پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵

ایستاده در طوفان

ایستاده در طوفان
آنچه در یک سال گذشته اتفاق افتاد، از صبح روز جنگ دوازده روزه، تا صبح نگارش این گزارش شاهد آخرین تقلا‌های دشمن دربرابر ملت ایران هستیم.
کد خبر : 21762

تبیین:

یک سال از حمله جنایتکارانه صهیونی_آمریکایی در بامداد روز جمعه ۲۳ خرداد به خاک مقدس ایران و شهادت شماری از فرماندهان ارشد، دانشمندان هسته‌ای و شهروندان عادی کشورمان می‌گذرد؛ این تهاجم آغازگر یک «جنگ ۱۲ روزه» بود؛ جنگی که خلاف محاسبات اولیه تل‌آویو و واشنگتن، نه به فروپاشی ایران منتهی شد و نه ماشین نظامی کشور را از کار انداخت. امروز در سالروز آن واقعه، بازخوانی ابعاد غافلگیرکننده این رویارویی مستقیم و امتداد آن در قالب فتنه شبه‌کودتای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و در نهایت جنگ ۴۰ روزه (معروف به جنگ رمضان)، نشان می‌دهد که چگونه ساختار دفاعی و مردمی جمهوری اسلامی ایران توانست فرضیه کلاسیک دشمن یعنی قرار دادن تهران بر سر «دو راهی بقا و فنا» را باطل سازد و پرچم خود را در اهتزاز کامل نگه دارد.

راز پادگان نقب!

در ابتدا در خصوص جنگ ۱۲ روزه باید گفت که این جنگ بر پایه «ضربه فلج‌کننده پدافندی و آفندی متمرکز، نابودی زیرساخت‌های موشکی و حذف فیزیکی مسئولان ارشد برای وادار کردن ایران به تسلیم یا فروپاشی» توسط دکترین نظامی رژیم صهیونی شکل گرفت؛ به گونه‌ای که اسناد آشکارشده بعدی نشان دادند که این تئوری سال‌ها در اتاق‌های فکر رژیم صهیونی تمرین شده بود؛ تا جایی که پادگانی بزرگ در صحرای نقب توسط واحد ۸۲۰۰ ارتش رژیم با مدل‌سازی فیزیکی به یک «ایران کوچک» تبدیل شد و شبیه‌سازی پروازی نبرد نیز در مسیر قبرس-فلسطین به اجرا درآمد. رژیم غاصب برای لجستیک و جمع‌آوری اطلاعات این عملیات، در طول چند سال از ۱۷ نقطه در بیش از ده کشور بهره برد که در این میان، اقلیم کردستان عراق، امارات و آذربایجان برجسته‌ترین پایگاه‌های پیرامونی بودند. علاوه بر این، مرور صعودی سفرهای فرماندهان سنتکام و یوروکام به تل‌آویو در همان ایام و افزایش چهاربرابری سفرهای نخست‌وزیر رژیم صهیونی به واشنگتن، ابعاد این پروژه مشترک غربی-عبری را عیان می‌سازد؛ محموله‌های تسلیحاتی ویژه‌ای که سه‌چهارم آن‌ها معطوف به تقویت پدافند رژیم در برابر امواج موشکی ایران و مابقی شامل هواپیماهای سوخت‌رسان بود.

 

وقتی ترامپ دست‌ها را بالا برد

با این حال، خروجی این نبرد ۱۲ روزه موازنه را تغییر داد. نیروهای مسلح ایران با بهره‌گیری از استراتژی فرسایشی کردن نبرد و توان خودترمیم‌گری اندام‌های آسیب‌دیده، مدیریت زمان را به دست گرفتند. در روزهای پایانی، موشک‌باران سنگین سراسر سرزمین‌های اشغالی از جنوب تا شمال، دشمن را وادار به التماس برای آتش‌بس کرد؛ آن‌هم در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از ضربه قاطع «الحديد» به وحشت افتاد و دست‌ها را بالا برد. اگرچه رژیم صهیونیستی توانست به دستاورد راهبردی ورود مستقیم پنتاگون به جنگ دست یابد، اما ایران توانست بدون فعال‌سازی ظرفیت دوستان منطقه‌ای خود، ابهت ورود نظامی آمریکا را در هم بشکند و اعتماد به نفس بی‌سابقه‌ای را در جبهه مقاومت تزریق کند.

اعتراف ترامپ در پشت میکروفون فاکس‌نیوز

اما ناکامی در بعد نظامی، پایان کار نبود. رفتار دشمن نشان می‌دهد که شکست در جنگ خرداد، بلافاصله به بازتعریف پاتک در بستر اجتماعی و امنیتی منجر شد. حمایت همه‌جانبه از جریان‌های تجزیه‌طلب، فتنه خیابانی و شبه‌کودتای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را رقم زد؛ طرحی که جلوه آشکار آن بعدها در مصاحبه ۱۶ فروردین ترامپ با شبکه فاکس نیوز عیان شد، آنجا که صراحتاً اعتراف کرد: «بعد از اعتراضات، آمریکا برای معترضان اسلحه فرستاد. ما کلی اسلحه برایشان فرستادیم.» این فتنه پیچیده نیز با سد مستحکم هوشیاری ملی برخورد کرد و به تعبیر رهبر شهید، دشمن در این نقشه هم «له شد».

قفل هرمز بر رویای سنتکام

آمریکا و رژیم صهیونی وقتی از حمله نظامی خرداد و کودتای خیابانی دی‌ماه، دست خالی برگشتند دست به طراحی یک الگوی ترکیبی همزمان زد که به «جنگ رمضان» یا جنگ ۴۰ روزه معروف شد؛ دشمنان در این جنگ هم در عرصه نظامی دست به کار شدند و هم در بعد داخلی و اجتماعی؛ اینطور می‌شود گفت که این جنگ عملاً به یک پروژه مستقیم و تمام‌عیار آمریکایی تحت مدیریت فرماندهی سنتکام تبدیل شد، چرا که حزب ترامپ برای فرار از بحران‌های کارآمدی داخلی، نیازمند یک برگ برنده امنیتی در فرامرزها بود. جنگ رمضان اما به پاشنه آشیل واشنگتن تبدیل گشت؛ ایران با رو کردن دو برگ درخشان «انسجام و بعثت مردمی» در داخل و «به دست گرفتن اداره تنگه هرمز» در میدان، دشمن را در فضای شکست مطلق قرار داد تا جایی که کاخ سفید از طریق واسطه‌های منطقه‌ای و به‌ویژه اسلام‌آباد، برای آتش‌بس التماس کرد.

اتحاد مثلث میدان، دیپلماسی و خیابان

تحلیل پیش‌فرض‌ها و خطاهای محاسباتی پنتاگون و تل‌آویو در قبال ایران نشان می‌دهد که آن‌ها پس از ۴۷ سال تحریم و تهدید، هنوز از درک ماهیت تاب‌آوری سیستمیک و عمق تمدنی ملت ایران عاجزند. دشمن تصور می‌کرد حملات هوایی می‌تواند دهه‌ها سرمایه‌گذاری راهبردی ایران را نابود سازد، اما هم‌افزایی همزمان «میدان، خیابان و دیپلماسی، مدل مدیریت پایداری را به نمایش گذاشت. این پایداری نظام‌مند در سه جنگ متوالی سال ۱۴۰۴ (جنگ ۱۲ روزه، آشوب دی و جنگ ۴۰ روزه رمضان) با هدف‌گذاری صریح فروپاشی سرزمینی، نهادهای اداره‌کننده کشور در بخش‌های نظامی و اقتصادی را فشل نکرد، بلکه به تثبیت موقعیت فرامنطقه‌ای ایران منتهی شد. حتی در حوزه جنگ نرم و روایت‌ها، برخلاف دوران جنگ ۱۲ روزه، تولیدات خلاقانه جوانان ایرانی در قالب میم، انیمه، لگو و موسیقی ضدصهیونیستی، انحصار رسانه‌ای غرب را شکست.

این سناریو هم شکست می‌خورد

آنچه در یک سال گذشته اتفاق افتاد، از صبح روز جنگ دوازده روزه، تا صبح نگارش این گزارش شاهد آخرین تقلاهای دشمن دربرابر ملت ایران هستیم، آمریکا که از تحریم و فشار حداکثری و هزار حقه دیگر ناامید شده بود با توهم از پا در آوردن ایران، وارد جنگ 12 روزه شد و شکست خورد، پس از آن بخت خود را با طراحی آشوب و بلوای دی امتحان کرد و شکست خورد، از سر استیصال در برابر ایران این بار وارد جنگ رمضان شد ونتیجه‌ای جز تحقیر نصیبش نشد! حالا هم فاز چهارم این نبرد را آغاز کرده است! مرحله‌ای که عبارت است از نقض آتش برای گرفتن امتیاز در میز مذاکره؛ مانند آنچه به بهانه سرنگونی بالگرد آمریکایی در خلیج فارس انجام شد یا آنچه رژیم کودک‌کش در لبنان دنبال می‌کند.

 اما این آخرین تقلا نیز با مشت آهنین و اقتدار بی‌مانند ایران روبرو شده است تا بار دیگر ثابت شود این ملت هرگز در برابر دشمن تسلیم نخواهد شد و اینکه ترامپ و نتانیاهو راهی جز پذیرش شکست ندارد. تصمیم با آنهاست که امروز این شکست را بپذیرند با هزینه کمتر یا در آینده بپذیرند با تحقیر بیشتر.

ارسال نظرات

captcha