- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۲۸ تير ۱۴۰۵ محرم امسال سوزناکتر از هرسال
جنگ ۱۲ روزه آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی خبیث در ۲۳ خرداد آغاز شد و در ۴ تیر ۱۴۰۴، تنها دو روز مانده به محرم پایان یافت. سال گذشته، ملت ایران در حالی وارد محرم و عزاداری برای سالار شهیدان میشد که عاشورای آن سال حال و هوای دیگری داشت. مردم از یک سو داغدار فرماندهان، دانشمندان و عزیزان خود بودند و از سوی دیگر، با شروع مراسم عزاداری به بیت امام خویش آمده بودند تا داغ فراق را با دیدن چهره دلنشین او تسکین دهند؛ ولی به دلیل شرایط امنیتی خاص آن روزها و عدم حضور فیزیکی معظمله، سر در گریبان ناله میکردند. شب عاشورا که پردههای حسینیه امام خمینی (ره) کنار رفت، مردمی که روزها دلتنگ سخنان آرامبخش مقتدای خود بودند، با دیدن چهره الهی، مصمم و دوستداشتنی امام خویش به وجد آمدند؛ انگار همه غمهای آن دو هفته جنگ به یکباره فرو ریخت.
محرم ۱۴۰۴ بوی دیگری داشت. هرچند عزیزانی در بین ما نبودند، ولی دلخوش به پدر امتی بودیم که با او نفس میکشیدیم. هر شبِ دهه محرم، وقتی زیارت عاشورا میخواندیم، با فراز «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم»، با امام حاضر خود عهد بستیم که همانگونه که با دوستان حسین بن علی (ع) دوست و با دشمنانش تا قیامت دشمنیم، با خامنهای عزیز نیز بر همین عهد بمانیم. اما افسوس که دشمن خبیث صدای دل این امت را شنید و در ۹ اسفند ۱۴۰۵، چنان داغی بر دلمان نشاند که تا عمر داریم فراموش نخواهیم کرد. اما میدانیم که در جنگ با همه خبائث دنیا، این امت بر عهد عاشورایی خود با خمینی کبیر (ره) و خامنهای شهید، با استمرار استوار در پیشگاه امام حاضر، حکیم و جوان خویش پایدار خواهد ماند.
اما امسال با جنگ رمضان و شهادت امام سید علی خامنهای، ملت ایران و همه دلدادگان او، از نخستین شب محرم با دیدن بیرقهای سیاه، ندایی در دل دارند که: «ای بیرقها! چرا امسال سیاهتر از همیشهاید»
یک سال است که قامت این سرزمین خم نشده، اما داغها روی داغها نشسته است. این محرم، نخلها را با عکسهایی بستهاند که مویی سپید دارند و سلسلهجنبان آنها رهبر شهید این امت بود. ما در میان هیئت میایستیم، اما این بار جای خالیها را بیشتر از همیشه حس میکنیم؛ جای خالی امام شهیدی که صدای دلنشین او سینهها را میلرزاند و جای خالی فرماندهانی که شبهای جمعه، به شوق دیدار یاران شهیدشان ضجه میزدند و چه خوب مزد خدمت خالصانه خود را گرفتند.
به یاد شهیدان باقری، سلامی، حاجیزاده، کاظمی، محقق، دانشمندان هستهای جنگ ۱۲ روزه و شهیدان جنگ رمضان؛ موسوی، شمخانی، پاکپور، رضائیان و سید و سالار آنها حضرت آیتالله خامنهای شهید (اعلی الله مقامه الشریف)، شهدای میناب، شهدای انتظامی و همه عزیزانی که در این دو جنگ ما را ترک کرده و اکنون نزد پروردگار و شهید محرم سال ۶۱ هجری قمری متنعم هستند.
آن روزها که خبر فرماندهان را یکییکی میدادند، گویی دستی از غیب، شمعهای یک گلدسته را خاموش میکرد؛ یکی در میدان رزم، یکی در محراب عبادت و یکی در بیت محقر خود، همچون امام شهید در حال تلاوت قرآن کریم. هر بار، خیابانها مملو از مردمانی بود که آمده بودند بگویند: «هرچند شما رفتید، ولی ما هنوز هستیم.»
نسلهای امروز را در خیابانهای این شبها نگاه کنید؛ پیرمردانی که چهل، پنجاه سال است سینه میزنند و حالا برای هر ضربه، بغضی در اعماق وجودشان دارند. جوانانی که شاید محرمهای پیش، وسط هیئت دنبال شوخی بودند، ولی محرم امسال بیصدا در گوشهای اشک میریزند و کودکانی که برایشان سخت است فهمیدن اینکه چرا عکس پدر بر بیرق هیئت چسبانده شده است.
اما این محرم یک قصه دیگر هم دارد؛ قصه ایستادن. انگار هر کدام از این رفتنها، نسل تازهای را بیدار کرده و هر فراقی، یادآور عهدی است که هنوز سرِ پا ایستاده است. این محرم، زینبوار و پر از روایت بازماندگان است؛ از همسرانی که با چشمانی اشکبار اما سینهای استوار میگویند: «راضی به رضای خداییم»، از مادرانی که با دستان لرزان، آخرین لباس پسر را در صندوقچه گذاشته و به هیئت میآیند، و از سربازانی که دیگر از صدای دلنشین فرماندهان خود محرومند اما در کنار بیرقها مویه میکنند. این اولین محرمی است که ملت، بدون حضور رهبر خویش که بوی حسین (ع) را در همه این ۳۷ سال از او استشمام میکردند، باید ۱۰ شبانهروز سینه بزنند و اشک بریزند.
در میان این شلوغیِ اشکها، صدایی از دل تاریخ میگوید: «اِنَّ الْعَزْمَ عَزْمُ الْحُسَیْن.» همانطور که امام حسین (ع) در ظهر عاشورا، تنها اما استوار ایستاد، این قوم نیز در این روزهای سخت، محکم ایستاده است؛ با این تفاوت که عاشورای سال ۶۱ هجری دیگر تکرار نخواهد شد و امتی که بیش از ۱۰۰ شب است به فرمان امام سید مجتبی خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) در میدان حاضر است، لحظهای در حقانیت حسین زمان خود تردید نکرده و مقتدرانه ایستاده است. نویسنده: حسن رشوند
ارسال نظرات