پرسش و پاسخ

۲۳ مرداد ۱۴۰۵

طناب پوسیده کاخ سفید

طناب پوسیده کاخ سفید
هدف غایی این فشار همزمان اقتصادی، نظامی و رسانه‌ای، ایجاد «خطای محاسباتی در دستگاه تصمیم‌گیری مسئولان» و فرسایش تاب‌آوری مردم است.
کد خبر : 21915

اخباری که این روزها از خبرگزاری‌های داخلی و خارجی منتشر می‌شود، نشان‌دهنده بن‌بست و دور جدیدی از تنش‌ها میان ایران و آمریکا است؛ اتمسفری که بیش از هر چیز، بوی پیمان‌شکنی صریح و تشدید فشارهای سنتی واشنگتن را می‌دهد. اقدام اخیر وزارت خزانه‌داری آمریکا در لغو ناگهانی مجوز عمومی فروش نفت و فرآورده‌های پتروشیمی ایران، آن هم کمتر از یک ماه پس از امضای یادداشت تفاهم اسلام‌آباد (۲۸ خرداد ۱۴۰۵)، نقض فاحش بند ۱۰ این توافقات است. این عهدشکنی مکرر با اعلام رسمی دونالد ترامپ مبنی بر اینکه «تفاهم‌نامه مرده و آتش‌بس با ایران تمام شده است»، به اوج خود رسید. ترامپ با ادبیاتی توهین‌آمیز و متناقض، ضمن اهانت مستقیم به ملت ایران، مدعی شد که دیگر کاری با این توافق ندارد و ادامه امور را به افرادی چون ویتکاف و کوشنر سپرده است.

این توهین‌های لفظی و بی‌شرمانه، در کنار اقدامات عملی و تجاوزکارانه ارتش آمریکا در روزهای گذشته معنا پیدا می‌کند. در جریان تفاهم اخیر، فرماندهی تروریستی سنتکام به بهانه‌های واهی در تنگه هرمز، مناطقی از جنوب ایران از جمله بندرعباس، قشم و سیریک را هدف قرار داد. این تحرکات نظامی بازهم تکرار شد و خط ساحلی ایران پدافند و آفند نیروهای مسلح ما را هدف گرفت تا به زعم خود، خطوط دفاعی ایران را درهم بشکند؛ اقدامی که البته با پاسخ قاطع و متقابل ایران همراه شد. تجربه چهار دهه گذشته، از برجام تا تحولات اخیر، ثابت کرده است که آمریکا درست در میان مذاکرات و تفاهم‌ها، دست به ماشه می‌برد و تجاوزگری را چاشنی دیپلماسی می‌کند.

حقیقت این است که این تناقض آشکار در رفتار ایالات متحده، گزاره کلیدی راهبردی رهبر شهید مبنی بر «محاسبات غلط همیشگی دشمن» را تایید می‌کند. واشنگتن بار دیگر با طناب پوسیده تحلیل‌های انتزاعی به چاه رفته و بر پایه فرضیات موهوم، دست به طراحی استراتژیک زده است. از زاویه تحلیل سیاسی، آرایش جدید آمریکا—از لغو معافیت‌های نفتی گرفته تا حملات نظامی به خطوط ساحلی جنوب و پشتیبانی از رژیم صهیونیستی در لبنان—اضلاع یک «جنگ ترکیبی» تمام‌عیار برای دستکاری موازنه روی میز مذاکرات هستند.

هدف غایی این فشار همزمان اقتصادی، نظامی و رسانه‌ای، ایجاد «خطای محاسباتی در دستگاه تصمیم‌گیری مسئولان» و فرسایش تاب‌آوری مردم است. واشنگتن تلاش می‌کند با بازگرداندن شبح تحریم، توهین به ملت و لبه تیز تهدید نظامی، تهران را به این برآورد غلط برساند که برای حفظ ثبات، باید از مؤلفه‌های قدرت ملی خود عقب‌نشینی کند. اما لغو تعهدات نفتی و آتش‌افروزی‌های اخیر ارتش آمریکا، نه از موضع قدرت، بلکه تلاشی دستپاچه برای بازسازی اهرم‌های فشار از دست رفته است. تجربه چهل سال گذشته نشان می‌دهد نتیجه اعتماد به واشنگتن، نه کاهش تنش، بلکه بازگشت فشارها، نقض یک‌جانبه تعهدات و توهین به هویت یک ملت است.

ارسال نظرات

captcha