پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵

نشست کمیته چهارجانبه در قاهره و دلهره‌های تل‌آویو

عکس
اختلاف دیدگاه‌ها، تفاوت اولویت‌ها و چالش‌های موجود میان عربستان، ترکیه، پاکستان و مصر، چشم‌انداز گسترش همکاری‌های کمیته چهارجانبه را با ابهام و موانع جدی مواجه کرده است.
کد خبر : 21819

تبیین:

تحولات ژئوپلیتیکی غرب آسیا در یکسال گذشته باعث شده تا برخی کشورهای منطقه برای مقابله با چالش‌ها و تهدیدهای احتمالی به دنبال تشکیل ائتلاف‌های جدید و تقویت همکاری‌های راهبردی باشند.

در همین چارچوب، در روزهای آینده، نمایندگان مصر، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در قاهره درباره بررسی راههای همکاری‌ در حوزه‌های مختلف بایکدیگر دیدار خواهند کرد. این نشست، چهارمین جلسه میان این چهار کشور است که پس از سه نشست مهمی که پیش‌تر در ریاض، اسلام‌آباد و آنتالیا برگزار شده بود.

پرسشی که اکنون برخی ناظران مطرح می‌کنند این است که آیا ما صرفاً با یک سازوکاری برای مشورت، همکاری و هماهنگی روبه‌رو هستیم یا اینکه این روند می‌تواند به یک ائتلاف واقعی، به‌ویژه در حوزه امنیتی، تبدیل شود و اگر چنین شود، دشمن این ائتلاف چه کسی خواهد بود؟

سایت الجزیره در یاداشتی به قلم «عماد‌الدین حسین» درباره این نشست چهارجانبه نوشت:ده روز پیش در قاهره با یک دیپلمات عرب که از جزئیات نشست‌های چهارجانبه آگاه بود دیدار کردم و مستقیماً از او پرسیدم آیا آنچه در حال شکل‌گیری است صرفاً همکاری است یا یک ائتلاف؟

پاسخ او روشن بود:«ما در حال ایجاد چارچوبی برای همکاری، رایزنی و هماهنگی هستیم، یک بستر یا سازوکار که هر روز بیش از پیش شکل می‌گیرد اما فعلاً نه در حال تشکیل ائتلاف هستیم و نه می‌خواهیم چنین تصویری از خود ارائه دهیم. با این حال، همه چیز به تحولات آینده منطقه بستگی دارد».

نویسنده این مطلب درباره اینکه این ائتلاف در برابر چه کسانی قرار خواهد گرفت، نوشت:پاسخ ساده است، اسرائیل و قلدری آن دلیل اصلی ظهور این اتحاد بود. زیرا حمله مداوم اسرائیل به غزه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، سپس لبنان و در نهایت جنگ با ایران، این چهار کشور را به سمت همکاری و هماهنگی برای مهار توسعه‌طلبی این رژیم سوق داد که به سطحی از رفتار بی‌محابا و بی‌ملاحظه رسیده است که نه تنها ثبات غرب آسیا بلکه هویت و مرزهای منطقه را نیز تهدید می‌کند.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی آشکارا گفته است که می‌خواهد نقشه منطقه را از نو ترسیم کند و حتی پا را فراتر گذاشته و از ایده «اسرائیل بزرگ» از نیل تا فرات خبر داده است.

با این حال، هیچ مقام رسمی از کشورهای چهارگانه علناً اعلام نکرده که این همکاری علیه تل‌آویو است اما نتانیاهو در ۲۲ فوریه گذشته سخنانی گفت که به‌وضوح چنین برداشتی را تقویت می‌کرد. او اظهار داشت:«خاورمیانه در یک نقطه عطف قرار دارد و ما برای هر سناریویی آماده‌ایم. ما نفوذ محور شرارت ایرانی را از میان برده‌ایم و آماده مقابله با محور سنی در حال شکل‌گیری هستیم. برای این منظور، محور جدیدی متشکل از آمریکا، اسرائیل، هند، یونان، قبرس و برخی کشورهای عربی منطقه تشکیل خواهیم داد».

او نامی از این کشورهای عربی نبرد. منظور نتانیاهو چه بود؟ برخی معتقد بودند منظور او گروه‌های مقاومت اسلامی مانند حماس بود اما عده‌ای دیگر بر این باور بودند که او در واقع به همین چهار کشور مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان و هر کشوری که از آرمان فلسطین حمایت کند و با سیاستهای اسرائیل مخالفت کند اشاره داشت.

این برداشت با هشدار نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی نیز تقویت شد. او گفته بود:«ترکیه در تلاش است عربستان را علیه اسرائیل تحریک کند و یک محور سنی مخالف اسرائیل تشکیل دهد که پاکستانِ دارای سلاح هسته‌ای نیز بخشی از آن باشد».

پس از آن، رسانه‌های عبری مطالب زیادی را منتشر کردند که خواستار آمادگی برای احتمال رویارویی نظامی در آینده با ترکیه و مصر بودند. از جمله چهره‌های برجسته این جریان، «جاناتان پولارد» بود که به یکی از چهره‌های شاخص راست افراطی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.

شاید چنین مواضع تندی از سوی محافل اسرائیلی قابل انتظار باشد اما پرسش اصلی این است:آیا واقعاً هماهنگی چهارجانبه برای مقابله با تلاش‌های تل‌آویو جهت سلطه بر منطقه شکل گرفته است؟

نویسنده در این باره خاطرنشان کرد:از دیدگاه من، پاسخ قطعاً مثبت است. این پرسش را با شماری از سیاستمداران و دیپلمات‌های سابق مصری در میان گذاشتم و همگی بدون تردید پاسخ مثبت دادند اما وقتی از برخی دیپلمات‌های فعلی سؤال کردم، پاسخ‌ها محتاطانه‌ و دیپلماتیک‌تر بود. آنان گفتند که کمیته چهارجانبه با هدف کاهش تنش در منطقه و توسل به مذاکره به جای عملیات نظامی و لزوم دستیابی به یک سیستم امنیتی منطقه‌ای که به عنوان جایگزینی برای درگیری‌ها و منازعات، صلح را در منطقه محقق کند، انجام می‌شود.

با این حال، نباید فراموش کرد که اساساً نشست‌های این سازوکار چهارجانبه در واکنش به حملات گسترده رژیم صهیونیستی در منطقه و همچنین اقدامات ایران علیه کشورهای خلیج فارس آغاز شد. نخستین نشست در ۲۰ مارس در ریاض برگزار شد. دومین نشست در ۲۹ مارس در اسلام‌آباد با هدف بررسی تحولات منطقه‌ای و راه‌های کاهش تنش تشکیل شد. سومین نشست نیز در ۱۸ آوریل در شهر آنتالیای ترکیه برگزار گردید.

نکته کلیدی این است که پس از تمرکز اولیه بر کاهش تنش و تلاش‌ها برای جلوگیری از گسترش درگیری آمریکا و ایران به سطح منطقه‌ای، بحث‌ها به چندین موضوع مهم دیگر مانند امنیت خلیج فارس، مسیرهای دریایی و آینده ترتیبات امنیتی پس از پایان درگیری فعلی تغییر یافته است. این همچنین شامل هماهنگی مواضع سیاسی و دیپلماتیک در مجامع بین‌المللی می‌شود.

ظرفیت‌های چهار کشور

در ادامه این یادداشت درباره ظرفیتهای چهار کشور منطقه آمده است:بر کسی پوشیده نیست که این چهار کشور از مزایای نسبی متعددی برخوردارند و وزن سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی قابل توجهی در منطقه دارند و اگر این همکاری را به خوبی مدیریت کنند می‌توانند تصویر فردای منطقه را تغییر دهند و در نتیجه توهمات تل‌آویو و نیات توسعه‌طلبانه آن را از بین ببرد.

همچنین، همه این کشورها روابط خوبی با آمریکا دارند و اکثر آن‌ها نیز ارتباطات مستمر با ایران را حفظ کرده‌اند. برخی از آنها، مانند مصر و ترکیه حتی با اسرائیل نیز روابط رسمی دارند.

نشست قاهره درحالی برگزار خواهد شد که سه نشست قبلی پایه‌های محکمی برای هماهنگی میان چهار کشور ایجاد کرده است، به‌ویژه درباره ترتیبات دوران پس از بحران و آینده منطقه.

مقامات مصری تاکید کرده‌اند که این چهار کشور بر اساس دیدگاهی مشترک برای بازگرداندن آرامش، امنیت و ثبات پایدار به منطقه فعالیت می‌کنند و در پی دستیابی به نتایج ملموسی هستند که از منافع ملت‌ها در برابر پیامدهای جنگ و تنش‌های فزاینده محافظت کنند.

در این یادداشت این پرسش اساسی مطرح شده که چه طرفی ثبات منطقه و منافع ملت‌های آنرا تهدید می‌کند؟ پاسخ چندان دشوار نیست و منظور همان طرفی است که با تکبر و جاه‌طلبی می‌کوشد کل منطقه را تابع تصورات و توهمات خود سازد. نویسنده در ادامه به نقل از یک دیپلمات‌ عرب گفت:این سازوکار برای پیوستن سایر کشورهایی که با اهداف آن همسو باشند نیز باز خواهد بود و بعید نیست که به‌زودی کشورهای دیگری به آن بپیوندند.

نگرانی رژیم صهیونیستی

نویسنده در مطلب خود این سازوکار منطقه‌ای را تهدیدی برای رژیم صهیونیستی عنوان کرد و نوشت:طبیعی است که اسرائیل از چنین همکاری یا هماهنگی‌ احساس نگرانی کند، به‌ویژه اگر این روند به سمت یک ائتلاف واقعی حرکت کند. آنچه بیش از همه رژیم صهیونیستی را نگران می‌کند احتمال گسترش همکاری‌ها از سطح سیاسی و دیپلماتیک به سطح امنیتی و نظامی است.

گزارش‌های اسرائیلی از نگرانی تل‌آویو و واشینگتن نسبت به افزایش همکاری‌های امنیتی میان مصر و ترکیه حکایت دارد. زیرا این دو کشور تا حد زیادی اختلافات شدید گذشته را پشت سر گذاشته‌اند و ارتباطات سیاسی میان آنها به بالاترین سطح رسیده است.

بنابراین، خی گزارش‌ها حاکی از آن است که آمریکا از سفارتخانه‌های خود در قاهره و آنکارا خواسته تا ابعاد و حدود این نزدیکی را ارزیابی کنند، زیرا نگران است که این امر به یک روند منطقه‌ای تبدیل شود که کنترل آن با استفاده از روش‌های سنتی دشوار خواهد بود.

گزارش‌های دیگری نیز از همکاری‌های امنیتی و نظامی میان دو کشور خبر می‌دهند که شامل رزمایش‌های مشترکی مانند «دریای دوستی» پس از وقفه ۱۳ ساله است. همچنین گفته می‌شود مصر به سامانه‌های پیشرفته ترکیه از جمله پهپادها و موشک‌ها علاقه‌مند است و حتی موضوع تولید مشترک نیز مطرح شده است.

بر این اساس، اسرائیل نگران است که تقویت روابط مصر و ترکیه معادلات کنونی را در شرق مدیترانه، لیبی، شاخ آفریقا و دریای سرخ تغییر دهد.

تغییر شرایط پس از ۷ اکتبر

رژیم صهیونیستی پیش از ۷ اکتبر 2023 روی گسترش توافق‌های صلح با برخی کشورهای منطقه حساب باز کرده بود اما پس از آن شرایط تغییر کرد و بسیاری از کشورها به سمت توافق‌ها و ترتیبات امنیتی منطقه‌ای حرکت کردند. برای نمونه، عربستان در ۱۷ سپتامبر سال گذشته یک توافق همکاری دفاعی مشترک با پاکستان دارای توان هسته‌ای امضا کرد که اساساً رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی‌شناسد.

در کشورهای خلیج فارس نیز این باور رو به گسترش است که اتکا به ائتلاف‌های نظامی خارجی دیگر چندان قابل اعتماد نیست.

اگرچه این توافق در بستر تنش‌های ناشی از اقدامات تل‌آویو شکل گرفت اما در واشینگتن و تل‌آویو چندان مورد استقبال قرار نگرفت، به‌ویژه با توجه به سطح بسیار بالای روابط میان ریاض و اسلام‌آباد. البته این توافق می‌تواند در عین حال پیامی بازدارنده برای ایران نیز تلقی شود.

پرسش پایانی

با توجه به سیر تحولات منطقه و تلاش برای ائتلاف سازی‌های جدید بین کشورها نویسنده در پایان این سوال را مطرح می‌کند که آیا مسیر رشد و گسترش این همکاری یا ائتلاف چهارجانبه هموار است؟ پاسخ به این سوال منفی است. زیرا چالشهای فراوان، اختلاف نظرها و تفاوت دیدگاه‌ها میان این چهار کشور وجود دارد و سطح اولویت‌ها و برداشت‌های آنان از مسائل منطقه‌ای هم یکسان نیست.

علاوه‌براین، مخالفان و زیان‌دیدگان این همکاری نیز کم نیستند. بنابراین، موفقیت این روند به توانایی چهار کشور در هماهنگ‌سازی مواضع، غلبه بر اختلافات قدیمی، پرهیز از تحریک آمریکا و مهم‌تر از همه، ارسال پیامی روشن به اسرائیل بستگی دارد که ترسیم دوباره نقشه منطقه چیزی جز یک توهم نیست و تنها ملت‌های منطقه حق دارند درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند.

منبع: الوقت

ارسال نظرات

captcha