پرسش و پاسخ

۲۳ مرداد ۱۴۰۵
11 مرداد 1405 - 07:38

انتخابات و تضاد منافع سیاسی ترامپ و نتانیاهو

تضاد سیاسی ترامپ و نتانیاهو
 در آمریکا نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که جامعه آمریکایی بیش از ۶۵ درصد مخالف جنگ هستند. مردم آمریکا اکنون از فشار اقتصادی، تورم بنزین و حامل‌های انرژی ناراضی و عصبانی هستند و این امر می‌تواند انتخابات آمریکا را تحت شعاع قرار دهد.
کد خبر : 22005

تبیین:

مجتبی قنبردوست

یکی از مسائل مهمی که امروزه مورد توجه تحلیلگران و راهبردنگاران سیاسی قرار می گیرد، نقش و وزن واقعی انتخابات آتی در آمریکا و رژیم صهیونیستی و تأثیر آن در سیاست‌های اتخاذی و جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران است. ابتدا لازم به یادآوری است؛ انتخابات آمریکا در 3 نوامبر(12 آبان) سال میلادی جاری برای انتخاب تمام کرسی های مجلس نمایندگان آمریکا(435 نفر)، 35 نفر از تعداد 100 نفره سناتورهای مجلس سنا و تعدادی از فرمانداران و دادستان‌های ایالتی برگزار می شود. همچنین انتخابات کنست (مجلس صهیونیستی) نیز در تاریخ 27 اکتبر(5 آبان) سال میلادی جاری برگزار خواهد شد.

 در آمریکا نظرسنجی‌ها نشان می دهند که جامعه آمریکایی بیش از 65 درصد مخالف جنگ هستند. مردم آمریکا اکنون از فشار اقتصادی، تورم بنزین و حامل‌های انرژی ناراضی و عصبانی هستند و این امر می‌تواند انتخابات آمریکا را تحت شعاع قرار دهد. بنابراین اکثریت جامعه آمریکایی به دنبال پایان جنگ های آمریکا به ویژه جنگ علیه ایران و عدم هدر رفت مالیات های خود برای دخالت های خارجی و از همه مهمتر کنترل تورم و کاهش قیمت ها به ویژه قیمت بنزین هستند. 

 در همین راستا تداوم حیات سیاسی ترامپ و منافع حزبی، سیاسی و شخصی ترامپ ایجاب می‌کند که در شرایط نارضایتی فعلی در داخل آمریکا که ناشی از تبعات تهاجم و بی خردی وی علیه ایران است، بیش از پیش برای پیروزی در انتخابات آتی، فکر و برنامه ریزی نماید.

 از سوی دیگر در جامعه صهیونیستی تداوم جنگ تا پایان ناامنی های موجود در اسرائیل، مطالبه‌ غالب صهیونیست‌ها است. علی رغم هراس‌هایی که از ضربات جدی ایران دارند، حدود 55 درصد از مردم مایل به جنگ با ایران‌ هستند. اما بیش از 80 درصد از جامعه صهیونیستی، درخواست جنگ گسترده علیه حزب‌الله تا نابودی آن را داشته و به شدت مخالف عقب‌نشینی رژیم از جنوب لبنان هستند. 

بنابراین با در نظر گرفتن وضعیت سیاسی دو جامعه، به نظر می‌رسد ترامپ دو راه در پیش دارد که هر دو را قبلا آزمایش نموده. یا باید بجنگد و جمهوری اسلامی را با شکست وادار به تسلیم کند و امتیازهای متعددی از جمله باز کردن تنگه هرمز را بستاند و متعاقب آن قیمت‌ها و بازار انرژی را کنترل نماید و یا اینکه از طریق مذاکرات سیاسی بتواند امتیازات مزبور را تحمیل کند؛ کمینه اینکه تنگه هرمز را باز و قیمت‌ها را کنترل و فضای سیاسی داخل جامعه آمریکا را آرام و مدیریت نماید. پرواضح است که هر دو سناریو در گذشته چند ماهه، تست شده و به شهادت دوست و دشمن دچار شکست مفتضحانه نیز شده است.

اما برای جامعه صهیونیستی نیز چند نکته مهم وجود دارد. یکی اینکه جریان های صهیونیستی و نتانیاهو جنگ با ایران را جنگ آخرالزمانی می دانند و این فرصت را فرصت طلایی و نهایی دانسته که یک رئیس‌جمهور احمق آمریکایی پیدا شده تا اینقدر عریان حاضر است منافع ملی آمریکا را به پای منافع صهیونیست ها قربانی کند و هزینه ها و خسارات سنگینی را به جهان و آمریکا تحمیل کند.

بنابراین رژیم صهیونیستی و نتانیاهو در این فرصت مغتنم و بسیار طلایی، در هدف اول به دنبال این هستند که آمریکا را دوباره وارد یک جنگ گسترده علیه ایران نمایند و در سطح بعدی که جامعه صهیونیستی هم نسبت به آن اقبال دارند و در راستای تحقق اهداف انتخاباتی و اهداف کوتاه‌مدت نتانیاهو نیز می باشد، پروژه جنگ با حزب‌الله و خلع سلاح آن را ادامه دهند که توفیق در آن به شدت می‌تواند برای نتانیاهو رأی‌آور باشد.

با این حال یک تناقض و تضاد منافع در حفظ حیات و بقای در قدرت سیاسی ترامپ با پایان دادن به جنگ و برای نتانیاهو در تداوم جنگ وجود دارد. اما به دلیل اشتراک ماهوی و اساسی در اهداف و راهبردهای کلان آمریکا و رژیم صهیونیستی، انتظار می رود استراتژیست های آمریکایی _ صهیونی به دنبال راه حل مشترک برای رفع تعارض منافع موجود و کشف نقطه هم‌پوشانی منافع این دو جنایتکار مستبد باشند و در قالب یک راهبرد این هم سرنوشتی را به نحو مطلوبی شکل دهند.

لذا به نظر می‌رسد اگر ایالات متحده تا یک ماه آینده نتواند در حوزه نظامی دستاورد قابل توجه میدانی یا رسانه ای داشته باشد که البته بنابه تجربه گذشته نمی‌تواند. به این سمت خواهد رفت تا آن نقطه هم‌پوشانی را از یک سو با جنگ رژیم صهیونیستی در لبنان با حزب الله ترسیم نماید و در سوی دیگر، خودش مانند آتش‌بس قبلی، اوضاع نظامی را فریز، محدود و دچار سکون نماید و متوقع می شود تا تنگه در ازای امتیازاتی نصفه و نیمه و رفع محاصره باز گردد. در ادامه نیز با ظاهر فاتحانه و پروپاگاندای پیروزمندانه، قیمت‌ها را کنترل و بازار نفت و انرژی را تا انتخابات نوامبر مدیریت نماید و با این روند، هر دو در کوتاه‌مدت می‌توانند به انتخابات خودشان بپردازند.

البته باطل‌السحر همه سناریوهای آمریکایی و صهیونیستی در آتی؛ حفظ عملی و رفتاری اتحاد و انسجام ملی فراتر از همه کلیشه ها، عدم تفکیک جبهه آمریکایی و صهیونیستی در پاسخ‌ های نظامی ایران(در صورت تعرض یکی از آن دو)، وحدت در ساحات جبهه مقاومت به ویژه حزب الله لبنان چه در مذاکرات احتمالی و چه در جنگ، رهانکردن موضوع راهبردی تنگه هرمز با حاکمیت ایرانی، ترتیبات ایرانی و اخذ درآمد خدماتی؛ و در نهایت همه و همه در ذیل مقاومت، ایستادگی و شجاعت رزمندگان و مردم غیور ایران است که ان شاءالله محقق خواهد شد.

ارسال نظرات

captcha