پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵

هرمز، نقطه‌ای کلیدی در تحقق هژمونی منطقه‌ای ایران

تنگه هرمز
متن توافق ژنو و شتاب واشنگتن برای امضای آن، پرده از یک واقعیت حیاتی برداشت: ترس آمریکا از اختلال در تنگه هرمز، به مراتب قوی‌تر از ترس ایران از تشدید تحریم‌ها یا تهدید نظامی بوده است. بر اساس داده‌های موجود، ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به کمتر از ۲۰ درصد (پایین‌ترین سطح از سال ۱۹۸۳) کاهش یافته و هرگونه شوک قیمتی نفت، می‌توانست به افزایش تورم و شکست حزب حاکم در انتخابات نوامبر منجر شود.
کد خبر : 21893

آنچه در هفته‌های اخیر در تنگه هرمز رقم خورده، نه یک اختلاف با امریکا که فصل‌نویسی در ژئوپلیتیک انرژی جهان است. مرور تحولات نشان می‌دهد که ایران با درک دقیق از نقطه‌ضعف‌های راهبردی آمریکا، موفق شده است کنترل خود بر این شاهرگ اقتصادی را به سطحی از «هژمونی سیاسی» ارتقا دهد که فراتر از دریافت عوارض مالی، معادلات قدرت در منطقه را دگرگون ساخته است.

۱. هژمونی سیاسی به جای باج‌گیری مالی؛ هدف نهایی تهران

تحلیل‌های اخیر نشان می‌دهد که هدف غایی جمهوری اسلامی از مدیریت تنگه هرمز، فراتر از دریافت «بلیط عبور» یا عوارض مالی است. تهران به دنبال تثبیت خود به عنوان «مرجع اجازه یا منع عبور» همه‌ی کشتی‌های نفت‌کش و تجاری در خلیج فارس است. این به معنای تبدیل تنگه به ابزاری برای موازنه سیاست‌های منطقه‌ای و حتی جهانی است. به عبارت دیگر، ایران به دنبال نهادینه‌سازی «حق بازرسی، اطلاعات‌دهی و نظارت دائمی» بر تردد دریایی است؛ موضوعی که در صورت تثبیت، کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس و حتی واردکنندگان اروپایی و آسیایی را در موقعیتی وابسته به تصمیمات ایران قرار خواهد داد. این همان هژمونی سیاسی‌ای است که از نگاه کارشناسان، خطرناک‌تر از هرگونه باج‌گیری مالی محسوب می‌شود.

۲. تنگه هرمز؛ ابزار تنبیه گزینشی کشورهای منطقه و جهان

یکی از نگرانی‌های اصلی کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس و قدرت‌های غربی، پتانسیل بالای تنگه هرمز برای تبدیل به «ابزار مجازات» است. یعنی هرگاه هر یک از کشورهای دنیا بخواهد به حقوق ملت ایران تعدی بکند، ایران بلافاصله کنترل تردد در تنگه را به اهرمی برای فشار بر آن کشورها تبدیل خواهد کرد. تهران به خوبی می‌داند که مختل‌کردن صادرات نفت عربستان یا امارات، حتی برای مدت کوتاه، می‌تواند پیامدهای سنگین اقتصادی و روانی برای این کشورها و دنیا به همراه داشته باشد.

۳. ضعف راهبردی آمریکا؛ نقطه‌ی قوت ایران در مذاکره

متن توافق ژنو و شتاب واشنگتن برای امضای آن، پرده از یک واقعیت حیاتی برداشت: ترس آمریکا از اختلال در تنگه هرمز، به مراتب قوی‌تر از ترس ایران از تشدید تحریم‌ها یا تهدید نظامی بوده است. بر اساس داده‌های موجود، ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به کمتر از ۲۰ درصد (پایین‌ترین سطح از سال ۱۹۸۳) کاهش یافته و هرگونه شوک قیمتی نفت، می‌توانست به افزایش تورم و شکست حزب حاکم در انتخابات نوامبر منجر شود. این همان نقطه‌ی ضعف‌ بود که تیم مذاکره‌کننده‌ی ایران به خوبی آن را شناسایی کرده و با «مجموعه‌ای از شروط» از جمله مدیریت تنگه هرمز، در برابر امتیازاتی مانند آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، پاسخ مثبت داد. رئیس‌جمهور ایران در سفر به پاکستان نیز به صراحت اذعان داشت که در صورت عدم مذاکره، کشورش در «پرتفای سقوط» قرار می‌گرفت، اما در عمل، آنچه رخ داد، تغییر موازنه‌ی قدرت به نفع تهران بود.

۴. اعتمادبه‌نفس تهاجمی ایران؛ توافقی که امتیاز نبود

پس از ژنو مقامات تهران با اعتمادبه‌نفس بالا و رویکردی تهاجمی، عملاً هیچ عقب‌نشینی ملموسی در موضوع تنگه ارائه نکرده‌اند. شرط جدید ایران مبنی بر اینکه «همه‌ی کشتی‌ها باید حق بازرسی، ارائه اطلاعات و کسب اجازه عبور از ایران را به رسمیت بشناسند»، نه یک امتیاز تاکتیکی که «پایه‌گذاری یک نظام جدید کنترل» بر خلیج فارس محسوب می‌شود. این در حالی است که ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، این اقدامات را «اعتمادسازی» توصیف می‌کند، اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که ایران در ازای هدایای اقتصادی واشنگتن، هیچ دستاوردی را واگذار نکرده و تنها بر نهادینه‌سازی نقش خود به عنوان «پلیس تنگه» افزوده است.

۵. مسیر موازی عمان؛ سناریویی که شکست خواهد خورد

در واکنش به این تحولات، برخی کشورهای منطقه مانند عمان، ایده‌ی ایجاد «مسیر موازی» برای دور زدن تنگه هرمز را ایجاد کرده اند اما کارشناسان نظامی معتقدند که چنین مسیری تا زمانی که از پشتیبانی «نیروی بازدارنده‌ی نظامی» برخوردار نباشد، دوام نخواهد آورد. موازنه‌ی قدرت در آب‌های خلیج فارس به گونه‌ای است که بدون حضور مؤثر ناوگان‌های جنگی و توان موشکی، هیچ مسیر جایگزینی نمی‌تواند امنیت عبور نفت‌کش‌ها را تضمین کند. از این منظر، منازعه بر سر بازگشایی تنگه هرمز، نه یک پرونده‌ی فنی یا حقوقی، بلکه آزمونی سرنوشت‌ساز برای آینده‌ی ژئوپلیتیک خلیج فارس و حتی نظم جهانی انرژی خواهد بود.

ارسال نظرات

captcha