- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۲۸ تير ۱۴۰۵ فرامتن اذن مشروط رهبر معظم انقلاب اسلامی
رسمیت یافتن تفاهمنامه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا با امضای رسمی رؤسای جمهور دو کشور، بار دیگر صحنه سیاست خارجی و معادلات بینالمللی نظام را به کانون اصلی تحولات جهانی مبدل ساخته است. در این میان، واکاوی دقیق و همهجانبه ابعاد این رویداد بزرگ نشان میدهد که این توافق، نه حاصل انعطاف، کوتاهآمدن یا عقبنشینی تهران از آرمان ها و اصول خود، بلکه فرآیندی کاملاً برآمده از اقتدار روزافزون ملی، بازدارندگی همهجانبه در سطح منطقه و درماندگی آشکار طرف مقابل در مواجهه با چالشهای کلان پیشرو است. واقعیتهای عینی صحنه بینالملل بهوضوح گواهی میدهند که کاخ سفید و شخص ترامپ، تحت فشار شدید گرههای کور راهبردی، انزوای ژئوپلیتیکی، بحرانهای فزاینده بینالمللی- اقتصادی و آشفتگیهای عمیق داخلی، از سر استیصال و ناچاری ناگزیر به تن دادن به این تفاهمنامه شدهاند.
نقطه پرگار، شاقول اصلی و معیار تبیین این کنش جدید دیپلماتیک را باید در پیام تبیینی، هوشمندانه، جامع و هدایتگر رهبر معظم انقلاب اسلامی؛ امام آیتالله سید مجتبی خامنهای جستجو کرد که مسیر حرکت کلی کشور را روشن ساخت. صراحت نظام اسلامی در حفظ فاصله مقتدرانه، منطقی و هوشمندانه با دشمن غدار، نشان از پیوستگی، انسجام و اصالت منطق سیاسی حکمرانی در ایران دارد. در همین راستا، رهبر معظم انقلاب اسلامی؛ امام آیت الله سید مجتبی خامنه ای پیامی را صادر کردند که در آن دکترین بیاعتمادی به جبهه استکبار به وضوح و با ادبیاتی نوین بازتولید شده است.
ایشان در فرازی بسیار مبنایی و راهبردی تصریح فرمودهاند: «بنده علیالاصول [درباره تفاهمنامه]، نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم.»
این مدل، امتداد دقیق و عینی سیره رهبر شهید است؛ گواهی تاریخی بر اینکه حاکمیت عالی نظام هیچگاه ابتدابهساکن، خواستار، پیشنهاد دهنده و آغازگر مذاکره با طرفهای عهدشکن نبوده، بلکه همواره با تکریم خرد جمعی، احترام عمیق به حسننیت و دلسوزی مدیران اجرایی کشور و پاسخ به مطالبه ارکان مدیریتی، مسیر آزمونهای دیپلماتیک را گشوده است. در واقع، این اذن مشروط، نه به معنای تایید ماهوی یا تضمین مطلق مسیر طیشده، بلکه تجلی عقلانیت حکمرانی نظام است.
معماری بیانیه صادر شده از سوی رهبر معظم انقلاب، حاوی سه قید بازدارنده محکم و استراتژیک است که مانع از صدور هرگونه «چک سفید امضا» در سطح عالی حاکمیت برای تفاهم با چهرههای بیثبات، پیشبینیناپذیر و جنایتکاری چون ترامپ میشود. رهبر معظم انقلاب اسلامی با آگاهی کامل از امکان بالای نقض عهد صریح از سوی واشنگتن در بازههای زمانی کوتاه-به ویژه در شصت روز آینده -دستان تیم مذاکرهکننده ایران را با ترسیم خطوط قرمز پر کرده است. امام آیتالله سید مجتبی خامنهای با ترسیم دقیق مرز میان دیپلماسی فعال و تسلیمپذیری، در پیام تاریخی خود بر پایش مستمر، دقیق و بیوقفه رفتار دشمن تأکید داشته و مرقوم داشتهاند: «ایشان(رئیس جمهور) هم چنین تصریح کردهاند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود.»
این عبارات راهبردی و صریح، از یک سو مسئولیت مستقیم و تام پیشبرد توافق، مراقبت از دستاوردها و تضمین ملموس گشایشهای اقتصادی را بر دوش قوه مجریه میگذارد تا پاسخگوی تعهد خود باشد، و از سوی دیگر، راه را برای نقد معقول، مستند، منصفانه و نظارت نخبگانی بر متن تفاهمنامه بازتر از همیشه میکند. این پایش ملی، بر خلاف تصور پوچ بیگانگان، تضعیفکننده ساختار نیست بلکه به عنوان یک بازوی مکمل، قدرت چانهزنی و مانور دیپلماتها را در مواجهه با زیادهخواهیهای آتی غرب به شدت ارتقا میدهد.
سرمشق جدید سیاست خارجی ایران نشان داد که میتوان فرآیندهای پیچیده بینالمللی را مهار کرد بدون آنکه اصل بنیادین بیاعتمادی به دشمن به حاشیه رانده شود. این تفاهمنامه فرجام کار نیست، بلکه فرایندی مشروط است که دست ایران را هم برای بازیگری هوشمندانه در عرصه دیپلماسی و هم برای اقدامات غیرمذاکراتی و تقابلی در صورت بدعهدی حریف، کاملاً باز میگذارد. جایگاه هدایتگری نظام در بخش پایانی این بیانیه با پیوند زدن محاسبات عقلانی سیاست به افقهای معنوی و ایمانی، انسجام درونی جبهه داخلی را تثبیت مینماید، آنجا که منتهی به این دعای راهبردی میگردد: «امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف انواع نصرتها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد.» محمد رضا شبانی
ارسال نظرات