- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۱۹ شهريور ۱۴۰۵ چرایی استفاده ترامپ از الگوی تکراری رفت و آمد در میدان و دیپلماسی
عقبنشینی ناگهانی و بار چندم دونالد ترامپ از انجام عملیات گسترده علیه زیرساختهای ایران و چرخش مجدد وی به سمت گزینه «مذاکره و توافق»، بار دیگر توجه تحلیگران حوزه بینالملل را به کاخ سفید جلب کرده است. این تغییر موضع در شرایطی رخ داد که طی روزهای گذشته، مسئولان ارشد ایران و فرماندهان نظامی صریحاً تأکید کرده بودند هرگونه اقدام علیه تمامیت ارضی یا تأسیسات حیاتی کشور، با پاسخی فوری، قاطع و متقابل در تمام سطوح منطقه همراه خواهد بود. ارزیابی رفتارهای سینوسی واشنگتن نشان میدهد که این رفتوبرگشتهای مداوم میان «گزینه نظامی» و «میز دیپلماسی»، بیش از آنکه یک تاکتیک برنامهریزیشده برای غافلگیری باشد، از یک سو حاصل موازنه بازدارندگی و از سوی دیگر بازتابی از بنبست عملیاتی و محاسباتی آمریکا در سطح منطقهای و بینالمللی است.
بنبست نبردهای فرسایشی
تغییر مدام فاز واشنگتن از تهدید به حمله تا لغو آن، ارتباط مستقیمی با تجربیات عملیاتی آمریکا در طول درگیریهای یکساله گذشته دارد. ناکامی کارزار جنگی آمریکاییها در به تسلیم کشاندن ایران در زمینه هوایی و پیوند خوردن آن به نبردهای دریایی و حتی مطرح شدن سناریوی ورود قوای زمینی، ابعاد معضلی را نشان میدهد که پنتاگون با آن مواجه است. تحولات میدانی اثبات کرده است که اتکا به حملات هوایی و موشکی نه تنها توان بازدارندگی و قدرت موشکی ایران را مهار نکرده، بلکه اراده تهران را برای وارد کردن ضربات متقابل و مسدودسازی شریانهای حیاتی منطقه تقویت کرده است.
در این میان، تهدید به هدف قرار دادن تأسیسات انرژی ایران از سوی کاخ سفید، ابزار دیگری برای اعمال فشار بود که خیلی زود به یک تهدید متقابل و دوجانبه تبدیل شد. حاکمیت منطق بازدارندگی پاسخ متوازن روشن میسازد که هرگونه آسیب به زیرساختهای نفتی و پالایشگاهی ایران، مستقیماً تاسیسات انرژی و مسیرهای انتقال سوخت در کل منطقه خلیج فارس را هدف آتش متقابل قرار خواهد داد. در چنین سناریویی، حتی اگر هزینههای عبور و مرور از تنگه هرمز با مشوقهای مالی نیز همراه شود، اصلاً محمولهای برای بارگیری و صادرات باقی نخواهد ماند؛ مسئلهای که هزینههای رویارویی را برای آمریکا و اقتصاد جهانی به شکلی بیسابقه ارتقا داده است.
بحران تدارکات نظامی و ذخایر راهبردی پنتاگون
اینکه این روزها دست ترامپ برای ورود به یک نبرد تمام عیار بسته است را میتوان در چند تحلیل دقیق ابعاد فنی و عملیاتی نیروی نظامی آمریکا، ردیابی کرد:
۱.کاهش چشمگیر ذخایر مهمات تهاجمی: بررسی آمار مصرف موشکهای کروز تاماهاوک نشان میدهد که ذخایر این سلاح کلیدی پنتاگون بهشدت افت کرده است. از مجموع ذخایر موجود پیش از درگیریها، مصرف نیمی از آنها در تقابل با پدافند هوایی و مواضع دفاعی ایران، توازن توان تهاجمی آمریکا در برابر سایر رقبا و قدرتهای جهانی را با چالش جدی مواجه ساخته و جایگزینی آنها نیازمند صرف میلیاردها دلار و سالها زمان است.
۲.عقبنشینی پایگاهها و آسیبپذیری سکوهای پرواز: غیرعملیاتی شدن پایگاههای هوایی آمریکا در منطقه در اثر ضربات پدافندی و موشکی و انتقال ثقل عملیاتی نیروی هوایی آمریکا به منطقه شام و جنوب اروپا، فاصله جغرافیا تا اهداف را به بیش از سه برابر افزایش داده است. این امر مستلزم پروازهای طولانی، سوختگیریهای متعدد هوایی و کاهش حجم تسلیحات محموله جنگندهها شده که فرسایش شدید نیروی هوایی را به دنبال داشته است.
۳.بحران موشکهای رهگیر و ناتوانی در دفاع موشکی: مصرف بیش از نیمی از موشکهای گرانقیمت پاتریوت، تاد و موشکهای دریاپایه استاندارد-۳، پنتاگون را با معضل جدی مواجه کرده است. افشای یادداشت محرمانه ژنرال آلکسوس گرینکویچ، فرمانده نیروهای آمریکا در اروپا، به مقامات پنتاگون مبنی بر کمبود ناوشکنها و اجبار میان «حفاظت از خاک آمریکا» یا «تداوم دفاع از اسرائیل» در برابر بالستیکهای ایران، گواهی بر این مدعاست. ضربات مستقیم به رادارهای ثابت و گرانقیمت هشدار زودهنگام نیز آسیبپذیری این زنجیره پدافندی را دوچندان کرده است.
از تماسهای ریاض تا هراس از انسداد هرمز
سوای محدودیتهای نظامی، بخش عمدهای از علل عقبنشینی اخیراً ترامپ به پشتپرده دیپلماسی منطقهای و هشدارهای مستقیم متحدان واشنگتن بازمیگردد. بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای بینالمللی از جمله پایگاه تحلیلی «آکسیوس» و روزنامه «فایننشال تایمز»، مقامات ارشد کشورهای حاشیه خلیج فارس موضعی کاملاً صریح در قبال پیامدهای ماجراجویی جدید آمریکا اتخاذ کردهاند.
گزارشها حاکی از آن است که محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در تماس تلفنی مستقیم با ترامپ، و نیز شاهزاده خالد بنسلمان، وزیر دفاع این کشور در دیدار با جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نسبت به تبعات ویرانگر هرگونه حمله به بخش انرژی ایران ابراز نگرانی شدید کرده و خواستار کاهش فوریتدار تنشها شدهاند. سدریک لیتون، تحلیلگر نظامی شبکه «سیانان» و سرهنگ سابق نیروی هوایی آمریکا، تأکید میکند که متحدان منطقهای واشنگتن بهشدت در معرض آسیبهای اقتصادی ناشی از انسداد تنگه هرمز هستند و نفوذ آنها بر ترامپ، سهم بسزایی در لغو این عملیات داشته است. همزمان، رایزنیهای فشرده میانجیگران قطری و عمانی با وزیر امور خارجه ایران و فرستادگان کاخ سفید نشان داد که کشورهای منطقه، تسویهحساب آمریکا را مساوی با فروپاشی امنیت شریانهای انرژی خود میدانند.
نوسانگیری اقتصادی در واشنگتن
تغییر موضع متناوب ترامپ میان تهدید به جنگ و عقبنشینی به سمت دیپلماسی، دارای ابعاد پررنگ اقتصاد سیاسی و داخلی نیز هست. نوسانات شدید قیمت جهانی نفت در اثر هر بار تهدید نظامی و انسداد مسیرهای دريايی، مستقیماً افزایش قیمت سوخت در داخل آمریکا را رقم زده است؛ مسئلهای که در آستانه رویدادهای سیاسی و انتخابات میاندورهای، فشار مضاعفی بر افکار عمومی و محبوبیت حزب حاکم وارد میسازد. از سوی دیگر، منتقدان ترامپ و حتی طیفهایی از جریان «ماگا» و جمهوریخواهان انزواگرا، تداوم این درگیریها را مغایر با وعدههای اولیه وی مبنی بر عدم ورود به جنگهای پرهزینه جدید میدانند.
در بعد بینالمللی نیز، اتکای اقتصاد آمریکا به جریان تجاری شرق آسیا و وابستگی به جذب سرمایه از طریق اوراق قرضه بینالمللی، آسیبپذیری واشنگتن را در برابر جهشهای طولانیمدت قیمت انرژی افزایش داده است. افزایش تورم جهانی حاصل از تهدیدات ترامپ، توان خریداران عمده اوراق قرضه آمریکا را تضعیف کرده و کسری بودجه این کشور را عمیقتر میسازد.
گرفتار در چند راهی راهبردی
از نگاه ناظران بینالمللی از جمله راس هریسون، عضو ارشد موسسه خاورمیانه در گفتوگو با شبکه الجزیره، واشنگتن دچار نوعی «سردرگمی راهبردی» است. الگوی تکراری «تهدید، عقبنشینی و ادعای دستیابی به توافق»، بیش از آنکه نشاندهنده یک نقشه جامع باشد، ناشی از عدم تطابق اهداف ادعایی با واقعیتهای میدانی است. ترامپ با هدف لغو عملیات به شرط «دستیابی سریع به توافق برای بازگشایی هرمز»، میکوشد از یک سو هراس از جنگ را زنده نگه دارد و از سوی دیگر امتیازات یکطرفه کسب کند.
با این حال، محاسبات تهران نشان میدهد که پذیرش چنین الگویی، صرفاً آمریکا را به تکرار چرخه تهدید برای اخذ امتیازات بیشتر ترغیب میکند. پایداری بازدارندگی ایران که حاصل ترکیب «توان موشکی و پهپادی بومی»، «موقعیت ژئوپلیتیکی بر سرراه انرژی جهان»، «تابآوری داخلی» و «اراده سیاسی برای پاسخ قاطع» است، باعث شده تا گرهزدن پروندههای منطقهای از لبنان و فلسطین تا یمن و خلیج فارس، هزینههای هرگونه خارج شدن کنترل اوضاع را برای تصمیمگیرندگان آمریکایی فوقالعاده سنگین کند. تا زمانی که واشنگتن متغیرهای واقعی قدرت در منطقه را نپذیرد و موازنه بازدارندگی را ندیده بگیرد، تاکتیک لغو و احیای مجدد تهدیدات، جز تعمیق بنبست کاخ سفید حاصلی نخواهد داشت.
ارسال نظرات