پرسش و پاسخ

۲۳ مرداد ۱۴۰۵

پرچم سرخ خونخواهی

خونخواهی
وظیفه ما نیز باید تعهد به انجام دقیق وظایف، ارتقای کارآمدی و گره‌گشایی از امور کشور برای صعود به قله آرمان‌های رهبر شهید باشد؛ چرا که این مدل از بیعت، نشان‌دهنده بلوغ ملتی است که داغداری را به معماری فردا پیوند می‌زند و با وسعت روحی خود، دژی مستحکم در برابر ویرانی اندوه می‌سازد.
کد خبر : 21913

گزارش- گروه سیاسی 

در مراسم با شکوه تشییع و وداع با پیکر رهبر شهید، آنچه بیش از هر جلوه بصری دیگری چشم‌ها را خیره می‌کرد، اهتزاز گسترده پرچم‌های سرخ‌رنگی بود که با عبارت «یالثارات ‌الحسین(ع)» و شعارهایی همچون «kill trump» و برخی شعار دیگر مزین شده بودند.

برافراشته شدن این رنگ در ادبیات سیاسی-مذهبی شیعه، نشانه‌ای از یک «پرونده باز» و زخمی التیام‌ناپذیر بر پیکر عدالت است همانند پرچم سرخی که بر فراز گنبد امام حسین(ع) افراشته شده است. مردم ایران نیز با این انتخاب بصری نشان دادند که شهادت رهبر شهید را جنایتی تروریستی و تجاوزی آشکار می‌دانند که پاسخ به آن، تکلیفی گریزناپذیر است. در واقع، این پرچم‌ها پلی میان حماسه تاریخی کربلا و جغرافیای امروز مقاومت بنا کردند تا اثبات کنند راه مبارزه با دستگاه استکبار زمانه همچنان با همان غلظت و اصالت ادامه دارد. موضوعی که از نگاه خبرنگار خبرگزاری «رویترز» جا نماند و با تمرکز بر این مسئله، گزارش داد که شهروندان ایرانی با احساس دشمنی عمیق نسبت به جنگ تجاوزکارانه ایالات متحده، روابط با این کشور را فراتر از تیرگی، یک «خصومت خونین» می‌دانند که با شهادت رهبرشان به نقطه بی‌بازگشت رسیده است. روزنامه عبری زبان کالکالیست نیز در پایگاه اطلاع رسانی خود اینطور نوشت: «مردم ایران درحالی به تشییع آمدند که شعار‌های «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر دادند و پرچم‌هایی با مضامین «انتقام» و «ترامپ را بکشید» در میان حاضران دیده شد.»

 

طنین شعار آخرالزمانی

باید دانست که طنین‌انداز شدن شعار «یالثارات الحسین(ع)» که از اعماق تاریخ و قیام‌های پس از عاشورا سرچشمه می‌گیرد، در مراسم وداع و تشییع صرفاً به عنوان یک شعار احساسی تکرار نشد، چرا که این شعار نشان‌دهنده پیوستگی هویتی میدان‌های نبرد امروز با آرمان‌های اصیل منجی‌گرایی است. سوگواران با سر دادن این فریاد، آمادگی خود را برای ورود به زنجیره انتقام مقدسی اعلام کردند که غایت آن، درهم‌شکستن هیمنه طاغوت‌های مدرن است.

از نگاه تحلیل‌گران، این شعار هم‌زمان دو مفهوم «مظلومیت» و «اقتدار» را نمایندگی می‌کند. این فریاد به دشمنان هشدار می‌دهد که ریختن این خون نه‌تنها منتهی به سازش و انفعال نخواهد شد، بلکه به عنوان یک نیروی محرکه دائمی، آتشی فروزان در بدنه جامعه ایجاد کرده است. مردم با این فریاد اعلام کردند که خون رهبر شهید، سرمایه‌ای برای پیش‌برد مبارزه تا رفع کامل ظلم است و صاحبان عزا خود را مکلف به اجرای عدالت میدانی می‌دانند.

موازنه وحشت در زمین بازی

در تحلیل ابعاد مطالبه مردمی، فراتر از هیجانات زودگذر، یک منطق عقلانی و بازدارنده حاکم است. اگرچه موقعیت و جایگاه وجودی رهبر شهید با هیچ‌یک از مقامات جبهه مقابل قابل قیاس نیست، اما مطالبه عمومی بر این اصل استوار است که ترور باید به گزینه‌ای پرهزینه و غیرعقلانی برای آمریکا و رژیم صهیونی تبدیل شود. تا پیش از این، محاسبات دشمن بر پایه امکان ضربه زدن با کمترین هزینه استوار بود؛ اما فریادهای تشییع‌کنندگان نشان داد که جامعه خواستار درهم‌شکستن این توهم مصونیت است.

پاسخ متقابل و مجازات مقامات هم‌تراز دشمن، پادتن توهم استکبار است. چرا که این پاسخ نشان خواهد داد که هر تهاجمی، پاسخی هم‌سنگ خواهد داشت. مشروعیت این پاسخ موازنه سنگینی ایجاد می‌کند و ابزار ترور را که سال‌ها به عنوان ابزاری یک‌طرفه در دست غرب بود، به شمشیری دولبه علیه خود آن‌ها تبدیل می‌سازد. اراده ملت بر این است که مسیر خون‌خواهی به‌گونه‌ای طراحی شود که اراده و توان کشور در حفاظت از امنیت عالی‌رتبه ترین مقاماتش به رخ کشیده شود و دشمن بداند آغازگر این بازی، قطعا قربانی بعدی آن خواهد بود.

اضلاع چهارگانه دادخواهی

مطالبه مردم در این وداع تاریخی محدود به یک لایه خاص نبود، بلکه ساختاری منسجم و چندبعدی را دنبال می‌کرد. خون‌خواهی برای رهبر شهید و هزاران شهید جنایات اخیر، نیازمند یک استراتژی جامع است که باید هم‌زمان در چهار حوزه اطلاعاتی، نظامی، سیاسی و حقوقی پیگیری شود. نگاه جامعه به موضوع انتقام، صرفاً یک تخلیه هیجانی یا اقدام ضربتی نیست، بلکه شاکله تغییر موازنه در دیپلماسی و ایجاد سد بازدارندگی محکم در آینده است.

تأکید مکرر بر این جنایات در تریبون‌های دیپلماتیک و فراملی، گام نخست این زنجیره است. از سوی دیگر، با توجه به اینکه ترور مسئولان سیاسی و نظامی در خارج از میدان جنگ، نقض آشکار کلیه قوانین بین‌المللی است، فعال‌سازی ظرفیت‌های حقوقی در مجامع جهانی یک ضرورت فوری تلقی می‌شود. جامعه هوشیار ایران به خوبی درک کرده است که هرگونه تعلل یا تأخیر در پیگیری این اضلاع، می‌تواند پیام‌های نادرستی از ضعف یا بی‌اعتنایی به دشمنان مخابره کند؛ از این رو، یکپارچگی این چهار ضلع، خواست اصلی مردم بوده و هست.

 

از بیتابی سوگ تا وقار هدایت

حقیقتاً ملت نشان داد که هنوز کشور ایران زنده است و برای هر تعرضی به خاک مقدس ایران قرص و محکم ایستاده‌اند؛ نشان دادند که آنان غم عمیق خود را سرکوب نکردند، بلکه آن را به سوخت محرک یک حرکت کلان تبدیل ساختند. همین که قلوب سلحشوران و عزاداران به جانشین استوار این مسیر، «آقاسیدمجتبی» گرده خورده نشان داد که جامعه به خوبی درک کرده که فرمانده رفته، اما فرماندهی پایدار است. این نگاه تشکیلاتی و منسجم، راه را بر هرگونه سوءاستفاده، تفرقه یا القای یأس از سوی اتاق‌های فکر دشمن بست و آرامشی آمیخته با صلابت را به جبهه داخلی تزریق کرد.

نقشه راه فردای تشییع

مطالبه‌گری صحیح و گام عملی جامعه برای پاسداشت خون شهید باید در روزهای پس از تشییع در ادارات، دانشگاه‌ها و خانه‌ها آغاز شده است. تبدیل خشم به وقار و سازندگی، همان فرمول طلایی است که جامعه به کار بسته است. از طرفی هم باید دوباره خاطره نشان کرد که موضوع خون‌خواهی رهبر شهید و حدود 4 هزار شهید دو جنگ سال گذشته باید در ادبیات مسئولان ایرانی به امری پرتکرار تبدیل شود. ترور مقامات سیاسی و یا حتی ترور مقامات نظامی در غیر میدان نظامی و رقم زدن شهادت هزاران غیرنظامی ایرانی باید موضوع مکرر در سخنان مقامات ایران به ویژه مقامات دیپلماتیک ما باشد.

وظیفه ما نیز باید تعهد به انجام دقیق وظایف، ارتقای کارآمدی و گره‌گشایی از امور کشور برای صعود به قله آرمان‌های رهبر شهید باشد؛ چرا که این مدل از بیعت، نشان‌دهنده بلوغ ملتی است که داغداری را به معماری فردا پیوند می‌زند و با وسعت روحی خود، دژی مستحکم در برابر ویرانی اندوه می‌سازد. پرچم همچنان در بالاترین نقطه اهتزاز قرار دارد و این پایداری، گواه آن است که جامعه مسیر را گم نکرده است.

ارسال نظرات

captcha