- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۱۹ شهريور ۱۴۰۵ روانشناسی شکست ترامپ
اخیرا ارنست مونیز وزیر انرژی اسبق آمریکا ( در دولت اوباما ) به نکات قابل تاملی در خصوص جنگ رمضان و ابعاد شکست کاخ سفید در آن اشاره کرده است. مونیز در این خصوص می گوید:
" تصمیم دونالد ترامپ برای راه انداختن جنگ تمامعیار با ایران اشتباهی بزرگ بود.این جنگ، آمریکا را در بنبستی قرار داده که فرار از آن دشوار است. ترامپ با آغاز جنگ تمامعیار(با ایران ) ، آمریکا را در بنبستی راهبردی گرفتار کرده است."
اظهارات اخیر مونیز و دیگر سیاستمداران و استراتژیستهای آمریکایی مبنی بر شکست مطلق آمریکا در میدان جنگ با ایران، تایید کننده یک واقعیت مطلق است:شکست واشنگتن در جنگ. این همان گزاره و واقعیتی است که ترامپ در برابر پذیرش آن مقاومت می کند. توصیف رویکرد ترامپ چارچوب "روانشناسی شکست" می تواند تا حدودی بیانگر چرایی مقاومت شیطان مستقر در کاخ سفید در برابر پذیرش این حقیقت باشد.
همواره در تاریخِ روابط بین الملل ، با موجوداتی انسان نما مواجه میشویم که نیت آنها از ابتدا ، ساختن نبوده است؛ آنها آمده اند تا ویران کنند، نسل کشی صورت دهند، دیگران را به فرسودگی و استثمار بکشاند و از رنجِ انسانهای روی کره زمین تغذیه کند. یکی از مصادیق عینی این موجودات، رئیس جمهوری کنونی آمریکاست. دونالد ترامپ جهان را صحنهای برای پیشبرد امیال ویرانگر خود میبیند. اما هر شرارتی، هرقدر هم گسترده و پرادعا، روزی با دیوار واقعیت روبهرو میشود. و آنگاه که این مواجهه اجتناب ناپذیر به شکستی سهمگین و برگشتناپذیر بینجامد، مسئله اصلی دیگر خودِ شکست نخواهد بود بلکه ناتوانی در پذیرش آن است.این همان نقطه ایست که ترامپ اکنون به آن رسیده و حتی جرات ترسیم مختصات دقیق آن را ندارد.به عبارتی گویاتر، هر اندازه زمزمه های رسانه ها، استراتژیستها، تحلیلگران، سیاستمداران مخالف و حتی سیاستمداران همسوی ترامپ در خصوص شکست وی در جنگ با ایران بلندتر می شود، به همان میزان وحشت وی از پذیرش رسمی شکست در برابر تهران بیشتر می شود. رئیس جمهور متوهم و متوحش آمریکا اصلی ترین و بزرگ ترین قمار زندگی خود را باخته و مشاهده نشانه های مرگ تدریجی اش در این قمار، هرگز برایش آسان نیست!
موجودات شروری مانند ترامپ و نتانیاهو وقتی به پایان خط می رسند، نه صرفا از خود شکست ، بلکه از «بهرسمیتشناختنِ شکست» میترسند. اعتراف رسمی به شکست در مقابل ایران برای شیطان مجسمی که امروز در کاخ سفید مستقر است، مترادف با فروریختنِ افسانهایست که بارها برای دیگران روایت کرده است : افسانهی شکستناپذیری، برتری، مهار صحنه و توان تحمیل اراده. او میداند که اگر این شکست را بپذیرد، همه آن تصویرسازیها فرو میریزد و حقیقتی تلخ عیان میشود: قمار بزرگی که بر سرِ آن سرمایهگذاری کرده بود، نه تنها سود نداشت، بلکه او را در آستانه مرگی سخت و دردناک قرار داده است. ترامپ بر این باور بود که میتواند با فشار، فریب، تهدید، تحریف و فرسودن دیگران، در نهایت همهچیز را به سود خود تمام کند. در منطق شیطانی او ، واقعیت انعطافپذیر است؛ آنچه امروز مانع است، فردا با خشونت یا زمان از میان میرود! بنابراین، رئیس جمهور آمریکا مهمترین و وقیحانه ترین قمار زندگیاش را با اطمینانی کاذب آغاز کرد. اما شیاطین در قمارها و محاسباتِ ظاهراً عقلانی خود ، یک نقص بنیادین دارند.آنان متکی بر این پیش فرض هستند که دیگران همیشه در برابر رجزخوانی، تهدید وخشم آنها کوتاه میآیند، حقیقت همیشه دیر میرسد و هزینههای اخلاقی، روانی و تاریخی هرگز بهطور کامل بازنمیگردند. این پیش فرض، دیر یا زود ابطال می شود، دقیقا مانند آنچه در قبال ترامپ و در جنگ رمضان رخ داد. او اکنون با شکستِ نهایی، بیپرده و غیرقابلانکاری رو به رو شده که لحظه به لحظه مصادیق عینی تری از آن آشکار می گردد.
هر انسانی تا حدی از شکست میهراسد، اما برای افراد شرور، مسئله فراتر از ترسِ معمول است. آنان هویت خود را بر «قدرت اعمال آسیب» بنا میکنند. اگر نتوانند آسیب بزنند، تحقیر کنند، بترسانند یا دیگران را در موقعیتی فرودست نگه دارند، بخش مهمی از تعریف خود را از دست میدهند. بنابراین، شکست برای آنان فقط از دستدادنِ یک نبرد نیست؛ به معنای فروپاشیِ نظامِ معنایی و شخصیتی است که خود را با آن توجیه می کنند. رئیس جمهور وحشتزده آمریکا اکنون در مواجهه با بحران غیرقابل مدیریت کنونی خود، به انکار، فرافکنی، تحریف، مقصرسازی دیگران، یا ادعای پیروزی نمادین روی آورده، حال آنکه میدانِ واقعی نبرد با ایران را باخته است. این واژگان نخ نما آخرین پناهگاههای روانی ترامپ محسوب می شوند. "لجاجت" آخرین سنگر ترامپ در برابر واقعیت "شکست در برابر ایران" خواهد بود. او میکوشد با یک حرکت تازه، یک تهدید تازه، یک نمایش قدرت، ثابت کند هنوز زنده است !لجاجت در چنین فردی معمولاً سه پیامد دارد: نخست، شکاف میان او و واقعیت را عمیقتر میکند؛ دوم، هزینه شکست اولیه را چند برابر میسازد؛ و سوم، دایره افرادی را که میتوانستند برایش باقی بمانند، از او دور میکند. صورت مسئله گویاست:ترامپ به پایان خط رسیده است.
ارسال نظرات