پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵

لبنان در دو قاب؛ بیروت واقعی را باید از چه دریچه‌ای نگریست؟

عکس
لبنان واقعی را نمی‌توان صرفاً در قاب مواضع رسمی رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر یا وزیر خارجه محصور کرد.
کد خبر : 21751

تبیین:

این روزها، لبنان بیش از هر مقطع دیگری در سال‌های اخیر، در دو قطب متفاوت و گاه متضاد روایت می‌شود؛ این دو قابِ روایی، فهمی یکدست از واقعیت این کشور را با چالش روبه‌رو کرده است چنان که گویی از دو سرزمین متفاوت سخن می‌گویند.

در حالی که لبنان درگیر تجاوزگری خارجی و جنگی تمام عیار است در مورد مسائل مهمی مانند دفاع یا مذاکره، سلاح مقاومت و دوری یا نزدیکی به ایران اختلافات شدیدی میان سران دولت جوزف عون – نواف سلام با حزب الله و جریانات حامی آن وجود دارد. این اختلافات دیگر کاملاً از پشت میزهای چانه‌زنی سیاستمداران در اتاق های در بسته خارج شده و دیگر ابایی از مطرح شدن آن در تریبون‌های رسمی وجود ندارد.  چنین وضعیتی این پرسش را پیش کشیده است که از دل این دوگانگی روایتی لبنان واقعی را باید از چه دریچه‌ای نگریست؟

جدال گفتمان جنگی دولت عون و مقاومت

در لبنان صدا و روایت واحدی درباره بدیهی‌ترین اولویت یک کشور در برابر پیشروی زمینی دشمن و اشغالگری خارجی در بخش‌هایی وسیعی از اراضی و به خطر افتادن تمامیت ارضی آن به گوش نمی‌رسد.

علیرغم تمدید ۴۵ روزه آتش‌بس اسمی در اواسط ماه مه ۲۰۲۶ طبق قطعنامه ۱۷۰۱، اسرائیل به گسترش عملیات زمینی خود در خاک لبنان ادامه داده است. ارتش اشغالگر حتی فراتر از منطقه حائل خودخوانده عمل کرده است و تقریباً ۸۰۰ کیلومتر مربع از خاک لبنان را دوباره اشغال کرده است

در این میان کابینه صهیونیستی در میانه ادامه مذاکرات آتش‌بس در واشنگتن هم طرح‌های تهاجمی بیشتری را تصویب کرده است .از این مخرب‌تر، الگوی رفتاری صهیونیست‌ها در میدان نبرد است. گزارش‌ها کشتار تعمدی غیرنظامیان، غارت گسترده و تخریب عمدی خانه‌های غیرنظامیان توسط سربازان ارتش اسرائیل را مستند کرده است. صهیونیست‌ها با تخریب زیرساخت‌ها و صدور دستور تخلیه برای بخش وسیعی از مناطق جنوبی حجم گسترده ای از آوارگی داخلی را بوجود آورده اند.

اما در حالی که گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه حتی ایالات متحده از اسرائیل خواسته تا برای پیشرفت مذاکرات حملات خود را متوقف کند، مواضع دولت عون- سلام از نظر سیاسی فاجعه‌بار بوده است.

رئیس جمهور عون در بیان مخالفت خود با تجاوز خارجی و اشغال سرزمینی کشور نه به عنوان یک اولویت ملی، بلکه در چارچوب پروژه خلع سلاح حزب الله می‌پردازد. او دقیقاً همین استدلال را در دسامبر 2025 به اعضای شورای امنیت مطرح کرد و هشدار داد که "ادامه تخلفات اسرائیل، روایت حزب‌الله درباره اینکه سلاح مقاومت حافظ امنیت و دفاع از تمامیت ارضی لبنان است را تقویت می‌کند و همزمان اقتدار دولت لبنان را تضعیف می‌کند".

اساساً از زمان توافق آتش‌بس نوامبر 2024 دولت عون- سلام در زمین روایت‌گری آمریکا و رژیم صهیونیستی از نقض آتش‌بس، ادامه اشغالگری و تجاوز جدید به خاک لبنان عمل کرده است. در حالی که پس از آتش‌بس، ارتش اسرائیل برخلاف توافقات در پنج نقطه از خاک لبنان حضور نظامی خود را حفظ کرده بود، دولت عون- سلاح ضرب‌العجل پایان سال 2025 را برای ارتش جهت خلع سلاح حزب الله صادر کرد.

صهیونیستی بودن این طرح به حدی روشن بود که ژنرال رودولف هیکل، فرمانده ارتش لبنان نیز در جریان بازدید شورای امنیت در دسامبر 2025 هشدار داده بود، ارتش لبنان با ورود اجباری به خانه‌های شخصی در جنوب لبنان، "به عنوان نماینده اسرائیل عمل نخواهد کرد".

پس از آن دولت حتی در کوران حملات رژیم صهیونیستی و قصد آن برای پیشروی زمینی در خاک لبنان، رسماً در ۲ مارس ۲۰۲۶ فعالیت‌های نظامی حزب‌الله را ممنوع اعلام کرد تا مهر تأییدی بر توجیه تجاوزگیری رژیم صهیونیستی نهاده باشد.

این در حالی است که کارشناسان معتقدند هدف اعلام‌شده‌ی نتانیاهو مبنی بر برچیدن کامل سلاح و رفع دائمی تهدید علیه مناطق شمالی رژیم، نمایانگر طرح کابینه صهیونیستی برای اشغال نامحدود خاک لبنان است. دکترین بمباران‌ها و تخریب‌گری‌های ارتش اسرائیل یک خروجی استراتژیک را دنبال می‌کند و آن اینکه کوه‌های آوار به جا مانده باید منجر به عدم بازگشت همیشگی جمعیت آواره و نابودی زندگی جمعی جنوب لبنان برای تضمین امنیت مناطق شمالی اسرائیل شود.

سوال این است که چه چیزی مانع از آن می‌شود که دولت لبنان مسئولیت‌های خود را به طور کامل بر عهده بگیرد؟ آنهم وقتی که با نادیده گرفتن وظیفه حفظ تمامیت ارضی، تمام هم و غم خود را بر مقابله با تنها نیروی مدافع کشور(حزب الله) گذاشته است که منجر به طولانی شدن درگیری و افزایش هزینه‌های لبنان خواهد شد.

هیچ بهانه‌ای از نظر افکار عمومی قابل قبول نیست زیرا حزب‌الله نشان داده که حتی با دست خالی هم می‌توان از سرزمین خود دفاع کرد چنانکه این روزها پهپادهای فیبرنوری بسیار ارزان قیمت و با تکنولوژی اولیه توانسته تلفات سنگینی بر دشمن وارد کند. در مقابل دولت متاسفانه نشان داده که نه تنها حاضر به انجام وظایف ملی خود نیست بلکه به دنبال چوب گذاشتن لای چرخ مقاومت است؛ چنانکه دستگیری رزمندگان حزب الله در مسیر انتقال سلاح به جبهه‌ها و دادگاهی کردن آنها به جرم «دفاع از کشور» ثابت کرده است.

اما گفتمان مقاومت روی دیگر سکه واقعیت جاری لبنان است و شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب الله در سخرانی اخیر خود بار دیگر رویکرد خلل ناپذیر مقاومت در برابر تجاوزگر را روشن کرد و تاکید نمود: ما تنها متعهد به آتش‌بس فراگیر و خروج کامل ارتش اسرائیل از لبنان هستیم؛ هیچ‌گونه تجزیه‌سازی میان جنوب و سایر مناطق لبنان را نمی‌پذیریم و هیچ حقی برای «آزادی عمل» در کشتار را به دشمن نمی‌دهیم.

وی تصریح کرد: تا زمانی که روستاهای ما ناامن باشد و هدف بمباران قرار گیرد، شهرک‌های صهیونیستی نیز ناامن باقی خواهند ماند و آنها خشم و صلابت ما را خواهند دید.

مذاکرات مستقیم؛ تسلیم ذلت‌بار یا راه علاج؟

با توجه به این تحولات، سوالات فزاینده‌ای در مورد اینکه آیا موضع مذاکره دولت لبنان واقعاً در خدمت منافع ملی این کشور است یا خیر، مطرح می‌شود.

همنطور که گفته شد اولویت این دولت خلع سلاح حزب الله است نه دفاع از تمامیت ارضی کشور در جنگ؛ لذا تجاوز دشمن را فرصتی برای اجرای این طرح می‌داند و نه خطری برای موجودیت و بقای لبنان و امنیت آن. محکومیت ظاهری حمله رژیم صهیونیستی توسط دولت عون- سلام هم به این دلیل است که از نظر آنها موجب توجیه‌ کردن سلاح مقاومت خواهد شد زیرا بار دیگر ثابت می‌کند که ارتش در دفاع از خاک لبنان ناتوان است. از این رو حاضر به رفتن به پای میز مذاکرات در موقعیت ضعف و پذیرش آتش‌بسی شده که به تثبیت موقعیت اشغالگر در اراضی لبنان و گرفتن حق دفاع از نیروهای مدافع کشور می‌شود.

در مقابل حزب‌الله معتقد است که مسیر واقعی برای پایان دادن به جنگ و دستیابی به ثبات، نه مذاکره و پذیرش شروط رژیم، بلکه تضمین خروج اسرائیل از تمامی سرزمین‌های اشغالی لبنان است.

در این خصوص شیخ نعیم قاسم گفت: طرح اخیر واشنگتن، نتیجه مذاکرات عبث و خفت‌باری است که به دنبال رسمیت بخشیدن به تسلیم لبنان در برابر پروژه «اسرائیل بزرگ» است.

به گفته وی، هدف اصلی دشمن در این توافق، خلع سلاح مقاومت است که به معنای نابودی قدرت لبنان و تهدیدی وجودی علیه مردم آن است.

دوست لبنان کیست؟

مسئله مهم دیگر در صدای دوگانه‌ای که از دل لبنان به بیرون از مرزهایش درز می‌کند نقش ایران به عنوان متحد اصلی مقاومت در جنگ با تجاوز دشمن صهیونیستی است.

ایران انگیزه زیادی دارد تا مانع از بلعیده شدن لبنان توسط اسرائیل در راستای هدف راهبردی بالکانیزه کردن منطقه تحت عنوان خاورمیانه جدید شود. اساساً هیچ کشوری قدرتمندی برای حفظ منافع امنیتی خود صرفا به مرزهای سرزمینی محدود نمی ماند و در رقابت شدیدی که در جنگ کنونی برای ترسیم هندسه نظم امنیتی جدید منطقه برقرار است ایران نمی‌تواند صرفاً نظاره گر تحولات لبنان باشد.

ایران توقف حملات رژیم صهیونیستی به لبنان را از شروط اصلی هرگونه توافق اولیه با آمریکا قرار داده است اما دولت عون- سلام ایران را مانع برقراری صلح و آرامش در لبنان اعلام می‌کنند.

در سوی مقابل شیخ نعیم قاسم در رد مواضع خصمانه دولت غربگرای لبنان علیه ایران گفت: «از ایران به خاطر حمایت در بازپس‌گیری سرزمین و حقوقمان در برابر تجاوزات مشترک آمریکا و اسرائیل سپاسگزاریم». وی تصریح کرد: «ایران برای تثبیت آتش‌بس فراگیر در لبنان همگام با توقف تجاوز علیه خود تلاش می‌کند».

قدر مسلم است که جمعیت فزاینده‌ای که شاهد تخلیه شهرها و روستاهایشان در نتیجه غارت و ویرانی هستند، به دولت لبنان به عنوان ضامن خود نگاه نمی‌کنند. آنها به نیرویی که در حال مبارزه است و به کشوری که از این دفاع حمایت می‌کند، به عنوان دوست و متحد نگاه می‌کنند.

جامعه موزاییکی؛ دولت عون- سلام نماینده اکثریت لبنانی‌هاست؟

اکنون باید به سوال نخستین این گزارش بازگشت؛ اینکه از دل این دوگانگی روایتی، لبنان واقعی را باید از چه دریچه‌ای نگریست؟

آیا جریان حاکم اکثریت را در پارلمان دارد که بتوان آن را نماینده اکثریت مردم دانست؟آیا اساساً مواضع عون - سلام مواضع همه دولتمردان لبنانی است؟

ساختار دولت لبنان ناشی از ساختار موزاییکی جامعه بر اساس سهمیه‌بندی پست‌ها برای سهم داشتن تمامی اقلیت‌ها در قدرت قرار دارد. این راهکاری بوده که پس از یک دوره 15 ساله جنگ داخلی به عنوان مکانیسم حفظ ثبات در قانون اساسی این کشور قرار گرفته است و از این رو دولت‌های لبنان ضرورتاً همواره ائتلافی از جریان‌های اصلی سیاسی کشور هستند.

با این حال در حالی که در حکومت‌های پارلمانی بروز بحران‌های شدیدی مانند جنگ‌ و تجاوز خارجی، موجب تشکیل کابینه بزرگ و حداکثری می‌شود اما در لبنان حمله رژیم صهیونیستی در جنگ 66 روزه در سال 2024 و جنگ اخیر وضعیت منازعه سیاسی را به سمتی پیش برده که یک جریان با سواستفاده از شرایط استثنایی جامعه به دنبال قبضه کامل قدرت و حذف یک جریان ریشه دار و بزرگ در عرصه سیاسی برآمده است.

در واقع مواضع رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیر خارجه لبنان صرفاً صدای بخش‌های محدودی از جامعه و جریان‌های سیاسی این کشور را نمایندگی می‌کند چنانکه در میان مسیحیان جنبش میهنی آزاد و در میان شیعیان جنبش امل از نیروهای ریشه دار و متحد مقاومت در عرصه سیاسی لبنان هستند که با مواضع رئیس جمهور و نخست‌وزیر همسو نیستند.

بنابراین، لبنان واقعی را نمی‌توان صرفاً در قاب مواضع رسمی رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر یا وزیر خارجه محصور کرد. دولتی که تحت فشار آمریکا و در سایه توافقات آتش‌بس شکل گرفته اگرچه در قامت نهاد رسمی قدرت ظاهر شده، اما صدای بخش‌های محدودی از جامعه موزاییکی لبنان را بازتاب می‌دهد. 

 هر ناظری که می‌خواهد لبنان امروز را بفهمد، ناگزیر است از دریچه همین واقعیت پاره‌پاره، متکثر و گاه متناقض به آن بنگرد؛ واقعیتی که در آن مقاومت همچنان خط مقدم دفاع از سرزمین است و دولت رسمی، در عمل، نقشی غیر از تسهیل‌گری برای پروژه دشمن ایفا نمی‌کند. لبنان را باید در کوچه‌های بمباران‌شده جنوب جست، نه تنها در کاخ‌ ریاست‌جمهوری بیروت.

منبع: الوقت

ارسال نظرات

captcha