پرسش و پاسخ

۱۸ شهريور ۱۴۰۵

ظهور پدیده "دولت حداقلی" در آمریکا

دولت حداقلی آمریکا
صورتبندی آنچه در خصوص حلول دولت‌های ضعیف، متوحش، ناکارآمد و ضد مردمی در آمریکا رخ می‌دهد چندان دشوار نیست. پیروزیِ یک حزب در انتخابات لزوما  به معنای قدرت ذاتی یا اکتسابی آن  نیست بلکه  فقط به معنای ضعیف‌تر بودن طرف مقابل است. در چنین وضعیتی، انتخابات نه به زایش یک اراده‌ی نیرومند ملی، بلکه به تولید یک دولت  کم‌جان و شکننده می‌انجامد.
کد خبر : 22046

تبیین:

میانگین آخرین نظرسنجی ها در آمریکا، نشان دهنده افت محبوبیت ترامپ رئیس جمهور متوحش و منفور این کشور است. حدودا 65 درصد از رای دهندگان آمریکایی نارضایتی مطلق یا نسبی خود را از سیاست خارجی و رویکرد اقتصادی دولت کنونی کشورشان اعلام کرده اند. به عبارتی بهتر، پیاده نظام انتخاباتی و سیاسی ترامپ به حدود 35 درصد کاهش پیدا کرده که کمترین میزان ممکن از انتخابات ریاست جمهوری سال 2024 محسوب می شود.رمزگشایی از این آمار چندان دشوار نیست:برخی از رای دهندگان جمهوریخواه نیز در کنار دموکراتها و افراد مستقل، نسبت به ترامپ و دولت وی ناامید شده اند. در مقابل، دموکراتها بدون آنکه کمترین تلاشی صورت دهند چشم به روند تصاعدی افت آرای جمهوریخواهان دوخته اند. رقبای سیاسی ترامپ در صددند تا پیروزی بدون دردسری را در انتخابات میاندوره ای کنگره و متعاقبا انتخابات ریاست جمهوری سال 2028 کسب کنند.قدرمتیقن تحولات سیاسی -انتخاباتی جاری در آمریکا محرز است: جدال دو حزب ضعیف و ضد مردمی در آمریکا بر سر تصاحب قدرت ادامه  دارد .بنابراین سیکل شکل گیری "دولتهای ضعیف"در واشنگتن کماکان ادامه خواهد داشت.

صورتبندی آنچه در خصوص حلول دولتهای ضعیف، متوحش، ناکارآمد و ضد مردمی در آمریکا رخ می دهد چندان دشوار نیست. پیروزیِ یک حزب در انتخابات لزوما  به معنای قدرت ذاتی یا اکتسابی آن  نیست بلکه  فقط به معنای ضعیف‌تر بودن طرف مقابل است. در چنین وضعیتی، انتخابات نه به زایش یک اراده‌ی نیرومند ملی، بلکه به تولید یک دولت  کم‌جان و شکننده می‌انجامد. دولتی که از همان لحظه‌ی شکل‌گیری، زیر بارِ انتظاراتِ بزرگ و منابعِ کوچک خم می‌شود. وقتی دو جریان سیاسی ضعیف در یک انتخابات سراسری رو‌به‌روی هم قرار می‌گیرند، نتیجه‌ی محتمل نه یک دولتِ مقتدر، بلکه یک نظم سیاسیِ فرسوده، کوتاه‌دست و پرمسئله است.دولت ترامپ مصداق عینی یک دولت ضعیف و حداقلی محسوب می شود. دولتی که امروز تبدیل به سیبل مشترک دموکراتها، رای دهندگان مستقل و حتی برخی جمهوریخواهان پشیمان و ناراضی شده است.در ظاهر، رقابت انتخاباتی باید صحنه‌ی عرضه‌  برنامه، ایده و توان مدیریتی باشد یعنی دقیقا همان چیزی که آمریکا از آن بی بهره است. اگر هر دو قطب اصلیِ صحنه رقابت انتخاباتی از ضعفِ ساختاری و کارکردی  رنج ببرند، انتخابات به جای آن‌که «تعیین‌کننده‌ی آینده» باشد، به «ثبتِ ناتوانی‌های گذشته» تبدیل می‌شود. در این حالت، جامعه نه از میان دو پروژه‌ی روشنِ حکمرانی، بلکه میان دو نوع کمبود انتخاب می‌کند: کمبودِ پایگاه اجتماعی، کمبودِ انسجام تشکیلاتی، کمبودِ نیروی انسانی، و مهم‌تر از همه، کمبودِ سرمایه‌ی سیاسی برای اداره یک کشور.در انتخابات ریاست جمهوری سال 2024 میلادی، عملکرد دموکراتها به اندازه ای افتضاح بود که کامالا هریس رقابت را در همه ایالات تعیین کننده ( آریزونا، جورجیا، میشیگان،پنسیلوانیا، نوادا و ویسکانسین) به ترامپ واگذار کرد. شهروندان آمریکایی از شر دولت ناتوان دموکراتها ترجیح دادند به سیاستمداری متوحش تر و دیوانه تر پناه بیاورند.اکنون با گذشت حدود 20 ماه ،خروجی این انتخاب تبدیل به یک کابوس سهمگین برای شهروندان آمریکایی شده است.

آمریکا در دور باطل "ظهور دولتهای ضعیف" گرفتار شده است.تثبیت حضور دولتهای ناتوان در راس معادلات سیاسی و اجرایی واشنگتن سبب شده تا تاب آوری شهروندان در قبال دو حزب سنتی و سلطه گر دموکرات و جمهوریخواه نیز کاهش یابد. اکثر شهروندان آمریکایی خواستار ظهور و بروز جریانی سوم ( غیر دموکرات و غیرجمهوریخواه) در قدرت هستند اما دو حزب سنتی ایالات متحده و صاحبان آشکار و پنهان قدرت ، اجازه شکل گیری این جریان مستقل و سوم را نمی دهند! دولتی که از دلِ رقابت دو جریان ضعیف بیرون می‌آید، معمولاً سه ویژگی اصلی دارد: نخست، مشروعیت انتخاباتی‌اش هرچند ممکن است از نظر حقوقی معتبر باشد، اما از نظر اجتماعی «اقناع‌کننده» نیست. بخش بزرگی از جامعه به برنده رأی داده نه از سر امید، بلکه از سر دفعِ رقیب. دوم، این دولت از همان ابتدا مجبور است انرژی زیادی را صرفِ مدیریتِ شکاف‌های درونیِ اردوگاه خود کند؛ زیرا ائتلافِ پیروزمند، ائتلافِ قدرتمند نیست، بلکه مجموعه‌ای از گروه‌های موقت و ناهمگون است که فقط در برابر رقیب کنار هم ایستاده‌اند. سوم، دولتِ برآمده از چنین فضایی، در برابر بحران‌های اقتصادی، امنیتی و اجتماعی، حاشیه‌ی مانورِ بسیار محدودی دارد.

این‌جا مسئله فقط ضعفِ دولت و کنگره در آمریکا  نیست. مسئله، ضعیف شدن «منطق حکمرانی لیبرال » است. دولتِ ضعیف نمی‌تواند افق بسازد، فقط می‌تواند زمان بخرد. نمی‌تواند اعتماد تولید کند، فقط می‌تواند بحران را عقب بیندازد( که همین قاعده حداقل در خصوص دولت ترامپ نیز صادق نیست!) .یکی از نشانه‌های اصلیِ ضعفِ دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا  آن است که رقابتشان نه بر سر آینده، بلکه بر سر دفعِ متقابل شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، هر دو طرف بیشتر از آن‌که از برنامه‌های خود حرف بزنند، درباره‌ی خطرِ پیروزیِ دیگری هشدار می‌دهند. این نوع رقابت، کیفیتِ سیاست را پایین آورده است .نتیجه، دولتی است که از ابتدا به جای تکیه بر اجماعِ ایجابی، بر رأیِ سلبی بنا شده است. این دولت در روز انتخابات ژست پیروزبازی را به خود می گیرد  اما در روزهای اداره کشور تنها و منزوی باقی خواهد ماند! 

ارسال نظرات

captcha