پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵

آیا توافق آمریکا و ایران می‌تواند به یک راه‌حل پایدار تبدیل شود؟

توافق
متن توافق هنوز منتشر نشده، اما گمان می‌رود که دو طرف آتش‌بس آوریل را به مدت ۶۰ روز تمدید کرده و متعهد به مذاکرات بیشتر شده‌اند. گردهم‌آوردن قطعات پازل برای تبدیل توافق به یک توافق پایدار، نیازمند آن است که همه شرکت‌کنندگان بدانند به دنبال چه هستند. عدم قطعیت درباره دلایل جنگ و فقدان شفافیت در مورد اهداف آن، این کار را دشوارتر می‌کند.
کد خبر : 21848

تبیین:

کاترین اشتون (رئیس مذاکرات برنامه جامع اقدام مشترک - برجام - بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ به نمایندگی از اتحادیه اروپا) اخیرا در یادداشتی که از سوی اندیشکده "چتم هاوس" منتشر شده، به ارزیابی خود از مذاکرات ایران و آمریکا و تفاهم اسلام آباد پرداخته است. در اینجا نوشته اشتون ( بدون دخل و تصرف در ترجمه) جهت استحضار مخاطبان گرامی منتشر می شود:

 

۱. توافق اعلام‌شده برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز، گامی رو به جلو است، اما ماندگاری آن منوط به توافق بر سر تمام قطعات دشوار پازل و همراه‌نگه‌داشتن اسرائیل است؛ در غیر این صورت، توافق شکننده خواهد بود.

متن توافق هنوز منتشر نشده، اما گمان می‌رود که دو طرف آتش‌بس آوریل را به مدت ۶۰ روز تمدید کرده و متعهد به مذاکرات بیشتر شده‌اند. گردهم‌آوردن قطعات پازل برای تبدیل توافق به یک توافق پایدار، نیازمند آن است که همه شرکت‌کنندگان بدانند به دنبال چه هستند. عدم قطعیت درباره دلایل جنگ و فقدان شفافیت در مورد اهداف آن، این کار را دشوارتر می‌کند.

 

۲. پازل جدید باید از پاسخ به یک سوال اساسی شروع شود: کدام یک از اهداف جنگ ۲۸ فوریه( جنگ رمضان) قرار است توسط یک توافق پایدار تأمین شود؟

بارزترین پاسخ، بازگشایی کامل تنگه هرمز و جریان یافتن مجدد کالاهاست. این جنگ تأثیر جهانی داشته و نیاز به اقدام فوری دارد. با این حال، بسته شدن تنگه پیامد جنگ بود، نه علت آن؛ بنابراین، حل این مسئله به قلب آنچه جنگ درباره آن بوده است، نمی‌پردازد.

۳. تجربه مذاکرات برجام (۲۰۱۵) نشان می‌دهد که «استمرار روند بدون غافلگیری» و کار دقیق و پرجزئیات، کلید موفقیت است. اعتماد عمیق امروز بین دو طرف در تضاد کامل با آن فضاست.در مذاکرات برجام، تیم مذاکره‌کننده دقیقاً مشخص کرد که چه موضوعاتی مورد بحث قرار خواهند گرفت (از ذخایر اورانیوم غنی‌شده تا راکتور اراک و از رفع تحریم‌ها تا بازگرداندن دارایی‌های مسدودشده) و هیچ موضوع جدیدی به‌طور ناگهانی مطرح نمی‌شد. این روش به تیم ایرانی اجازه می‌داد تا پاسخ‌های خود را تنظیم کند و به ایجاد اعتماد کمک کرد.

 

۴. اهداف نتانیاهو با ترامپ متفاوت است؛ او به دنبال تضعیف نقش ایران است که نتواند به بیرون نگاه کند و هرج‌ومرج منطقه‌ای ایجاد کند. ترور رهبران بالقوه ایران (مانند علی لاریجانی) مذاکره را دشوارتر کرده است.نتانیاهو در ترامپ متحدی یافته که حاضر به پشتیبانی از این جاه‌طلبی است. تا زمانی که جنگ ادامه دارد، او امیدوار است حمایت آمریکا را حفظ کند تا بتواند با حزب‌الله در لبنان مقابله کرده و حداکثر آسیب را به ایران وارد کند. ترور چهره‌هایی مانند لاریجانی که می‌توانست یک طرف سرسخت اما عمل‌گرا باشد، ایران را با رهبرانی ناشناخته و کم‌تجربه‌تر باقی گذاشته است. تنها استثنا، وزیر خارجه عباس عراقچی است که به عنوان معاون مذاکره‌کننده ارشد برجام شناخته می‌شود.

 

۵. نقش گروه‌های جدید (به‌ریاست پاکستان با همکاری مصر، ترکیه و عربستان) در کنار حاشیه‌ماندن سازمان ملل و اروپا، قابل‌توجه است. اما این «قایق‌های تندرو» برای راه‌حل‌های بلندمدت کافی نیستند.در حالی که سازمان ملل و اروپا با وجود نقش‌های حیاتی‌شان در بحران‌های قبلی، در حاشیه مانده‌اند، گروه‌های غیررسمی جدیدی برای حل مشکلات ظهور کرده‌اند. پاکستان به عنوان میانجی و میزبان، همراه با مصر، ترکیه و عربستان نقش مهمی ایفا کرده است. این گروه‌ها سریع‌تر از «نفت‌کش‌های» قدیمی دیپلماسی حرکت می‌کنند، اما توانایی آنها در تداوم مسیر در صورت طولانی‌شدن مذاکرات، به شدت آزمایش خواهد شد.

 

۶. اگر ساختارهای قدیمی تقویت نشوند و سرمایه‌گذاری در ابزارهای دیپلماتیک صورت نگیرد، جامعه بین‌المللی یا بهترین ساعت خود را خواهد داشت یا به تماشاگرانی درمانده در پیامدهای جنگ تبدیل خواهد شد.درگیری که پیامدهای اقتصادی دردناکی در سراسر جهان دارد، سرمایه‌گذاری برای حل آن حیاتی است. بیش از نتیجه جنگ ایران، آنچه در این میان به خطر افتاده، اعتبار جامعه بین‌المللی است. اتصال بین سه مؤلفه دفاع، دیپلماسی و توسعه باید تقویت شود تا بتوان بحران‌ها را حل و برای درازمدت برنامه‌ریزی کرد.

ارسال نظرات

captcha