پرسش و پاسخ

۲۳ مرداد ۱۴۰۵

با وجود دستاورد‌هایی که در جنگ تحمیلی سوم داشتیم، چرا جنگ را ادامه ندادیم؟

جنگ تحمیلی
ایران امروز در موقعیت تاریخی بی‌نظیری ایستاده است که دستاورد خون شهدا و اقتدار حاصل از پایداری در جنگ اخیر است. عبور موفقیت‌آمیز از این گردنه دیپلماتیک نیازمند آن است که دیپلماسی کشور، پیوستگی اندام‌وار خود را با «میدان» و «دکترین راهبردی رهبر انقلاب» حفظ کند.
کد خبر : 21942

ایران از دو جنگ تمام‌عیار و نابرابر و یک فتنه تمام عیار و کودتای آمریکایی؛ با قدرت و با صلابت بیرون آمده است؛ اما تثبیت این پیروزی و موفقیت نهایی، علاوه بر میدان، در اتاق‌های مذاکره و در نحوه مدیریت اقتصاد داخلی رقم خواهد خورد. هفته های پیش‌رو، بیش از پیش نیازمند اِعمال مدیریت استراتژیک، حفظ و تقویت انسجام ملی و تدابیر هوشمندانه دیپلماتیک است.

ایران امروز در موقعیت تاریخی بی‌نظیری ایستاده است که دستاورد خون شهدا و اقتدار حاصل از پایداری در جنگ اخیر است. عبور موفقیت‌آمیز از این گردنه دیپلماتیک نیازمند آن است که دیپلماسی کشور، پیوستگی اندام‌وار خود را با «میدان» و «دکترین راهبردی رهبر انقلاب» حفظ کند. صیانت از دستاورد‌های مقاومت و وادار کردن دشمن به پذیرش شروط ایران، تنها راه تضمین منافع بلندمدت ملی و منطقه‌ای خواهد بود.

سیاست خارجی جمهوری اسلامی از سه گانه «عزت ، حکمت و مصلحت» پیروی می کند. رسالت امروز دیپلماسی خلق قدرت نیست بلکه صیانت تام و تمام از قدرتی است که در خیابان‌ها، مرزها و پهنه‌ی منطقه‌ی مقاومت تولید شده است. البته هر نگاهی که دیپلماسی را مستقل از پشتوانه‌ی میدانی آن تفسیر کند یا تلاش نماید تا دستاوردهای عینی را وجه‌المصالحه‌ی توافقات انتزاعی قرار دهد نه تنها یک خطای فاحش استراتژیک مرتکب شده بلکه به منطق درونی قدرت در جمهوری اسلامی جفا کرده است و پاسداری از این دستاورد نیازمند عقلانیتی مبتنی بر مقاومت است؛ عقلانیتی که می‌داند لبخند دشمن پوششی بر ضعف مفرط اوست و نه نشانه‌ای از تغییرِ رویکرد آن است.

باید این حقیقت بنیادین را در حافظه‌ی تاریخی و سیاسی خود نهادینه کنیم که فرجام تقابل ما با نظام استکبار در اسناد و متون دیپلماتیک رقم نخواهد خورد و فراموش نخواهیم کرد که حساب نهایی ما با این جنایتکاران، قاتلان فرزندان این ملت و طراحان تحریم‌های ظالمانه در گستره‌ی پرالتهاب و حقیقی میدان صاف خواهد شد. 

میدان یگانه داور نهایی در نبرد حق و باطل است و آن جا که کلمات دیپلماتیک به پایان می‌رسند و رنگ می‌بازند و این واقعیت سخت میدان و اراده‌ی متکی بر ایمان ملت‌هاست که حرف آخر را می‌زند و هندسه‌ آینده‌ی جهان را ترسیم می‌کند و پیروزی نهایی از آن کسانی است که ریشه‌های قدرت خود را در خاک واقعیت و در میان اراده‌های مردم دوانده‌اند.

منطق نظام جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش تفاهم پایان جنگ، به دلیل اعتماد به آمریکا نیست، بلکه این دیدگاه وجود دارد که بعد از شکست آمریکا در وادار کردن ایران به تسلیم از طریق اقدام نظامی، واشنگتن به ناکارآمدی اهرم نظامی برای فشار بر جمهوری اسلامی ایران پی‌برده است و به همین دلیل در شرایط فعلی احتمالا آمادگی بیشتری برای ورود به فرآیند دیپلماتیک بدون توسل به زور و ساز و کارهای قهری دارد.

با این حال در هیچ شرایطی نمی‌توان اطمینان داشت که واشنگتن بلافاصله یا پس از مدتی، بار دیگر نقض عهد نکند و به امضای خود خیانت نکند. در چنین شرایطی است که قطعا حفظ آمادکی حداکثری نظامی برای مقابله با هرگونه بدعهدی دشمن لازم و ضروری است.

از جمله دستاوردهای مهم جنگ تحمیلی سوم، مقاومت بی نظیر مردم و نیروهای مسلح مقتدر کشور در مقابل تجاوز نظامی همه جانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی و مجبور کردن طرف مقابل به آتش بس با پذیرش شرایط اعلامی ایران بود. باید بدانیم که ایران خواستار جنگ نبوده ولی در مقابل تجاوز دشمن، مقاومت و ایستادگی مقتدرانه داشته و آمادگی دارد که در مقابل هر جنگ تحمیلی دیگری نیز از امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور محافظت نماید. هیچ جنگی دائمی نبوده و بالاخره پایانی بر آن خواهد و مهم این است که منافع ملی کشور تامین و دشمنان به اهداف خبیثانه خود دست نیابند. بنابراین، هم جنگ و هم آتش بس و تفاهم نامه و هم تحولات پس از آن یک «پیروزی راهبردی» برای جمهوری اسلامی بوده است و اهداف دشمن محقق نگردید؛ مذاکره برای پایان جنگ ضروری بوده و اکنون مهم‌ترین وظیفه همگان؛ حفظ و تقویت اتحاد ملی، حفظ و تثبیت دستاوردهای جنگ و نقد کردن آنها برای بهبود شرایط داخلی و حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی داخلی است.

ارسال نظرات

captcha