- نگاهی به آنسوی واردات احتمالی غلات از آمریکا
- انتقاد مردم از اختلال دوباره بانکها/ علت حملات مستمر به بانکهای اصلی کشور چیست؟
- برق دزدی عجیب در شهرکهای صنعتی
- سقوط خودروهای بنزینی در بزرگترین بازار جهان
- امتیازات اقتصادی ایران در توافق اولیه؛ کم و کیف ، اما و اگرها
- ۴ روش تأمین مالی برای بازسازی در پساجنگ/ تأکید دانشجعفری بر یک فرمول بازسازی با کمترین هزینه برای اقتصاد ملی
- بورس در قله ۵ میلیونی
- اعطای اعتبار؛ حلقه مفقوده در اقتصاد خانوارهای ایرانی
- جنگ تنها عامل "گرانی" نیست/ حمایت قضات کهنهکار از رویکرد اقتصاددانهای نخبه
- آتشی که جنگ ایران بر بازار دستمزدها و کسب و کار اروپا زد!
- جنگ خاورمیانه صنعت هوایی چین را وارد بحران تازه کرد
- مذاکره، صحنه دیگری از کارزار میدان نبرد است/ لزوم استمرار حضور مقتدرانه وپشتیبانی از افسران عرصه دیپلماسی تا کسب پیروزی نهایی
- اعتراف آمریکاییها به فشار اقتصادی ناشی از جنگ علیه ایران
- راه تامین مالی پروژههای زیرساختی هموار شد
- افت بازارهای بورس اروپا با تهدید تعرفهای جدید ترامپ
۲۸ تير ۱۴۰۵ سقوط ادعاهای توخالی ترامپ
سرانجام پس از حدود ۴۰ روز تقابل نظامی میان ایران و آمریکا و برقراری آتشبس چند هفتهای، به نظر میرسد امضای تفاهمنامه میان دو کشور قطعی شده است و این توافق در نهایت به امضا خواهد رسید. اما نکته قابلتوجه اینجاست که چه رویدادهایی آمریکا و شخص ترامپ را که با ادعای نابودی ایران و تغییر نظام اسلامی وارد این کارزار شده بود، مجبور به پذیرش شکست و امضای تفاهم با ایران کرد؟ به جرات میتوان گفت که آمریکا طی ماههای گذشته از هیچ اقدام خصمانهای علیه کشورمان دریغ نکرد و تمام راههای ممکن، از بمباران و آزمودن تجاوز زمینی به خاک ایران گرفته تا محاصره دریایی و اقتصادی را امتحان کرد؛ اما در نهایت، از هیچکدام از این اقدامات دستاورد قابلتوجهی کسب نکرد و سرانجام مجبور به پذیرش تفاهم با ایران شد.
بازتاب تفاهم جدید در رسانههای بینالمللی
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس در گزارشی و در واکنش به توافق ایران و آمریکا اذعان کرد که تهران پس از این جنگ، به اهرم فشار جدیدی در معادلات منطقهای و بینالمللی دست یافته است. آسوشیتدپرس نوشت: توافق برای پایان جنگ، منطقه را به شرایطی مشابه پیش از آغاز درگیریها بازمیگرداند؛ با این تفاوت که ایران اکنون با توانایی تأثیرگذاری بر تردد کشتیها در تنگه هرمز، از ابزاری جدید برای اعمال فشار در مذاکرات برخوردار شده است. این گزارش با اشاره به اهمیت راهبردی تنگه هرمز تأکید کرد که این آبراه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت، گاز طبیعی و محصولات مرتبط از جمله کودهای شیمیایی در جهان به شمار میرود و اختلال در آن، اقتصاد جهانی را با تکانههای جدی مواجه کرده است. آسوشیتدپرس همچنین اعتراف کرد که بهرغم اهداف اعلامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در آغاز جنگ علیه ایران، تهران همچنان توان موشکی خود را حفظ کرده، به حمایت از متحدان منطقهای خود از جمله حزبالله ادامه میدهد و ذخایری از اورانیوم با غنای بالا را برای برنامه هستهای خود در اختیار دارد.
دستاوردهای ژئوپلیتیک و راهبردی ایران
باید پذیرفت جنگ رمضان اگرچه آسیبهایی را به زیرساختهای اقتصادی کشور وارد کرد، اما چندین دستاورد مهم نیز برای ایران به همراه داشت؛ به عنوان مثال، کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا پس از این جنگ با معادله ریسکـ سود پیچیدهتری مواجه شدند. از یک سو، اعتماد به آمریکا برای حفظ ثبات منطقه خدشهدار شد و از سوی دیگر، به دلیل وابستگی بلندمدت به ثبات ناشی از حضور آمریکا، راه جایگزین کوتاهمدتی برای حفظ امنیت این کشورها وجود ندارد. میزبانی کشورهای منطقه از پایگاههای آمریکایی، قاعدتاً نا امنی و بیثباتی اقتصادی را برای آنها به دنبال خواهد داشت؛ از این رو، جنگ رمضان میتواند نقطه پایانی بر عصر پایگاههای بزرگ، ثابت و آشکار آمریکا در غرب آسیا باشد.
موضوع دیگری که پس از جنگ رمضان به شدت محسوس بود، تبدیل تنگه هرمز به ابزار بازدارنده و اقتصادی ایران بود. اعمال قدرت کامل ایران بر تنگه هرمز به عنوان یک اهرم راهبردی در این نبرد، اراده سیاسی ایران را برای بهکارگیری یکی از مهمترین سلاحهای ژئوپلیتیک و اقتصادی با پیامدهای جهانی، عملیاتی کرد. در واقع ایران به دنیا نشان داد که میتواند از کنترل تنگه هرمز و حتی در مواقع ضروری، تنگه بابالمندب، به عنوان ابزاری برای مذاکره و دریافت امتیازات امنیتی استفاده کند؛ یا حتی یک نظام امنیتی و اقتصادی جمعی جدید را در قالب کنسرسیومی متشکل از کشورهای منطقه و با محوریت خود شکل دهد که نتیجه آن ثبات سیاسی بیشتر منطقه خواهد بود.
نکته سوم نیز این بود که ایران ثابت کرد تنها قدرت حافظ امنیتِ اقتصاد در ژئوپلیتیک غرب آسیا به شمار میرود. کشورهای منطقه اکنون با یک واقعیت جدید ژئوپلیتیک کنار میآیند؛ اینکه ایران، قدرت برتر نظامی و ایدئولوژیک منطقه است و نمیتوان آن را با کمکهای خارجی، حتی با حمایت آمریکا شکست داد. چرا که پس از ناکامی آمریکا، گزینه مقابله با ایران بسیار پرهزینه و گزینه همزیستی با ایران، منطقیتر قلمداد میشود.
تکانههای اقتصادی جنگ بر کشورهای عربی منطقه
علاوه بر این دستاوردها، واقعیت این است که طی ۴۰ روز تبادل آتش در منطقه، اقتصاد کشورهای عربی نیز به شدت آسیب دید؛ آسیبهایی که باعث شد این کشورها عملاً به یکی از مهمترین حامیان امضای تفاهمنامه و پایان جنگ تبدیل شوند. به عنوان مثال، شبکه الجزیره در هفتههای گذشته اعلام کرد که کشورهای عربی در پی جنگ ایران، متحمل خسارت ۱۹۰ میلیارد دلاری شدهاند و این نبرد منجر به از بین رفتن ۳.۵ میلیون شغل شده است. در همین حال، پیشبینیهای بانک جهانی برای رشد اقتصادی جهان در شرایط کنونی به ۲.۶ درصد کاهش یافته که این دهه را به ضعیفترین دوره رشد اقتصادی از دهه ۱۹۶۰ میلادی تبدیل میکند. جنگ ایران و بسته شدن تنگه هرمز، منجر به جهش بیش از ۵۰ درصدی قیمت نفت شد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تا اواسط مارس گذشته، ۱۵ میلیارد دلار از درآمدهای انرژی خود را از دست دادند و زیان روزانهای بالغ بر ۲ میلیارد دلار را متحمل شدند؛ موضوعی که عملاً باعث شده وضعیت اقتصادی منطقه به قبل و بعد از آغاز این جنگ تقسیم شود.
ارسال نظرات