پرسش و پاسخ

۲۳ مرداد ۱۴۰۵

قواعد جدید بازی در تنگه هرمز

قواعد جدید تنگه هرمز
در حالی که تردد دریایی در تنگه هرمز به طور کامل متوقف شده و سازمان‌های دریانوردی بین‌المللی تعطیلی مسیر جنوبی در آب‌های عمان را تایید کرده‌اند، دونالد ترامپ در اظهارنظری کذب و شتاب‌زده مدعی شد که تنگه هرمز باز است و آمریکا کنترل آن را در دست دارد.
کد خبر : 21951

در روزهای گذشته، پهنه آبی خلیج فارس و به ویژه آبراه حیاتی تنگه هرمز، به صورت مقطعی دچار زد و خوردهایی بین ایران و کشور متجاوز آمریکا بود. پس از ادعای رئیس جمهور آمریکا مبنی اینکه قصد دارد از هر کشتی عبوری از تنگه هرمز معادل ۲۰ درصد از قیمت کالاهایش عوارض دریافت کند! عیان شد که این رویارویی، نبردی جدی بر سر تثبیت نظم ژئوپلیتیک جدید در منطقه است؛ البته در این میان جدیت قاطعانه تهران بر اعمال حاکمیت مطلق بر حق خود که از قضا شاه‌راه کلیدی انرژی جهان نیز حائز اهمیت است. ایران با اتخاذ آرایشی تهاجمی و بازدارنده، صراحتاً اعلام کرده است که به هیچ وجه از موضع خود در خصوص کنترل و مدیریت تنگه هرمز عقب‌نشینی نخواهد کرد، حتی اگر این ایستادگی به بهای یک درگیری تمام‌عیار نظامی با واشنگتن تمام شود.

بر اساس گزارش‌های میدانی، محور اصلی این تنش‌ها به پافشاری تهران بر لزوم عبور تمامی شناورهای بین‌المللی صرفاً از کریدور ارتباطی تعریف‌شده توسط ایران بازمی‌گردد. در مقابل، واشنگتن با زیر پا گذاشتن توافقات پیشین، در تلاش است تا با ایجاد یک کریدور جعلی و موازی، مدیریت این آبراه را مخدوش کرده و حتی اقدام به عوارض‌گیری از کشتی‌های عبوری کند؛ زیاده‌خواهی آشکاری که با سد آهنین استراتژی بومی ایران مواجه شده است.

 

عقلانیت راهبردی تهران

باید به این موضوع توجه داشت که پافشاری بی‌چون‌وچرای ایران بر حقوق حاکمیتی خود در تنگه هرمز، از منظر ناظران سیاسی بر سه پایه منطقی و استراتژیک استوار است. نخستین پایه، دفاع مشروع از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی در برابر کشوری است که هزاران کیلومتر از منطقه غرب آسیا فاصله دارد و حضورش در این آب‌ها فاقد هرگونه وجاهت قانونی است. از طرفی، تهران به خوبی درک کرده است که هرگونه عقب‌نشینی در این مقطع، به معنای واگذاری یک کارت بازی ژئوپلیتیک و حیاتی به دشمن خواهد بود؛ امری که امنیت ملی ایران را در بلندمدت با چالش‌های جدی مواجه می‌سازد.

 

پایه سوم این عقلانیت راهبردی به بازتعریف قواعد درگیری پس از ماجراهای اسفندماه سال ۱۴۰۴ بازمی‌گردد؛ جایی که دشمن با راه انداختن یک جنگ تحمیلی و انجام اقدامات تروریستی علیه مقامات ارشد و شهروندان ایرانی، مرتکب خطای محاسباتی بزرگی شد. اکنون، سخت‌گیری ایران در تنگه هرمز و تغییر قواعد بازی، اقدامی محوری برای پرهزینه کردن هرگونه تجاوزگری آتی و تنبیه نقدی ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آن به شمار می‌رود.

 

مرگ زودهنگام تفاهم‌نامه اسلام‌آباد 

اگرچه در ژوئن ۲۰۲۶ تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای اسلام‌آباد میان طرفین امضا شد، اما این سند دیپلماتیک نیامده مرد و از همان روزهای نخست توسط آمریکا و اسرائیل رژیم صهیونی گردید. این توافق بیش از آنکه یک صلح پایدار باشد، آتش‌بسی لرزان بود که دونالد ترامپ تحت فشارهای شدید بین‌المللی و برای باز کردن موقت شریان انرژی جهان در آستانه انتخابات آمریکا و جام جهانی فوتبال به آن تن داد. ایران نیز از این فرصت برای تنفس اقتصادی و بازسازی توان خود بهره برد، اما گسل‌های واقعی ژئوپلیتیک هرگز مهار نشدند.

با آغاز جولای ۲۰۲۶ و لغو رسمی توافق از سوی واشنگتن، مشخص شد که پنتاگون وارد فازی تحت عنوان «دکترین کریدورهای موازی» شده است. کاخ سفید تلاش دارد با فعال‌سازی یک مسیر امن جایگزین در مجاورت شبه‌جزیره مسندم (در آب‌های سرزمینی عمان) و دور نگه داشتن تانکرها از جزایر راهبردی تنب و ابوموسی، قدرت وتوی فیزیکی ایران بر تنگه هرمز را برای همیشه خنثی کند، بدون آنکه امتیازی نظیر لغو تحریم‌ها به تهران واگذار کند. حملات پهپادی و موشکی ایران به تانکرهای این مسیر جعلی، پاسخی قاطع به این دایره همگرایی غربی-عربی بود که ثابت کرد امنیت خلیج فارس خارج از چارچوب بومی ایران امکان‌پذیر نیست.

 

توهمات توییتری ترامپ

در حالی که تردد دریایی در تنگه هرمز به طور کامل متوقف شده و سازمان‌های دریانوردی بین‌المللی تعطیلی مسیر جنوبی در آب‌های عمان را تایید کرده‌اند، دونالد ترامپ در اظهارنظری کذب و شتاب‌زده مدعی شد که تنگه هرمز باز است و آمریکا کنترل آن را در دست دارد. فرار ترامپ از پذیرش واقعیت انسداد تنگه، با ادعای عجیب دیگری در شبکه اجتماعی «تروث» تکمیل شد؛ جایی که او مدعی شد آمریکا به عنوان نگهبان تنگه هرمز، از این پس از تمامی کشتی‌های عبوری عوارضی معادل ۲۰ درصد ارزش محموله دریافت خواهد کرد!

این موضع‌گیری کاسبکارانه و باج‌خواهانه، موجی از بهت و حیرت را در میان کشورهای منطقه، به ویژه شیخ‌نشین‌های خلیج فارس ایجاد کرده است. کشورهای عربی که پیش از این شاهد رفتار مسئولانه ایران در تعیین هزینه‌های حداقلی خدمات دریانوردی بر اساس توافق با عمان بودند، اکنون به روشنی دریافته‌اند که تهدید اصلی برای ثبات منطقه و جریان آزاد تجارت، نه ایران، بلکه روحیه غارتگری دولت ترامپ است که به دنبال سرکیسه کردن پایتخت‌های منطقه به بهانه‌های واهی است.

 

پایان ویترین دیپلماسی 

نقض بند ۵ تفاهم‌نامه خاتمه جنگ توسط آمریکا در همان هفته‌های نخست، بار دیگر بی‌پشتوانه بودن امضای ترامپ و سردرگمی استراتژیک کاخ سفید را به اثبات رساند. این تذبذب آشکار سبب شده تا تروئیکای اروپایی و بسیاری از قدرت‌های بزرگ جهانی مانند چین و روسیه، با انتقاد تلویحی یا صریح از رفتارهای واشنگتن، ایالات متحده را عامل اصلی ناامنی و انسداد در خلیج فارس معرفی کنند. جهانیان به یاد دارند که ایران پس از توافق، فرآیند بازگشایی را آغاز کرد و این شرارت‌های بعدی آمریکا بود که روندها را مختل ساخت.

در فضای داخلی ایران نیز، این رفتار غیرقابل اعتماد ترامپ، انگاره عدم مذاکره درباره دارایی‌های حیاتی کشور را به شدت تقویت کرده است. کارشناسان ارشد تاکید می‌کنند در شرایطی که واشنگتن به هیچ توافقی پایبند نیست، هرگونه گام عقب‌نشینی یا مذاکره در خصوص برنامه هسته‌ای و ذخایر ارزشمند اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصد، خروج از جاده عقلانیت خواهد بود و ایران هرگز این سرمایه راهبردی ملت را با وعده‌های توخالی ترامپ معاوضه نخواهد کرد.

ارسال نظرات

captcha