- عملیات تلافیجویانهی کوبنده: شکست سامانههای پدافندی ناتو در برابر حملات موشکی سهمگین روسیه به کیف/ گزارش میدانی از حملات سنگین نیروی هوافضای روسیه به اوکراین+عکس و فیلم
- شکست پیش از آغاز؛ پایان فضاحتبار جنبش «۲۶ ژوئن» در غزه
- شکست پیش از آغاز؛ پایان فضاحتبار جنبش «۲۶ ژوئن» در غزه
- طوفان ضدفساد در منطقه سبز؛ از بازداشت مقامات تا کشف میلیاردها دلار اسکناس و شمش طلا
- بمب ساعتی در بیروت؛ پشت پرده توافق لبنان و اسرائیل
- حُبُّ الحُسَینِ یَجمَعُنا | برگزاری مراسم عاشورای حسینی در بیش از ۵۰ کشور جهان
- سفر روبیو به خلیج فارس | مأموریت دشوار برای نجات نظم پترودلار
- بن گویر:لبنان باید زمین بازی اسرائیل باشد
- پزشکیان: درباره موشکهایمان هیچ مذاکرهای نداریم؛ به آمریکا بیاعتمادیم/ شهباز شریف: سفر رئیسجمهور ایران پیام روشنی از اعتماد متقابل تهران و اسلامآباد به جهان مخابره میکند
- کمربندهای امنیتی از لبنان تا سوریه | اهداف و پیامدهای راهبرد جدید اسرائیل
- چرا شیعیان بحرین نیازمند چتر امنیتی محور مقاومت هستند؟
- محرم ممنوع شده در افغانستان | طالبان و ادامه سیاست سرکوب عزاداری شیعیان
- چگونه جنگ با ایران نقاب از بزرگترین پادگان آمریکا کنار زد؟
- آغاز نشست چهارجانبه ایران، آمریکا، قطر و پاکستان در سوئیس/ بقایی: مذاکرات بر پیگیری اجرای توافق متمرکز است + تصاویر
- هموطنان بحرینی را منتظر نگذاریم
۱۹ شهريور ۱۴۰۵ گذرگاه بیبازگشت
طبق «تفاهمنامه اسلامآباد» ۲۷ مرداد پایان مهلت ۶۰ روزهای بود که بین تهران و واشنگتن برقرار شده بود! البته باید توجه داشت که«مهلت» برخلاف برخی روایتها، یک ضربالاجل برای جمهوری اسلامی ایران نبوده و در شرایط فعلی نیز اساسا موضوعیت ندارد؛ این نکتهای است که اسماعیل بقائی؛ سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری عنوان کرد و گفت: «ما در متن تفاهم موضوعی تحت عنوان مهلت ۶۰ روزه نداریم. اساسا بارها ثابت شده جمهوری اسلامی ایران طرفی نیست که تحت فشار، اولتیماتوم و مهلت زمانی، سیاستهای خود را تنظیم کند. ما بر اساس منافع ملی و ارزیابیهای خود از آنچه تأمینکننده و تضمینکننده منافع و امنیت ملی است، تصمیمگیری میکنیم».
سخنگوی وزارت امور خارجه در ادامه توضیح داد آنچه در تفاهمنامه آمده بود، پیشبینی یک دوره زمانی ۶۰ روزه برای گفتوگو درباره 2 موضوع رفع تحریمها و مساله هستهای بود. بقائی افزود: «آنچه در تفاهمنامه آمده بود که در حال حاضر به دلیل نقضهای فاحش آمریکا، وضعیت اجرای آن کاملا روشن و غیرفعال است، پیشبینی کرده بود طی یک دوره زمانی ۶۰ روزه درباره 2 موضوع «رفع تحریم» و «مساله هستهای» گفتوگو شود و اگر طی این ۶۰ روز به نتیجه نرسیدیم، تمدید شود». وی با اشاره به اینکه این مذاکرات اساسا آغاز نشد، ادامه داد: «مذاکره هرگز شروع نشد، به این دلیل که آمریکا تنها چند هفته پس از امضای یادداشت تفاهم در ۲۸ خرداد، دست به نقض فاحش و گسترده متن آن زد لذا اساسا بحث ۶۰ روزه هم دیگر موضوعیت ندارد».
آنچه که در این ۶۰ روز و پیش از آن دستگیر ایران شد آن است که واشنگتن، پس از ناکامی در میدان نبرد نظامی تلاش کرده بود از مسیر دیپلماسی فرسایشی دستاوردی کسب کند، حالا با دست خالی به نقطهی آغازین بازگشته است؛ اعلام صریح دونالد ترامپ مبنی بر عدم تمایل به تمدید این تفاهم، بیش از آنکه نشانه ابتکار عمل باشد، اعترافی عریان به بنبست راهبردی کاخ سفید در برابر تابآوری ساختاری و ارادهی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران است.
واشنگتن گرفتار باتلاق محاسبات
بنا بر ارزیابی نشریه «پولیتیکو»، بحران جاری واشنگتن بازتابدهنده استیصال در لایههای میانی دولت آمریکاست؛ چرا که محاسبات اولیه مبتنی بر فروپاشی سریع اقتصادی و سیاسی ایران کاملاً شکست خورد. در شرایطی که ارتش یک تریلیون دلاری ایالات متحده طبق گزارش رسانه «کلش ریپورت» بخش عمدهای از ذخایر موشکهای دقیق دوربرد (مانند سیستمهای تاکتیکی و پریسم)، نیمی از موشکهای تاماهاوک و ۶۵ درصد رهگیرهای پاتریوت خود را در ماههای نخست درگیری مصرف کرده، ماشین جنگی واشنگتن به شدت از رمق افتاده است. این ناتوانی لجستیک در کنار افت ذخایر استراتژیک نفت آمریکا از ۴۱۵ میلیون بشکه به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه، ضریب آسیبپذیری کاخ سفید را در آستانهی انتخابات میاندورهای کنگره به اوج رسانده است.
سقوط تجارت در گلوگاه انرژی
دادههای شرکتهای ردیابی کشتیرانی از جمله «کپلر» و گزارش «گلدمن ساکس» حاکی از آن است که حجم صادرات نفت خلیجفارس با افتی ۶۴ درصدی به حدود ۸.۴ میلیون بشکه در روز سقوط کرده و تردد تجاری تنگه هرمز به کمتر از ۱۷ درصد میانگین پیش از جنگ رسیده است. «دنی سیترینوویچ»، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش رژيم صهیونی، صراحتاً تأکید میکند که کنترل تنگه هرمز دیگر قابل بازگشت به وضعیت پیشین نیست. جغرافیا و زیرساختهای جایگزین به هیچ وجه قادر نیستند در کوتاهمدت حجم عظیم ترانزیت انرژی این آبراه را جبران کنند، و ایران با حفظ این اهرم حیاتی، ابتکار عمل اقتصادی و امنیتی منطقه را در دست نگه داشته است.
پایان انحصار چتر امنیتی آمریکا!
گزارش نشریه «آتلانتیک» پرده از بحران پدافندی ایالات متحده برمیدارد؛ جایی که ذخایر تسلیحات دفاعی واشنگتن به مرز بحرانی ۲۰ درصد سقوط کرده است. این ناتوانی، متحدان منطقهای آمریکا نظیر کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس را ناچار ساخته تا با واقعیت سلطه و کنترل ایران بر آبراهها کنار بیایند. شکلگیری ائتلافهای جدید امنیتی مانند «پیمان دفاع مشترک مکه» با حضور پاکستان، ترکیه و عربستان، گواهی روشن بر فروپاشی اعتماد به چتر امنیتی ایالات متحده است. همزمان، تعمیم الگوی مقاومت به دریای سرخ توسط انصارالله یمن و توقف نفتکشها در بابالمندب، هزینه استراتژیک جنگطلبی غرب را به شدت افزایش داده است.
ترامپ در تله تناقض
در حالی که آمار نظرسنجیهای معتبر نظیر «رویترز/ ایپسوس» نشان میدهد محبوبیت ترامپ به ۳۷ درصد سقوط کرده و ۶۹ درصد شهروندان آمریکایی رویکرد او را فاقد اهداف روشن میدانند، اظهارات متناقض رئیسجمهور آمریکا ادامهدار است. او از یکسو از تداوم محاصره دریایی سخن میگوید و از سوی دیگر با الفاظی تنشآمیز مدعی مهار برنامه هستهای ایران میشود. کنایه حقوقدانان آمریکایی نظیر «ران فیلیپکوفسکی» مبنی بر اینکه « اگر ترامپ کاپیتان تایتانیک بود، نهتنها اولین قایق نجات را برای خودش برمیداشت، بلکه درست پیش از ترک کشتی به مسافران اعلام میکرد که همهچیز خوب است.، دوستان. من بهترین کاپیتان تاریخ هستم. دقیقاً میدانم دارم چه کار میکنم»، گویای عمق تمسخر رسانهای مدیریت بحران در واشنگتن است.
بازآرایی قدرت در تهران
در سمت ایران، بازآراییهای نهادی عمیقی به وقوع پیسته است. صدور احکام قاطع فرماندهان ارشد نظامی از سوی رهبر معظم انقلاب و تغییرات در سطح دبیر شورای عالی امنیت ملی، جامعه اطلاعاتی آمریکا را در شوک فرو برده است. وزارت خارجه و نیروهای مسلح ایران با پافشاری بر اینکه بازگشایی تنگه هرمز صرفاً منوط به لغو کامل محاصره دریایی و آزادسازی داراییهای مسدودشده است، کانالهای دیپلماتیک موازی را از طریق مذاکرات فشرده با عمان فعال نگه داشتهاند؛ روندی که در کنار تصویب کلیات طرح «قانون تنگه هرمز» در کمیسیون امنیت ملی مجلس، اراده حاکمیت را در تثبیت حاکمیت ملی به نمایش گذاشته است.
معادله مقابله با محاصره
در پایان اینکه بررسیهای کارشناسی نشان میدهد برای مواجهه با پدیده محاصره دریایی به مثابه اهرم بلندمدت فشار ایالات متحده، چند راهکار کلان وجود دارد: دیپلماسی فعال مبتنی بر تفاهم، متنوعسازی اقتصادی از طریق مرزهای زمینی و همسایگان، راهکارهای نظامی مستقیم، و رویکرد موثر معادلهسازی متقابل (مانند هدف قرار دادن مسیرهای جایگزین و اعمال فشار متقابل بر منافع حامیان تحریم). تجربهی میدانی و اجماع تحلیلگران حاکی از آن است که تلفیق رویکرد مبتنی بر ریسکپذیری بالا، ایجاد هزینههای بازدارنده برای ناوگان متجاوز و تحکیم استقلال اقتصادی، کارآمدترین ابزار برای تکمیل شکست کامل طرحهای ایالات متحده خواهد بود.
ارسال نظرات