پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵

حضور حماسی مردم چگونه محاسبات غرب را فرو می‌ریزد؟

تشییع رهبر شهید
هنگامی که این تشییع باشکوه به عنوان تجلی دفاع از کرامت انسان در برابر ماشین جنگی و استکباری غرب روایت شود، مخاطب اروپایی، آفریقایی و آمریکایی نیز با آن همزادپنداری خواهد کرد.
کد خبر : 21901

گزارش- گروه سیاسی 

انقلاب اسلامی ایران امروزه نشان داده که سیاست بین‌الملل بیش از آنکه تحت تأثیر زرادخانه‌ها و معاهدات مکتوب پشت درهای بسته باشد، در میدان‌های عمومی و خیابان‌ها بازتعریف می‌شود؛ حقیقتی که پس از کودتای 18 و 19 دی رونمایی شد و در حین جنگ 40 روزه و پس از آن به دنیا مخابره شد. با همین رویکرد می‌توان گفت که تشییع رهبر شهید در هفته جاری در ذات خود یک کنش سیاسی تمام‌عیار و نقطه عطفی در بازنمایی قدرت نرم محسوب می‌شود ازهمین رو است که می‌توان گفت که نگاه‌های تحلیل‌گران استراتژیک به سمت تهران و جغرافیای پیرامونی آن معطوف است.

در تحلیل رئالیستی قدرت، اغلب مؤلفه‌های سخت مادی نظیر توان اقتصادی و تسلیحاتی مورد سنجش قرار می‌گیرند؛ اما واقعیت این است که سرمایه اجتماعی و مشروعیت مردمی، خمیرمایه اصلی هرگونه بازدارندگی فعال است. حضور میلیونی برای تشییع رهبر شهید که برای روزهای آینده پیش‌بینی می‌شود، پیش از هر چیز مشروعیت درونی نظام ساختاری را به رخ ناظران خارجی می‌کشد. 

پاسخ زنده به جنگ‌های ترکیبی

طی سال‌های اخیر، رویکرد نظام سلطه بر علیه ساختار سیاسی ایران بر محور «جنگ ترکیبی» استوار بوده است. فشارهای همه‌جانبه اقتصادی، تحریم‌های ثانویه و عملیات روانی مستمر با هدف ناامیدسازی توده‌ها و ایجاد گسست‌های افقی در جامعه طراحی شده‌اند. با این حال، اتمسفر حاکم بر فضای کشور در این هفته نشان می‌دهد که این محاسبات با یک خطای استراتژیک بزرگ همراه بوده است. وقتی توده‌های مردم از سلایق مختلف، لایه‌های گوناگون طبقاتی و دیدگاه‌های بعضاً منتقدانه، در یک نقطه جغرافیایی برای وداع با یک نماد ملی و دینی همگام می‌شوند، ساختار صلب محاسباتی غرب دچار فروپاشی می‌شود. اینطور می‌توان برداشت کرد که آیه شریفه «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى» توصیفی دقیق از جبهه مقابل است که علیرغم هیاهوی رسانه‌ای، از درون دچار تشتت آرا و عدم انسجام است. در مقابل جریان باطل، این کنش جمعی که در روزهای آتی رقم می‌خورد، نشان‌دهنده یک «بلوک انسجام‌یافته» است که در بزنگاه‌های تاریخی، منافع ملی و اصول هویتی خود را بر هرگونه خط‌کشی فرعی مقدم می‌شمارد.

موازنه اراده‌ها در برابر نظم تحمیلی صهیونیسم

در هندسه سیاسی منطقه غرب آسیا، جریان صهیونیسم و حامیان غربی آن همواره به دنبال تثبیت نظمی بوده‌اند که در آن اراده ملت‌ها نادیده گرفته شده و خطوط مرزی و سیاسی بر اساس منافع کارتل‌های بزرگ اقتصادی و تسلیحاتی تنظیم شود. شهادت برخی از رهبران مقاومت در این مسیر، همواره از سوی آنان به عنوان یک گام رو به جلو برای قطع زنجیره ایستادگی تلقی شده است.

اما آنچه در آیین تشییع این هفته به تصویر کشیده خواهد شد، عکس این مدعا را اثبات می‌کند. در فضای تحلیل سیاسی، این رویداد نشانگر «جنگ اراده‌ها» است. تشییع پیکر رهبر شهید ثابت می‌کند که حذف فیزیکی شخصیت‌ها نه تنها به معنای پایان یک تفکر نیست، بلکه به تبلور عینی‌تر آن در کالبد جامعه منجر می‌شود. جریان معاند(صهیونیست‌ها) که بر اساس «أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ» بیشترین عناد را با جریان حق دارد، اکنون با پدیده‌ای مواجه است که فرمول‌های امنیتی‌اش قادر به تحلیل نبوده و نخواهد بود و آن حضور انسان‌هایی که مرگ در راه آرمان را نه یک پایان، بلکه یک انگیزه مضاعف برای ادامه مسیر می‌دانند.

از بعثت داخلی تا بیداری خارجی

بی‌علت نیست که بگوییم پس از این تشییع ایران به عنوان عمق استراتژیک جریان مقاومت، بار دیگر مرکز ثقل تحولات فکری منطقه خواهد شد. حقیقت این است که موجی که از این حرکت مردمی ایجاد می‌شود، لزوماً در مرزهای جغرافیایی کشور محصور نخواهد ماند. چرا که شهادت رهبری که زندگی خود را وقف مبارزه با هژمونی بین‌المللی و صهیونیسم کرده بود، پتانسیل بالایی برای ایجاد یک تکانه جدید در بیداری اسلامی دارد.

تجربه سال‌های پس از انقلاب اسلامی به وضوح نشان داده است که خون شهدا در شرق جغرافیا، همواره به رویش‌های جدید در غرب و شمال آن منجر شده است؛ همان‌گونه که نامه‌های رهبر شهید به جوانان غربی، دریچه‌ای نو برای شناخت بدون واسطه اسلام گشود؛ بدرقه رسمی و مردمی در این هفته، توجه نخبگان بیدار جهان را به این نکته جلب می‌کند که مکتب تربیت‌کننده چنین شخصیت‌هایی، واجد یک جاذبه درونی و متکی بر اصولی است که تسلیم در برابر ستم را برنمی‌تابد. از همین رو می‌توان ادعا کرد که این تشییع میلیونی زمینه‌ساز تقویت دیپلماسی فراملی و ایجاد حلقه‌های جدید وصل میان ملت‌های مظلوم خواهد بود.

ضرورت گذار از احساسات مقطعی به گفتمان‌سازی بین‌المللی

یکی از آسیب‌های جدی در مواجهه با رویدادهای بزرگ، توقف در لایه احساسات و عواطف جمعی است. هرچند شور عاطفی توده‌ها موتور محرک این حرکت عظیم در هفته جاری است، اما نخبگان رسانه‌ای و سیاسی باید این انرژی متراکم را به یک گفتمان پایدار تبدیل کنند. حضور شخصیت‌های بین‌المللی، فرستادگان دیپلماتیک و فعالان رسانه‌ای خارجی در این مراسم، فرصتی بی‌نظیر برای تبیین ابعاد فکری رهبر شهید ایجاد خواهد کرد.

رسانه ملی کشور باید در این فرصت، این پرسش اساسی را در ذهن ناظران جهانی ایجاد کرد که کدام منظومه فکری و چه ویژگی‌های شخصیتی عظیمی می‌تواند چنین مغناطیسی ایجاد کند که میلیون‌ها انسان را داوطلبانه به خیابان‌ها بکشاند؟ چرا که اگر تبیین درستی صورت نگیرد، رسانه‌های بیگانه با تقلیل‌گرایی، این حضور را به ابعاد صرفاً عاطفی یا سازمانی محدود خواهند کرد. بنابراین، مستندسازی دقیق و روایتگری هوشمندانه از حضور تمام اقشار جامعه، گام نخست در مسیر جهانی‌سازی این پدیده است.

کلید نفوذ در وجدان‌های بیدار جهان

برای اینکه پیام این هفته از مرزهای زبانی و مذهبی عبور کند، تبیین‌گران باید فراتر از واژگان بومی، با زبان فطرت بشری با دنیا سخن بگویند. مفاهیمی چون عدالت‌خواهی، کرامت انسانی، ایستادگی در برابر ظلم، آزادی و ایثار که در زندگی رهبر شهید به وضوح آثار آن وجود دارد اصولی هستند که بر اساس آیه «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا»، در نهاد هر انسان آزاده‌ای قرار دارند.

هنگامی که این تشییع باشکوه به عنوان تجلی دفاع از کرامت انسان در برابر ماشین جنگی و استکباری غرب روایت شود، مخاطب اروپایی، آفریقایی و آمریکایی نیز با آن همزادپنداری خواهد کرد. ابزار ترجمه دقیق به زبان‌های زنده دنیا (انگلیسی، عربی، فرانسوی و...) تنها یک پوسته است؛ هسته اصلی، همان پیام فطرتی است که نشان می‌دهد ملت ایران در این هفته، نه فقط برای یک رهبر ملی، بلکه برای پاسداشت ارزش‌های متعالی انسانی به میدان می‌آیند. این همان نقطه‌ای است که بعثت ملی را به یک جریان پایدار جهانی متصل می‌کند.

ارسال نظرات

captcha