- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۱۹ شهريور ۱۴۰۵ با تو در عهدیم تا صبح ظهور
گزارش- گروه سیاسی
چهل روز از بدرقه آقای شهید ایران گذشت؛ چهل روز گذشت از قیام آزادگان جهان برای وداع با پیکر آیت الله العظمی امام سید علی خامنهای عزیز؛ چهل روزی که بنابر قاعده دنیای آنهایی که دستشان را به خون مظلومان تاریخ آغشتهاند باید فاصلهای میان «خبر» و «خاطره» ایجاد میکرد. اما عصر سهشنبه ۲۷ مرداد، مصلای امام خمینی(ره) تهران، آغاز مخابره تصویری متفاوت از این قاعده بود؛ تصویری که در مشهد مقدس و قم نیز بار دیگر بر آن صحه گذاشته شد.
انبوه جمعیتی که با پرچم ایران، فلسطین، حزبالله وپرچم سرخ یاحسین ، تصاویر شهدا و شعارهایی چون «حی علیالانتقام» و «عهد ما با امام، انتقام انتقام» در این مراسمها حاضر شده بودند، نشان میدادند که هنوز کلام رهبر شهید در خونهای ما جاری است و هنوز اندیشه رهبر شهید تشنگان راه سعادت را سیراب میکند و هنوز رهبر شهید زنده است.
اگر در قاعده دنیا چهلم یعنی سردی خاک، مردم ایران نه تنها در تهران، بلکه در قم و مشهد و خیابان به خیابان، میدان به میدان این کشور نشان دادند که نه تنها این قاعدهها در اندیشه آنها جا ندارد بلکه حرارت تفکر ناب آقای شهید ایران هیچگاه سرد نخواهد شد.و چه کسی شک دارد که این حماسه و این خونخواهی شهر به شهر، دیار به دیار، روستا به روستا فرد به فرد در عراق و یمن و لبنان و کشمیر و.. نیز تکرار شد، اگر این مراسم در آن جغرافیا نیز تکرار می شد!
اینجا فقط محل سوگواری نیست
حضور مردم در سه مراسم چهلم آقای شهید ایران، یک معنا داشت و آن اتصال دو عنصر سوگ و مطالبه بود. مردم برای عزاداری آمده بودند، اما زبان جمعیت فقط زبان مرثیه نبود. شعار «حی علیالانتقام» نشان میداد که شهادت رهبر معظم شهید نه تنها موجب نشده که آنها پاپس بکشند بلکه شعلهای در قلب آنها ایجاد کرده سوگ را جز مطالبه نمیبیند. همین نقطه، مراسم چهلمین روز تدفین آقای شهید ایران را از یک آیین معمول یادبود جدا میکند. در سنت شیعی، سوگ شهید اگرچه با اندوه آغاز میشود، اما الزاماً در اندوه متوقف نمیماند. مرز میان عزاداری و مطالبه در چنین موقعیتی باریک است. جمعیتی که هم تصویر شهید را در دست دارد و هم شعار انتقام سر میدهد، در واقع دو روایت، فقدان و ادامه راه را به دوش میکشد. از این رو میتوان گفت که مصلای تهران در آن عصر، در رواقهای حرم رضوی و گوشه گوشه صحن های حرم حضرت معصومه(س) بیشتر از آنکه شاهد یک سوگواره باشیم، صحنهای برای مشاهده واکنش جامعه به یک تغییر تاریخی بود؛ تغییری که پس از رحلت امام(ره) نیز در ظاهر و باطن جان گرفت و موجب شد تا فرهنگ ادامهدادن حتی در نبودنها جانی دوباره بگیرد چرا که انقلاب نمیتواند در سوگ خود متوقف بماند.
یک میراث سیاسی که باید خوانده شود
حجتالاسلام محمدجواد حاجعلیاکبری سخنران مراسم چهلم در مصلای تهران گفت؛ رهبر شهید در ادامه یک مسیر تاریخی تعریف شده است؛ شخصیتی که در مکتب امام خمینی(ره) رشد کرده، از مسیر فقاهت و مجاهدت عبور کرده و در نهایت مسئولیت رهبری جامعه را برعهده گرفته است. تأکید بر این پیوستگی، گواهی بر این پیام بود که آنچه قرار است پس از شهادت باقی بماند، پیش از هر چیز «مکتب» و «مسیر» است، نه صرفاً خاطره یک فرد.
از همین زاویه است که سخن از «مقاومت» در این مراسمها اهمیت پیدا میکند. چرا که قرار نیست این آیینها رهبر شهید را در قاب یک شخصیت تاریخی متوقف کند بلکه میخواهد به دنیا اعلام کند که این مراسمها حامل یک سنت فکری و سیاسی است؛ سنتی که از امام خمینی(ره) آغاز شده و در دوره بعد استمرار یافته است. در چنین قرائتی، شهادت پایان کارآمدی یک رهبر نیست؛ تغییر شکل حضور اوست. فرد از صحنه کنار میرود، اما مجموعهای از مفاهیم، تصمیمها و ارزشهایی که به او نسبت داده میشود، باقی میماند.
چرا «انتقام» در چهلم برجسته است؟
تکرار واژه «انتقام» را نمیتوان صرفاً واکنشی احساسی به شهادت دانست. این واژه که در تهران و قم و مشهد بار دیگر به بهانه این مراسم فریاد زده شد، جایگاهی فراتر از یک شعار پیدا کرده بود و به نوعی تعریف از آینده بود. وقتی سخنرانان و مداحان در جوار حرم رضوی و حرم فاطمی «انتقام» به عنوان دستور کار ملت ایران و آزادگان جهان سخن گفتند، سوگ به زبان مطالبه سیاسی ترجمه شد. همانگونه که در تهران و در مصلای تهران شاهد این موضوع بودیم.
این تغییر زبان مهم است. جامعه در برابر فقدان دو انتخاب دارد: یا آن را صرفاً به خاطره تبدیل کند یا آن را به بخشی از روایت آینده پیوند بزند. شعارهای مراسم نشان میدادند که دستکم در این اجتماع، انتخاب دوم پررنگتر است.
«انتقام» در اینجا، بنابراین، تنها واکنش به گذشته نیست؛ تلاشی برای تعیین معنای آینده شهادت است. اینکه این مطالبه در نهایت چگونه و در چه سطحی دنبال شود، مسئلهای جداست، اما اهمیت آن در این است که نشان میدهد شهادت هنوز برای بخشی از جامعه یک پرونده بستهشده تلقی نمیشود.
این تازه آغاز ماجراست
شاید مهمترین ویژگی مراسم چهلمین روز تدفین آقای شهید ایران این بود که جامعه هنوز در فاصله میان «دیدن» و «فهمیدن» رهبر شهید قرار دارد. در دوران حیات، بسیاری از نسبتها با یک شخصیت سیاسی از مسیر حضور مستقیم او شکل میگیرد؛ پس از مرگ، این نسبتها باید از نو ساخته شوند. دیگر قرار نیست مخاطب، رهبر را در قاب تلویزیون یا پشت تریبون ببیند؛ باید او را از خلال تصمیمها، میراث سیاسی، ادبیات مقاومت و تصویری که در ذهن جامعه ساخته است، بازخوانی کند و میراث داران حقیقی او باشیم. سه مراسمی که در مشهد و در شب شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام و در آستانه و طلیعه سالروز آغاز امامت حضرت حجت (عج) معنایی فراتر یافت و به ما نشان داد که ظهور میسر نمیشود مگر با امتداد راهی که آقای شهید ایران به نشان داد، و این امتداد در گرو تبعیت از آیت الله امام سید مجتبی خامنهای است.
پای این انقلاب هستیم
این انقلاب هیچگاه متوقف نمیشود؛ این زبان مشترک نیروهای مسلح و مردم حاضر در خیابان است! دشمن به گمان خود فکر کرد که با شهادت رهبر شهید قرار است کشوری چند تیکه را تحویل بگیرد! خیال خامی که از همان روزهای ابتدایی جنگ با سیلی محکم نیروهای مسلح و مردم مواجه شد. مردم و نیروهای مسلح ما پس از رهبر شهید چنان در پشت رهبر معظم انقلاب ایستادند و مردانه جنگیدند که دنیا در تحیر ماند. این ایستادگی و رشادت ریشه در تفکری داشت که چهره باطل را نمایان کرده بود.
چرا که مردم و نیروهای مسلح ما پس از شهادت رهبر شهید دریافتند که اساساً جنگها تنها با موشک و پهپاد و جنگنده تعیین تکلیف نمیشوند. اراده ملتها بخش مهمی از معادله جنگ است. دشمن میتواند اهداف نظامی را شناسایی کند، اما سنجش میزان ایستادگی یک ملت، محاسبهای متفاوت است؛ دشمن آمریکایی-صهیونی نشان داد که حملات تجاوزکارانه و ترور رهبر شهید انقلاب و فرماندهان ارشد نظامی، الزاماً به فروپاشی اراده داخلی ایرانیان منجر نمیشود، بلکه در ارتباط با ایران، نتیجهای معکوس خواهد داشت و جامعه را حول دفاع از کشور منسجمتر میکند. اگر امروزنیروهای مسلح ما در برابر هر تهدیدی، تهدیدی جدیتر را بازتاب میدهند و اگر مردم از حضور در خیابان خسته نمیشوند ثمره همین ارادهای است که هیچگاه کوتاه نمیآید. انشاءالله.
ارسال نظرات