پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵

تلاش صادرکنندگان خلیج‌فارس برای دور زدن تنگه هرمز، نظم منطقه را دگرگون خواهد کرد

تنگه هرمز
جنگ اخیر ایران، «تابوی هرمز» را برای همیشه شکست. تنگه‌ای که زمانی بستن آن تنها در سناریو‌های فاجعه‌بار آخرالزمانی تصور می‌شد، با ترکیبی از پهپاد‌های ارزان‌قیمت، قایق‌های تندرو و مین‌های ساده، به صحنه‌ای برای اعمال فشار اقتصادی تبدیل شد.
کد خبر : 21887

تبیین:

نویسنده: ران بوسو (ستون‌نویس ارشد رویترز)

 

رویترز https://www.reuters.com/commentary/reuters-open-interest/gulf-exporters-quest-bypass-hormuz-will-reshape-region-2026-06-18/

نشر محتوای مقالات در اندیشکده های خارجی صرفا به منظور درک مناسبات تحلیلی خارجی و هم افزایی تحلیلی مخاطبان بوده و موسسه تبیین محتواهای مزبور را رد یا تأیید نمی کند.

نکات کلیدی

 

۱. جنگ اخیر ایران، «تابوی هرمز» را برای همیشه شکست. تنگه‌ای که زمانی بستن آن تنها در سناریوهای فاجعه‌بار آخرالزمانی تصور می‌شد، با ترکیبی از پهپادهای ارزان‌قیمت، قایق‌های تندرو و مین‌های ساده، به صحنه‌ای برای اعمال فشار اقتصادی تبدیل شد.

تا پیش از جنگ، فرض بر این بود که ایران هرگز جرات نخواهد کرد یک‌پنجم نفت و گاز جهان را به گروگان بگیرد. اما تهران نشان داد که برای مهار دشمنان خود، حاضر است هزینه‌های سنگین اقتصادی را به جان بخرد و با انسداد این آبراه استراتژیک، صادرات ۱۱ میلیون بشکه‌ای نفت خود و همچنین گاز مایع (LNG) و تولید پالایشگاه‌های منطقه را متوقف کند. این اقدام، خط قرمز تاریخی را جابجا کرد و کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس را به این باور رساند که دیگر نمی‌توانند امنیت انرژی خود را صرفاً بر عبور از هرمز استوار کنند.

 

۲. عربستان سعودی که پیش‌بینی‌ها حاکی از کاهش ۸.۶ درصدی تولید ناخالص داخلی قطر در صورت ادامه بحران است، با تکیه بر خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری شرق-غرب که به بندر ینبع در دریای سرخ متصل می‌شود، توانست ۶۰ درصد صادرات نفت خود را از تنگه هرمز خارج کند.

این خط لوله که یادگار دهه ۱۹۸۰ و جنگ‌های نفتی است، این بار به‌عنوان یک شاهرگ حیاتی عمل کرد و باعث شد اقتصاد عربستان تنها ۱.۴ درصد کمتر از پیش‌بینی‌های پیش‌ازجنگ رشد کند. ریاض اکنون برنامه‌هایی برای افزایش ظرفیت این مسیر جایگزین دارد تا در بحران‌های بعدی، آسیب‌پذیری خود را به حداقل برساند.

 

۳. امارات متحده عربی نیز با تکیه بر خط لوله موجود به بندر فجیره در اقیانوس هند (خارج از محدوده تنگه)، موفق شد نیمی از صادرات پیش‌ازجنگ خود (حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز) را حفظ کند و بلافاصله پس از جنگ، کار بر روی خط لوله دوم را برای دوبرابر کردن ظرفیت تا سال ۲۰۲۷ آغاز کرده است.

ابوظبی که سال‌ها پیش‌بینی چنین روزی را کرده بود، اکنون به یکی از امن‌ترین موقعیت‌های صادراتی منطقه دست یافته است و این مزیت رقابتی را به‌عنوان برگ برنده خود در مذاکرات آتی با مشتریان آسیایی و اروپایی به کار خواهد گرفت.

 

۴. قطر و کویت که فاقد مسیرهای جایگزین داخلی هستند، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. قطر به‌ویژه با چالش بزرگ‌تری مواجه است؛ چون نه‌تنها خط لوله ندارد، بلکه صادرات LNG آن به تأسیسات مایع‌سازی در بندر راس لفان وابسته است که دسترسی آن از طریق هرمز صورت می‌گیرد.

دوحه اکنون به دنبال مذاکره با همسایگان خود (از جمله عربستان، امارات و عمان) برای احداث خط لوله‌ای است که گاز را به خارج از تنگه منتقل کند، اما این کار مستلزم پذیرش وابستگی به رقبای منطقه‌ای و همچنین سرمایه‌گذاری سنگین در تأسیسات جدید مایع‌سازی در بنادر خارج از خلیج‌فارس است. کویت نیز وضعیت مشابهی دارد و به‌ناچار باید برای احداث مسیرهای جایگزین از طریق عربستان یا عراق اقدام کند.

 

۵. فراتر از زیرساخت‌های زمینی، شرکت‌های ملی نفت منطقه (به‌ویژه قطر انرژی و ادنوک امارات) راهبرد دوم را در پیش گرفته‌اند: سرمایه‌گذاری فرامرزی در دارایی‌های بالادستی، پالایشگاه‌ها، تأسیسات LNG و مخازن ذخیره نفت در خارج از منطقه.

این سیاست به آنها اجازه می‌دهد تا درآمدهایی ایجاد کنند که به‌طور کامل از ریسک ژئوپلیتیکی خلیج‌فارس مصون باشد. نمونه‌های اخیر شامل خرید سهام در تأسیسات LNG آمریکا، سرمایه‌گذاری در پالایشگاه‌های آسیای جنوب‌شرقی و مشارکت در پروژه‌های نفتی آفریقا و دریای مدیترانه است. این تغییر استراتژیک، به تدریج وابستگی اقتصادهای نفتی منطقه به یک گذرگاه واحد را کاهش می‌دهد.

 

۶. جمع‌بندی این است که دیگر هیچ کشور صادرکننده‌ای در خلیج‌فارس، امنیت انرژی خود را یک امر مسلم نخواهد پنداشت.

مسابقه‌ای برای تنوع‌بخشی به مسیرهای صادراتی آغاز شده که اتحادهای بین‌المللی، جریان سرمایه‌گذاری و روابط سیاسی منطقه را برای دهه‌های آینده بازتعریف خواهد کرد. کشورهایی که زودتر موفق شوند وابستگی خود را به تنگه هرمز کاهش دهند، در قرن جدید امنیت انرژی، برندگان اصلی خواهند بود و آنهایی که نتوانند، همواره در معرض باج‌خواهی‌های ژئوپلیتیکی باقی خواهند ماند.

ارسال نظرات

captcha