پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵
معمای بقای صهیون در سخنان ترامپ

چگونه جنگ با ایران نقاب از بزرگترین پادگان آمریکا کنار زد؟

عکس
اگر چتر حمایتی غرب از سر رژیم صهیونیستی برداشته شود، بسیاری از مؤلفه‌هایی که تاکنون ‏بقای این رژیم را تضمین کرده‌اند با تزلزل مواجه خواهند شد که می‌تواند سناریوهای فروپاشی ‏آنرا زودتر از پیش‌بینی‌های مطرح‌ شده در کتاب‌های اساطیری یهود رقم بزند
کد خبر : 21838

تبیین:

از زمان تاسیس رژیم جعلی صهیونیستی سران این رژیم همواره سعی کرده‌اند خود را به عنوان قدرتی شکست‌ناپذیر و خودکفا در غرب آسیا معرفی کنند که به ادعای آنان بدون اتکا به دیگران قادر است همزمان در چندین جبهه بجنگد و برتری نظامی خود را بر منطقه حفظ نماید اما تحولات سالهای اخیر به‌ویژه رویارویی‌ مستقیم و غیرمستقیم با ایران نشان داده که امنیت و بقای رژیم صهیونیستی نه بر توانایی‌های بومی آن بلکه بر ستون‌های حمایت سیاسی، مالی و نظامی آمریکا و متحدان غربی استوار شده است.  

در سطح افکار عمومی، سالهاست این برداشت وجود دارد که رژیم صهیونیستی بدون پشتوانه غربی دوام چندانی نخواهد داشت اما نکته قابل توجه اینجاست که امروز این موضوع دیگر صرفاً از سوی مخالفان رژیم صهیونیستی محطرح نمی‌شود بلکه مقامات ارشد غربی نیز به ‌صراحت اذعان می‌کنند که بقای این رژیم بدون پشتوانه خارجی امکان پذیر نیست.

در این رابطه، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در ‏سخنانی درباره اینکه اگر آمریکا در جنگ با ایران مشارکت نمی‌کرد چه بلایی بر سر سرزمینهای اشغالی می‌آمد گفت:«اگر مداخله من نبود اسرائیل نابود ‏می‌شد، باید نتانیاهو را کنترل کنم.‎‏ من می‌توانم جلوی حمله اسرائیل به لبنان را بگیرم و آنها به من احترام می‌گذارند و هر چه بگویم ‏انجام می‌دهند». ‏

این جملات فراتر از یک اختلاف سیاسی میان واشینگتن و تل‌آویو است. ترامپ عملاً اعتراف می‌کند که اسرائیل نه تنها برای ادامه جنگ بلکه حتی در تصمیم‌گیری‌های راهبردی خود نیز وابسته به اراده واشینگتن است. وقتی ترامپ می‌گوید می‌تواند افسار تل‌آویو را در منطقه بکشد یا مسیر اقدامات آن را تغییر دهد، معنایی جز وابستگی ساختاری این رژیم به آمریکا ندارد.

کمک‌های هنگفت واشینگتن به تل‌آویو     

اظهارات ترامپ درحالی مطرح می‌شود که مرور همکاری‌های واشینگتن و تل‌آویو در 78 سال گذشته نشان می‌دهد بخش عمده توان نظامی و زیرساختهای امنیتی رژیم صهیونیستی با اتکا به حمایتهای گسترده آمریکا و متحدانش شکل گرفته است.

بر اساس آمار رسمی دولت آمریکا، تاکنون بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار کمک مستقیم و غیرمستقیم از سوی واشینگتن در اختیار تل‌آویو قرار گرفته است. تنها در قالب تفاهم‌نامه ده‌ساله امضا شده در سال ۲۰۱۶ آمریکا متعهد شد سالانه ۳.۸ میلیارد دلار کمک نظامی در اختیار تل‌آویو قرار دهد. پس از آغاز جنگ غزه نیز کنگره آمریکا ده‌ها میلیارد دلار کمک اضطراری جدید برای تقویت توان نظامی تل‌آویو تصویب کرد.   

بخش قابل توجهی از توان نظامی رژیم صهیونیستی نیز مستقیماً از آمریکا تأمین می‌شود، از نسل جنگنده‌های اف-15 و اف-۳۵ گرفته تا بمب‌های سنگرشکن، موشکهای رهگیر، سامانه‌های پدافندی و تجهیزات اطلاعاتی پیشرفته همگی بدون هیچگونه محدودیتی در اختیار اسرائیل قرار گرفته است تا از این تسلیحات در برابر دشمنانش استفاده کند. حتی سامانه مشهور «گنبد آهنین» که سالها به عنوان نماد قدرت دفاعی رژیم صهیونیستی معرفی می‌شد با میلیاردها دلار بودجه آمریکا توسعه یافته است.

مقامات کاخ سفید در سال‌های اخیر بارها به‌ صراحت به ابعاد گسترده حمایتهای واشینگتن از تل‌آویو اذعان کرده‌اند. به طور مثال، جو بایدن، رئیس جمهور سابق آمریکا در اوج جنگ غزه آشکارا اعلام کرد:«اگر اسرائیل وجود نداشت، آمریکا باید برای حفاظت از منافع خود در منطقه یک اسرائیل دیگر ایجاد می‌کرد». بایدن همچنین بارها تأکید کرد که تعهد واشینگتن به امنیت اسرائیل «آهنین» است و حتی خود را به عنوان یک فرد صهیونیست اعلام کرده بود. این سخنان در واقع تأیید می‌کند که رژیم اشغالگر نه یک بازیگر مستقل بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای راهبردی آمریکا در خاورمیانه است و بقای آن برای واشینگتن اهمیت ژئوپلیتیکی دارد.

در کنار کمکهای مالی و تسلیحاتی، تل‌آویو سالها از چتر حمایتی آمریکا در سازمانهای بین‌المللی هم بهره برده است. ده‌ها قطعنامه ضد صهیونیستی در شورای امنیت سازمان ملل با وتوی آمریکا از تصویب بازمانده‌اند، اقدامی که ناظران آن را یکی از مهمترین عوامل مصون ماندن تل‌آویو از فشارهای بین‌المللی می‌دانند و اگر این حمایت سیاسی وجود نداشت، اسرائیل با انزوای گسترده‌تر و هزینه‌های بسیار سنگین‌تری روبه‌رو می‌شد.

قدرت مقاومت ضعف تل‌آویو را آشکار کرد

هرچند آمریکا و کشورهای اروپایی با حمایت‌های گسترده نظامی و امنیتی تلاش کرده‌اند مانع آشکار شدن آسیب‌پذیری‌های رژیم صهیونیستی شوند اما ضربات پی‌درپی جبهه مقاومت بیش از هر زمان دیگری نشانه‌های فرسایش قدرت و شکنندگی ساختاری اسرائیل را نمایان کرده است.    

در گذشته تل‌آویو می‌توانست با اتکا به برتری هوایی و فناوری نظامی خود جنگ‌ها را در مدت کوتاهی به پایان برساند و طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند ولی امروز شرایط به گونه دیگری رقم خورده است.

مهم‌ترین تغییر، افزایش تدریجی توان محور مقاومت و فرسایش مؤلفه‌های بازدارندگی تل‌آویو بوده و نخستین نشانه‌های این تحول در جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ آشکار شد. جنگی که قرار بود ظرف چند روز به پایان برسد اما به یکی از دشوارترین چالش‌های ارتش صهیونیستی تبدیل شد. در پایان این نبرد، تل‌آویو با وجود حمایتهای واشینگتن نتوانست بسیاری از اهداف اعلامی خود را محقق کند و برای نخستین بار تصویر ارتش شکست‌ناپذیر با تردیدهای جدی مواجه شد. نبردهای مکرر غزه نیز نشان داد که ماشین جنگی تل‌آویو دیگر از توان لازم برای تبدیل موفقیت‌های تاکتیکی به دستاوردهای راهبردی برخوردار نیست.

در سالهای اخیر این روند وارد مرحله جدیدی شده و گسترش توان موشکی و پهپادی ایران و گروههای مقاومت باعث شده عمق سرزمین‌های اشغالی بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار گیرد. شهرهایی که زمانی از میدان نبرد فاصله داشتند اکنون به بخشی از جغرافیای درگیری تبدیل شده‌اند و همین مسئله موجب شده هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی برای این رژیم به شکل محسوسی افزایش یابد.

در چنین شرایطی، تل‌آویو بیش از هر زمان دیگری برای حفظ برتری نظامی، مدیریت بحران‌های امنیتی و تداوم موقعیت منطقه‌ای خود به حمایت‌های سیاسی، مالی و نظامی آمریکا و متحدان غربی وابسته است. در واقع اگر چتر حمایتی آمریکا و اعضای ناتو از سر تل‌آویو برداشته شود، بسیاری از مؤلفه‌هایی که تاکنون بقای این رژیم را تضمین کرده‌اند با تزلزل مواجه خواهند شد، موضوعی که می‌تواند سناریوهای فروپاشی اسرائیل را زودتر از پیش‌بینی‌های مطرح‌شده در کتاب‌های اساطیری یهود رقم بزند.

منبع: الوقت

ارسال نظرات

captcha