند، درک کنند. مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران و پسر رهبر قبلی، مطمئناً از خیابان نیامده است. اما مردان نسل پدرش که او را احاطه کردهاند، این کار را کردهاند.
اینها همه مردانی سرسخت و مصمم هستند که تسلیم نشوند.
ایران اغلب به عنوان یک کشور مذهبی غیرمنطقی و شهادتطلب توصیف میشود و تا حدودی هم همینطور است. اما برای بسیاری از رهبران حاکم بر آن، تجربه زندگی محرک، نه احکام مذهبی هزارهگرایانه، بلکه جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ است. آن درگیری تقریباً فراموششده تقریباً یک دهه به طول انجامید و شامل نبردهای وحشتناک، از جمله حملات موج انسانی و گازهای سمی بود. و با این حال، بخش عمدهای از جنگ اساساً یک بنبست بود. تا سال ۱۹۸۴، خطوط مقدم اساساً در ورطه سقوط فرو رفته بودند. هیچکدام از طرفین واقعاً نمیتوانستند پیشروی کنند، اما دو طرف سالها یکدیگر را بمباران، گاز سمی و گلولهباران کردند.
محمد قالیباف، یکی از مذاکرهکنندگان ارشد فعلی ایران، در زمان جنگ ایران و عراق، فرمانده نوزده ساله سپاه پاسداران بود. مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، در طول جنگ سرباز و پزشک سپاه بود. اینها میانهروهای آرمانگرا هستند. احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه، با وجود اینکه در اوایل بیست سالگی خود بود، در طول جنگ به رهبری سپاه در نقشی ارشد کمک کرد. محسن رضایی ، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی ایران، در طول جنگ و پس از آن فرمانده کل سپاه بود. او مهمترین فرد در میان ترفیعگرفتههای جدید رژیم است، اما همه اینها مردان سرسختی هستند که در عزم خود برای تسلیم نشدن، ورزیده شدهاند.
حتی قبل از عملیات خشم حماسی، سپاه پاسداران نشان داده بود که بقا و قدرت ایران را بر آنچه برای مردم ایران بهتر است، اولویت میدهد. به نظر میرسد بسیاری از رهبران سپاه پاسداران، تقصیر اصلی بشار اسد در طول جنگ داخلی سوریه را عدم تیراندازی زودهنگام به مردم بیشتر میدانند. این موضوع از اعتراضات ژانویه امسال در ایران آشکار است، زمانی که نیروهای امنیتی ایران با سرعت هرچه تمامتر معترضان را سرکوب کردند و برخی تخمینها حاکی از آن است که تعداد کشتهشدگان ظرف چند روز به بیش از ده هزار نفر رسیده است.
آیا هرگز تسلیم خواهد شد؟
دادههای مربوط به اعتراضات یکی از بهترین شاخصهای موجود برای سنجش انسجام در حال حاضر است. تعداد و مقیاس تظاهرات پیش روی رژیم، معیار مهمی برای سنجش قدرت آن است. اما شاید مکان و ترکیب تظاهرات از اندازه آن مهمتر باشد. رژیم در موقعیت خوبی برای دفاع از خود در برابر آنچه که میتوان دشمنان طبقاتیاش توصیف کرد - ساکنان طبقه متوسط رو به بالای شمال تهران، دانشجویان سراسر کشور، خانوادههای گسترده مهاجران در ایالات متحده و بقایای رژیم قبلی در سراسر جهان - قرار دارد. به هر حال، تقریباً نیم قرن است که این کار را انجام میدهد. وضعیت اسفناک زنان جوان جسور با سبکهای روسری آوانگارد، همیشه معدنچی سیستان و بلوچستان را که ممکن است با جمهوری اسلامی دوستانهتر باشد، تحریک نمیکند.
به همین دلیل است که اعتراضات در مناطق، به جای پایتخت، بیشتر ماهیت وجودی دارند. مانند اعتراضات سالهای ۲۰۱۷-۲۰۱۸، اعتراضات مبتنی بر اقتصاد، ایرانیان طبقه متوسط رو به پایین و طبقه کارگر را که در نیروهای امنیتی رژیم کار میکنند، مذهبیتر هستند و میتوان انتظار داشت که از جمهوری اسلامی بهرهمند شوند، هدف قرار میدهد. آنها کسانی هستند که به بسیج، نیروی شبهنظامی امنیت داخلی ایران، میپیوندند و خدمت سربازی خود را در سپاه پاسداران انجام میدهند - برخلاف ارتش، نیروهای مسلح متعارف ایران. وقتی آنها شروع به عقبنشینی میکنند، خطر تجزیه نیروهای امنیتی به طور قابل توجهی افزایش مییابد که این یک علامت هشدار دهنده جدی برای رژیم خواهد بود.
یکی دیگر از شاخصهای مهم انسجام ، عرضه داراییهای ارزی ایران است که شامل دلار، یورو، ین و طلا میشود. ایران از ارز خارجی برای پرداخت به نیروهای نیابتی خود، پرداخت هزینههای واردات و تقویت واحد پول داخلی خود، ریال، استفاده میکند. فروش نفت راه اصلی کسب ارز خارجی ایران است. به همین دلیل است که مؤثرترین تحریمها علیه ایران، صادرات انرژی این کشور را به طور گسترده هدف قرار داده است، اما مهمترین آنها بانکهایی هستند که پرداختها و نقل و انتقالات نفتی را تسهیل میکنند. در سال ۲۰۱۳، فشارهای هماهنگ بینالمللی بر صنعت نفت ایران، صادرات نفت این کشور را به طور متوسط به کمتر از ۱ میلیون بشکه در روز رساند - که از حدود ۲.۲ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۱، تحت فشار تحریمهای بینالمللی که به دستیابی به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) کمک کرد، کاهش یافته بود. در دوره اول دولت ترامپ، صادرات نفت خام ایران به ۱.۸۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافت و سپس کاهش یافت به حدود ۴۴۰ هزار بشکه در روز . ذخایر ارزی ایران متعاقباً از ۱۲۰ تا ۱۲۸ میلیارد دلار در زمان برجام به ۱۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹، پس از اعمال تحریمهای «فشار حداکثری» ترامپ، سقوط کرد . از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰، همزمان با اعمال بخش عمدهای از آن فشار، ذخایر خارجی قابل دسترس آن ... به ۱۲.۴ میلیارد دلار کاهش یافت . اگر ترامپ برای دومین بار متوالی در دوره دوم ریاست جمهوری خود باقی میماند، ایران مطمئناً مجبور به مذاکره میشد.
زمان، در میانمدت و بلندمدت، به نفع ایالات متحده در حال حرکت است، زیرا ایران با کاهش بودجه و ناتوانی در صادرات انرژی خود مواجه است.
امروز مشخص نیست که ایران چه مقدار نفت صادر میکند. مطمئناً، تا حد امکان از طریق مسیرهای زمینی، به ویژه از طریق عراق، صادرات خود را انجام میدهد، اما این مسیرها احتمالاً در مقایسه با تجارت دریایی آن ناچیز است.
یکی دیگر از چالشهای مذاکره برای رسیدن به یک توافق، تنگه هرمز است. اگر توافقی برای بازگشایی تنگه به ایران اجازه دهد تا هزینهها یا عوارض را دریافت کند، احتمالاً مستلزم لغو بسیاری از تحریمهای هستهای فعلی و بسیار مؤثر علیه بخش مالی ایران برای پردازش این هزینهها خواهد بود. جدا کردن تحریمهای مالی از برنامه هستهای ایران میتواند به این معنی باشد که تحریمهای حیاتی ایالات متحده علیه ایران حتی بدون توافق خاص در مورد مسئله هستهای پایان مییابد. بنابراین، ایالات متحده باید به جای توافقی که شامل عوارض ایران بر کشتیرانی باشد، راههای دیگری را برای حفظ جریان نفت و ثبات قیمت جهانی انرژی جستجو کند.
ماندن در مسیر
این وضعیت، رژیم ایران را در چه وضعیتی قرار میدهد؟ یک برداشت خوشبینانه این است که اگر سه عامل به هم نزدیک شوند، تسلط رژیم بر کشور میتواند شروع به از هم پاشیدن کند. این عوامل عبارتند از: اول، ایران قادر به صادرات نفت کافی برای پشتیبانی از ذخایر خود نیست؛ دوم، انسجام داخلی رژیم شروع به ترک خوردن میکند و منجر به تضعیف قدرت نظامی ایران در منطقه میشود؛ و سوم، تورم افسارگسیخته در کشور باعث ناآرامیهای مردمی گسترده و پایدار میشود.
زمان، در میانمدت و بلندمدت، به نفع ایالات متحده عمل میکند، زیرا ایران با کاهش بودجه و عدم توانایی در صادرات انرژی خود مواجه است. با این حال، در کوتاهمدت، در طول فصل رانندگی تابستانی باقیمانده در ایالات متحده که مصرف بنزین در آن بالاست، و با توجه به ناآرامیهای مردم آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای پاییز امسال، ایران در حال به حداکثر رساندن مزیتی است که تصور میشود.
برای ایالات متحده، موفقیت میانمدت و بلندمدت مستلزم آن است که تحریمهای ایالات متحده علیه ایران محکم پابرجا بمانند و به عنوان بخشی از یک توافق گستردهتر واگذار نشوند. این کار سختتر از آن چیزی خواهد بود که یک دهه پیش در جریان کمپین «فشار حداکثری» و پس از سرعت بیشتر جنگ در جنگ، شاهد بودیم. ایران قبل از اینکه از گرسنگی بمیرد، تشدید خواهد شد و چندین کشور خلیج فارس در حال حاضر به دنبال تضمین امنیت خود در اطراف یک ایران غیرقابل پیشبینی هستند. به عنوان مثال، عربستان سعودی به تازگی یک توافق امنیتی با ترکیه و پاکستان امضا کرده است که پیامدهای آن مشخص نیست اما نشان دهنده یک تلاش منطقهای برای امنیت است. تهدیدات مداوم از سوی رهبری ایران - مانند وعده اخیر آن برای انجام عملیات «کاملاً تهاجمی» - به پیشبرد این تغییر کمک میکند، اگرچه در چارچوب یک کمپین فشار احتمالاً به این معنی است که وضع موجود برای تهران غیرقابل دفاع است.
نشانههای یک رژیم رو به ضعف واضح است. آنچه در نهایت باعث تسلیم شدن آن خواهد شد، ناشناخته و غیرقابل تشخیص است. ایالات متحده، از اتحاد جماهیر شوروی تا عراق، سابقه بدی در پیشبینی پویایی سیاسی در کشورهای خارجی دارد. بنابراین، در واقع، رژیم ممکن است فردا سقوط کند؛ "شاهینشاه" احتمالی ممکن است بازگردد و سلطنت را دوباره برقرار کند. یا، رژیم ممکن است سه دهه دیگر دوام بیاورد و نوههای ما هنوز نگران برنامه تسلیحات هستهای جمهوری اسلامی ایران باشند. آینده با شجاعت نوشته شده است، و با توجه به هزینه، آرزوی اینکه جوانان ایرانی از هر قشر یا طبقهای دوباره به خیابانها بیایند، کار دشواری است.
ارسال نظرات