پرسش و پاسخ

۲۳ مرداد ۱۴۰۵

به دشمنی که در حین مذاکره حمله می‌کند کوچه ندهیم!

حمله در حین مذاکره
جمهوری اسلامی ایران امروز به برکت برخورداری از خلف شایسته امام شهیدمان و رهبری حکیمانه امام سید مجتبی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی) و مجاهدت نیرو‌های مسلح، به سطحی از «بازدارندگی فعال» رسیده است که دیگر دشمن نمی‌تواند بدون دریافت پاسخ متناسب، اقدام به ماجراجویی کند.
کد خبر : 21975

تبیین:

حسن رشوند

این روزها، در حالی که واشنگتن از یک‌سو با استفاده از خاک و امکانات نیابتی‌های خود در کشورهای خلیج فارس با هدف تخریب زیرساخت‌های استراتژیک ایران، طبل جنگ را به صدا درآورده و از سوی دیگر، پیک‌های دیپلماتیک و میانجی‌های منطقه‌ای را با پیام‌های «دعوت به گفتگو» به تهران گسیل می‌دارد، بار دیگریک هشدار جدی را متوجه مسئولان جمهوری اسلامی در مواجهه با دولت دروغگو و عهد شکن آمریکا گوشزد می کند.

1-راهبرد فعلی آمریکایی‌ها، تکرار همان استراتژی کلاسیک «فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا» است. آمریکایی‌ها به خوبی دریافته‌اند که «گزینه نظامی» در مقابل جمهوری اسلامی، به دلیل قدرت بازدارندگی خیره‌کننده نیروهای مسلح و اقتدار ناشی از پیوند مردم با نظام، دیگر یک گزینه «روی میز» نیست، بلکه به یک «بحران روی میز» برای فرار آنها تبدیل شده است. از این رو، با حمله به زیرساخت‌هاچه در حوزه نظامی و چه در حوزه کشوری اعم از زدن راه‌های مواصلاتی و جاده ای سعی دارند «هزینه ایستادگی» را برای نظام بالا ببرند تا در میز مذاکره خیالی خود، به امتیازاتی دست یابند که در میدان نبرد هیچ‌گاه به آن نرسیده‌اند.دشمن آمریکایی می‌خواهد با ایجاد یک فضای «بیم و امید»، تصمیم‌گیران کشور را به این نتیجه برسانند که «هزینه مقاومت، بیشتر از هزینه سازش است».

2- تجربه تاریخی نزدیک به پنج دهه اخیر، به‌ویژه در پرونده‌هایی نظیر برجام، مذاکرات قبل و بعد از جنگ 12 روزه و جنگ سوم( رمضان ) به ما آموخته است که برای دشمن، «مذاکره» نه یک ابزار برای حل اختلاف، بلکه «ابزاری برای مهار» ایران است. وقتی طرف متخاصم همزمان با حمله به  زیرساخت‌های یک کشور در جنگ است، دعوت به مذاکره معنایی جز «توقف پیشرفت» و «عقیم‌سازی قدرت دفاعی» آن کشور ندارد. واقعیت آن است که دشمن می خواهد همزمان دو هدف اساسی خود را با راهبرد « جنگ و مذاکره»  به نتیجه برساند. از یک سو با تغییر محاسبات ذهنی نخبگان و مسئولان کشور می‌خواهد «عزت» و «اقتدار» را با «امنیت کاذب حاصل از کوتاه آمدن» در مقابل خود  معامله کند و از سوی دیگر ، با خرید زمان برای تخریب بیشترِ سرمایه های مادی و معنوی ایران، برنامه هایی که تاکنون به آنها نرسیده است را دست یافتنی کند.

3- جمهوری اسلامی ایران امروز به برکت برخورداری از خلف شایسته امام شهیدمان و رهبری حکیمانه امام سید مجتبی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی) و مجاهدت نیروهای مسلح، به سطحی از «بازدارندگی فعال» رسیده است که دیگر دشمن نمی‌تواند بدون دریافت پاسخ متناسب، اقدام به ماجراجویی کند. با رصد حملات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه در روزهای گذشته، می توان مفهوم «بازدارندگی فعال» ایران در مقابل آمریکا را بهتر درک کرد. اکنون دشمن متجاوز آمریکایی باید فهمیده باشد که  اقدامات نظامی اخیر آنها علیه زیرساخت‌های ایران، پیش از آنکه نشان‌دهنده «قدرت» باشد، نشانگر «استیصال» آن‌هاست و اینکه دشمن آمریکایی به پلی، تونلی  یا ریلی حمله می کند که کمتر از 8 ساعت مسیر جایگزین آنها باز و رفت و آمدها به حالت عادی خود باز می گردد، فقط برای پنهان کردن شکست‌های منطقه‌ای  است که آنها به عملیات‌های ایذایی پناه برده‌اند. بنابراین، راهبرد «مقاومت فعال» که این روزها در دستور کار نظام قرار دارد، پاسخی دندان‌شکن به این توطئه است. وقتی دشمن زیرساخت شما را هدف می‌گیرد، مذاکره با او در همان لحظه، به معنای «پذیرش حق دشمن برای شلیک» است. منطق انقلابی حکم می‌کند که در میدان مبارزه، باید «قدرت» حرف اول را بزند تا در میز مذاکره، «حقانیت» بر کرسی بنشیند.

4- تاریخ، عبرت‌گاه کسانی است که به «لبخند دشمن» اعتماد کردند. راهبرد «جنگ همراه با مذاکره» آمریکا، ناشی از یک کینه عمیق نسبت به استقلال و پیشرفت ایران است. آنها نه به دنبال صلح، بلکه به دنبال «تسلیم تدریجی» ایران اسلامی که اکنون دنیایی را بیدار کرده است، هستند. ملت بزرگ ایران که با خون امام شهید و شهدای عزیز خود، نهال انقلاب را آبیاری کرده اند، به خوبی می‌دانند که هزینه مقاومت، بسیار کمتر از هزینه سازش است. سازش، نه تنها جنگ را متوقف نمی‌کند، بلکه اشتهای سیری‌ناپذیر دشمن را برای ضربات کاری‌تر باز می‌کند. لذا  باید این واقعیت را در نظر داشت که مذاکره، وقتی طرف مقابل پنجه‌هایش را به سمت گلوی ملتی گرفته، «خویشتن‌داری» نیست، بلکه «خودکشی استراتژیک» است. ما در مکتب شهیدان این انقلاب آموخته‌ایم که  در این مسیر، نه از «چنگ و دندان های » دشمن باید هراس به دل راه ‌دهیم و نه با «فریب چند باره  مذاکره» قدمی به عقب برداریم و اگر قرار است بار دیگر با چنین دشمن عنودی پای میز مذاکره بنشینیم حتما باید با راهبرد مشخص «دست پر در میدان» - همانگونه که الان شاهد آن توسط نیروهای مسلح کشورمان هستیم -  و« صلابت انقلابی در عرصه دیپلماسی» باشیم و از حمایت مردم در خیابان هم به عنوان« پشتوانه میدان و دیپلماسی» غفلت نکنیم.

ارسال نظرات

captcha