- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۲۵ مرداد ۱۴۰۵ «اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین»
محمدرضاشبانی
فراز امیدآفرین رهبر شهیدمان در آذرماه ۱۳۹۵، امروز در میان کارزار کنونی، بیش از هر زمان دیگری آیینه تمامنمای مختصات راهبردی ماست؛ آنجا که فرمودند جمهوری اسلامی با اتکا به قدرت الهی و باور به مردم، از هیچ قدرتی هراس ندارد و در پاسخ به روحیههای ضعیف بنیاسرائیلی که فریادِ «اِنّا لَمُدرَکون» سر میدهند، باید چون حضرت موسی خروشید که «کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین».
این روزها که با عهدشکنیهای مکرر و تجاوزگریهای عیان واشنگتن، تفاهمنامه عملاً به یک سوءتفاهم بدل شده و کاخ سفید مجدداً ساز محاصره دریایی و باجخواهی از کشتیها را کوک کرده است، پروپاگاندای رسانهای غرب و بوقهای همسو در داخل تلاش میکنند با القای ضعف، جامعه را به هراس بیندازند. اما واقعیتهای آماری روی زمین و هندسه ژئوپلیتیک منطقه، روایت کاملاً متفاوتی از توازن ضعف و قدرت را تصویر میکنند که نشان میدهد دست برتر کماکان در اختیار ایران انقلابی است.
برخلاف ادعاهای ترامپ مبنی بر توانایی انزوای ایران، اقتصاد سیاسی خلیجفارس نشان میدهد که امنیت این شاهراه تفکیکناپذیر است و انسداد مرزهای آبی، شرکای منطقهای آمریکا را با بحرانهای بیسابقهای روبهرو میسازد. بررسی دادههای آماری دقیق تجارت دو مقصد اصلی انرژی منطقه یعنی چین و هند در بازه درگیریهای اخیر به وضوح نشان میدهد که دود آتشافروزی واشنگتن بیش از همه به چشم متحدان خودش میرود. بر اساس دادههای گمرک چین، در حالی که شش کشور عربی حاشیه خلیجفارس در سال گذشته تجارتی بالغ بر ۳۱۲ میلیارد دلار با چین داشتند، در سهماهه درگیریهای اخیر صادرات آنها به چین با سقوط آزاد ۴۲ درصدی مواجه شد و ۱۶ میلیارد دلار از ارزش آن دود شد؛ سقوطی که بیشترین ضربه آن را قطر و کویت با کاهش حدود ۷۶ درصدی و عراق با سقوط ۷۵ درصدی متحمل شدند. حتی امارات نیز با کاهش ۵۲ درصدی صادرات خود به چین روبهرو شد. در بازار هند نیز وضعیت مشابهی حاکم بود و مجموع صادرات این شش کشور در مارس و آوریل با سقوط ۵۱ درصدی به ۱۴.۸ میلیارد دلار رسید که در این میان عراق با سقوط ۸۱ درصدی، بزرگترین قربانی این جنگ تحمیلی لقب گرفت.
در این میان، یک استثنای معنادار به چشم میخورد؛ عربستان سعودی تنها کشوری بوده که به مدد انتقال روزانه ۶ تا ۷ میلیون بشکه نفت از طریق خط لوله شرق به غرب به پایانه ینبع در دریای سرخ، تنگه هرمز را دور زده و صادرات خود به چین را ۵.۳ درصد افزایش داده و در بازار هند نیز آسیب ناچیزی دیده است! ریاض عملاً در حال موجسواری روی بحران و کسب سود از هزینهای است که دیگران میپردازند. این واقعیت آشکار، دکترین راهبردی ایران را به سمت یک تصمیم سخت اما گزیرناپذیر هدایت میکند؛ دکترین «تنگه هرمز یا برای همه یا برای هیچکس». اگر ایران میخواهد پروژه محاصره دریایی آمریکا را خنثی کند، نباید اجازه دهد عربستان بدون پرداخت هزینه، نظارهگر جنگ اقتصادی علیه تهران باشد. خط لوله شرق به غرب و پایانه ینبع در دریای سرخ، کاملاً در تیررس پهپادها و موشکهای محور مقاومت قرار دارند و تنگه بابالمندب که انصارالله یمن بر آن اشراف دارد، میتواند به سادگی این مسیر جایگزین را مسدود سازد.
در شرایط فعلی، چهار سناریو پیشروی تنشهای ایران و آمریکا قرار دارد. سناریوی اول، بازی کنترلشده «هم جنگ و هم مذاکره» است که در آن آمریکا تلاش میکند بدون ورود به یک درگیری تمامعیار، با فرسایشی کردن نبرد، توان ایران را تحلیل ببرد. سناریوی دوم، بازگشت به جنگ گسترده با تغییر راهبرد پنتاگون به ترکیب تسلیحات ارزان و پیشرفته است تا با هزینهای کمتر، دامنه اهداف را علیه ایران گسترش دهد. سناریوی سوم، اصرار تام بر محاصره دریایی ایران است که قطعاً بحران جهانی انرژی را شعلهورتر خواهد ساخت و در نهایت، سناریوی چهارم، تسلیم شدن آمریکا در برابر ترتیبات ایرانی، پذیرش حاکمیت تهران بر تنگه هرمز و بازگشت خفت بار به میز تفاهم است.
تحقق سناریوی چهارم و خنثی شدن کارت محاصره، کاملاً به نوع رفتار مقتدرانه ما در میدان بستگی دارد. ایران باید با بالابردن هزینه همهجانبه برای کشورهای مشارکتکننده یا حامی محاصره، ماشین جنگ اقتصادی- نظامی واشنگتن را از کار بیندازد. استفاده همزمان از ابزار دیپلماسی و شگفتانه های جدید در میدان، کشورهای مداخلهجو را ناچار به پذیرش حاکمیت ایران بر تنگه هرمز خواهد کرد تا فرعونهای زمان بدانند اراده مقاومت، محاسبات پنتاگون را در این شطرنج به بنبست خواهد کشاند.
ارسال نظرات