پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵

از عاشورای ۶۱ تا عاشورای ۱۴۴۸

از عاشورای ۶۱ تا عاشورای ۱۴۴۸
به گفته امام شهیدمان، «درس حسین‌بن‌علی علیه‌الصّلاةوالسّلام به امت اسلامی این است که برای حق، برای عدل، برای اقامه‌ی عدل، برای مقابله‌ی با ظلم، باید همیشه آماده بود... درس عاشورا، درس فداکارى و دیندارى و شجاعت و مواسات و درس قیام لله و درس محبت و عشق است...»
کد خبر : 21824

تبیین:

قیام خونین حضرت سیدالشهدا امام حسین (ع) و شهادت آن امام همام و فرزندان و یارانش، بیش از 1400 سال است که در صفحه تاریخ زنده مانده و پیام این قیام و عبرت‌های واقعه خون‌بار عاشورا، مدام در گوش انسان‌های آزاده و وجدان‌های بیدار زمزمه می‌کند و تلنگر می‌زند.

حالا هر کسی به قدر فهم خود و به میزان بیداری وجدانش، این درس‌ها و عبرت‌ها را دریافت کرده و درباره آن تأمل و بر اساس آن، حرکت می‌کند.

تکیه اصلی روشنگری‌های مبارزان بزرگ تاریخ اسلام، بر توجه به این درس‌ها و بهره‌گیری از آنها در مسیر زندگی بوده است، از جمله امام شهیدمان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (ره) که در مقاطع مختلف به این مسئله اشاره کرده‌اند.

* چرا آن اتفاق افتاد؟!

به گفته قائد شهید امت اسلامی، «اولین عبرتی که در قضیه‌‌‌ی عاشورا ما را به خود متوجه می‌‌‌کند، این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر صلوات الله و سلامه علیه، جامعه‌‌‌ی اسلامی به آن حدی رسید که کسی مثل امام حسین علیه‌‌‌السّلام، ناچار شد برای نجات جامعه‌‌‌ی اسلامی، چنین فداکاری‌‌‌ای بکند؟ این فداکاری حسین بن علی علیه‌‌‌السّلام، یک‌‌‌وقت بعد از هزار سال از صدر اسلام است؛ یک‌‌‌وقت در قلب کشورها و ملت های مخالف و معاند با اسلام است؛ این یک حرفی است. اما حسین بن علی علیه‌‌‌السّلام، در مرکز اسلام، در مدینه و مکه مرکز وحی نبوی وضعیتی دید که هرچه نگاه کرد چاره‌‌‌ای جز فداکاری نداشت؛ آن هم چنین فداکاری خونین باعظمتی! مگر چه وضعی بود که حسین بن علی علیه‌‌‌السّلام، احساس کرد که اسلام فقط با فداکاری او زنده خواهد ماند، و الّا از دست رفته است؟! عبرت اینجاست. روزگاری رهبر و پیغمبر جامعه‌‌‌ی اسلامی، از همان مکه و مدینه پرچم‌ها را می‌‌‌بست، به دست مسلمان‌ها می‌‌‌داد و آن‌‌‌ها تا اقصی نقاط جزیزة‌العرب و تا مرزهای شام می‌‌‌رفتند، امپراتوری روم را تهدید می‌‌‌کردند، آن‌‌‌ها از مقابلشان می‌‌‌گریختند و و لشکریان اسلام پیروزمندانه برمی‌‌‌گشتند که در این خصوص می‌‌‌توان به ماجرای "تبوک" اشاره کرد. روزگاری در مسجد و معبر جامعه‌‌‌ی اسلامی، صوت و تلاوت قرآن بلند بود و پیغمبر با آن لحن و آن نفس، آیات خدا را بر مردم می‌‌‌خواند و مردم را موعظه می‌‌‌کرد و آن‌‌‌ها را در جاده‌‌‌ی هدایت با سرعت پیش می‌‌‌برد. ولی چه شد که همین جامعه، همین کشور و همین شهرها، کارشان به جایی رسد و آن‌‌‌قدر از اسلام دور شدند که کسی مثل یزید بر آن‌‌‌ها حکومت می‌‌‌کرد؟! وضعی پیش آمد که کسی مثل حسین بن علی علیه‌‌‌السّلام، دید که چاره‌‌‌ای جز این فداکاری عظیم ندارد!... باید ببینیم آن جامعه‌‌‌ی اسلامی، چه آفتی پیدا کرد که کارش به یزید رسید؟ چه شد که بیست سال بعد از شهادت امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، در همان شهری که او حکومت می‌‌‌کرد، سرهای پسرانش را بر نیزه کردند و در آن شهر گرداندند؟!... عبرت، اینجاست! ما باید آن بیماری را بشناسیم؛ آن را یک خطر بزرگ بدانیم و از آن اجتناب کنیم».

* کربلای امروز و ملّت مبعوث شده ایران

حالا امروز و در محرم 1448 که یک بار دیگر یزیدیان عالم تلاش می‌کنند تا جوامع اسلامی به ویژه ایران عزیز و سرافراز را به بند فساد و بردگی بکشانند، توجه مدام به این درس‌ها و عبرت‌ها، بیش از هر زمان دیگری حیاتی و ضروری است.

به گفته امام شهیدمان، «درس حسین‌بن‌علی علیه‌الصّلاةوالسّلام به امت اسلامی این است كه برای حق، برای عدل، برای اقامه‌ی عدل، برای مقابله‌ی با ظلم، باید همیشه آماده بود... درس عاشورا، درس فداکارى و دیندارى و شجاعت و مواسات و درس قیام لله و درس محبت و عشق است...»

و حالا مردم مبعوث شده ایران زمین که از لحظه شهادت رهبرشان، بیش از یکصد شب است که میدان‌ها و خیابان‌ها را به صحنه شناخت دشمن و هجوم علیه آن تبدیل کرده‌اند، بیش از هر ملتی درس‌های عاشورا را فهمیده‌اند و به آن عمل می‌کنند. این فهم و عمل، وظیفه آحاد مسئولان و نخبگان جامعه اسلامی نیز هست تا پا به پای این مردم، حرکت کنند.

ارسال نظرات

captcha