- یادداشت ها / دارالذکر
- خونخواهی امام شهید؛ ضلع جدید بازدارندگی نامتقارن
- قالیباف: هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز را اجازه نمیدهیم
- نخبگان دینی و فکری اجازه ندهند صدای تفرقه و دو قطبیسازی بر صدای همدلی و همبستگی ملی غلبه کند
- نبرد بر سر هرمز؛ چرا درگیریهای اخیر خلیج فارس تعیینکننده است؟
- یادداشت ها / منشور قضا در جمهوری سوم
- وقتی عمق خلیج فارس به نفع ایران است/ آچمز آمریکا و متحدانش در مقابل ایران
- بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان درباره تحولات اخیر و مذاکرات
- عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
- قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد/ پیگیری حقوق تضییعشده ملّت ایران در جنایات بینالمللی سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از مهمترین مسائل قضایی کشور است
- یادداشت ها / سراب امنیت اجارهای در شیوخ حاشیهنشین
- یادداشت ها / منتظر تحقق شروط هستیم
- ایران: عدالت در قبال عاملان جنایت مدرسه میناب اجرا شود
- گران ترین شکار پهپادی حزب الله رقم خورد/ سامانه مرموز ایرانی در جنوب لبنان باز هم یک قربانی گرفت+ فیلم و تصاویر
- یادداشت ها /مذاکره در کنار اعمال اقتدار
۲۸ تير ۱۴۰۵ صبر راهبردی؛ سلاح دیپلماسی ایرانی در میدان
موسی رشید حفظ آباد
در ادبیات سیاسی دنیا، صبر معمولاً به معنای تعلل یا عقبنشینی تعبیر میشود؛ اما در مکتب انقلاب اسلامی، صبر یعنی تسلط بر میدان، کنترل هیجان، شناخت زمان و اقدام در لحظهای که دشمن کمترین آمادگی را دارد.
اولین تجربه بزرگ جمهوری اسلامی، جنگ تحمیلی بود. سال ۱۳۵۹، رژیم بعث با حمایت مستقیم آمریکا، شوروی، اروپا و دولتهای منطقه به ایران حمله کرد. محاسبه دشمن این بود که ایرانِ تازهانقلابکرده، با ساختار نظامی بههمریخته، ظرف چند هفته سقوط میکند. اما جمهوری اسلامی عجولانه تصمیم نگرفت. در روزهای سخت خرمشهر و آبادان، کشور در عین تحمل فشار، ساختار قدرت و مقاومت را شکل داد. سپس در زمان مناسب، عملیاتهای بزرگی چون فتحالمبین، بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر آغاز شد.
خرمشهر نمونهای روشن از صبر راهبردی بود: ۵۷۸ روز اشغال؛ اما ایران نه عجله کرد و نه تسلیم شد. صبر کرد، قدرت ساخت، زمان را شناخت و ضربه زد. امام خمینی فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد»؛ یعنی پشت این پیروزی، ترکیب ایمان، مقاومت و زمانشناسی بود.
آمریکا پس از انقلاب بارها تلاش کرد ایران را با فشارهای اقتصادی و سیاسی، از تحریمهای دهه ۶۰ تا فشار حداکثری سالهای اخیر، به عقبنشینی وادار کند. اما جمهوری اسلامی یک اصل را حفظ کرد: «نه اعتماد سادهلوحانه، نه قطع ارتباط با واقعیت؛ بلکه تعامل با حفظ عزت.»
در مذاکرات هستهای این صبر راهبردی کاملاً مشهود بود. سالها مذاکره انجام شد؛ ایران مذاکره را رد نکرد، اما خطوط قرمز را نگه داشت. وقتی آمریکا از توافق خارج شد، ایران واکنش احساسی نشان نداد. خیلیها انتظار واکنش فوری و پرهزینه داشتند؛ اما جمهوری اسلامی با صبر، مشروعیت سیاسی خود را حفظ و آمریکا را در افکار عمومی جهان، ناقض توافق معرفی کرد. گاهی سکوتِ حسابشده، از دهها پاسخ فوری مؤثرتر است.
ترور حاج قاسم سلیمانی، از سنگینترین ضربهها بود و طبیعی بود که فضا احساسی شود. اما جمهوری اسلامی وارد واکنش کور نشد؛ زمان را سنجید، ابعاد را بررسی کرد و سپس حمله موشکی به عینالاسد رخ داد. برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم، کشوری مستقیماً پایگاه آمریکا را هدف قرار داد. این یعنی صبر راهبردی تأخیر نیست، بلکه تنظیم ضربه است.
این صبر امروز هم در برابر چشم ماست. روشنترین مصداق آن در ماههای اخیر، جنگ ۱۲ روزه و حوادث پس از آن (جنگ تحمیلی سوم) است. دشمن تلاش کرد با ترکیبی از فشار سیاسی، عملیات روانی و نمایش رسانهای، ایران را وارد واکنش فوری و کنترلنشده کند تا از روی عصبانیت در زمین طراحیشده دشمن بازی کند.
در این جنگ، خیلیها میپرسیدند: چرا ایران سکوت کرده و واکنش فوری نمیدهد؟ در منطق انقلاب اسلامی، هر سکوتی انفعال نیست؛ گاهی خود، بالاترین سطح اقتدار است. کسی که عجله ندارد و تحت فشار تصمیم نمیگیرد، صحنه را درست فهمیده و ابتکار عمل را در اختیار دارد. همانگونه که رهبر انقلاب تأکید کردهاند: صبر، همراه با بصیرت و حفظ جهت است. در عمق این آرامش ظاهری، محاسبه، طراحی و مدیریت میدان در جریان است.
برای فهم شرایط امروز، باید این دو میدان را کنار هم دید:
جنگ ۱۲ روزه میدانی فشرده، سریع، همراه با درگیری مستقیم، فشار شدید رسانهای و ورود فعال آمریکا بود. در این فضا، مهمترین مسئله این بود که ایران اجازه ندهد دشمن ریتم تصمیمگیری را تعیین کند.
جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) ماهیتی متفاوت و فرسایشی دارد. میدان فقط نظامی نیست؛ رسانه، اقتصاد و افکار عمومی جبهههای نبردند و روایتسازی بخشی از درگیری است.
دشمن تلاش میکند جامعه را خسته کند، محاسبات مسئولان را تحت فشار بگذارد و انسجام داخلی را هدف بگیرد. در چنین نبردی، شتابزدگی بزرگترین خطاست و صبر راهبردی عنصر اصلی پیروزی است. در جنگ فرسایشی، کسی پیروز است که آرامتر بماند، صحنه را بهتر بخواند، فرسایش دشمن را بیشتر کند و زمان را به نفع خود تغییر دهد.
طرف آمریکایی معمولاً با دو ابزار همزمان جلو میآید: تهدید و فشار از یک سو، و سخن از توقف، مذاکره یا آتشبس از سوی دیگر. تجربه نشان داده نه تهدید آمریکا ایران را عجول میکند و نه پیشنهاد آتشبس موجب غفلت میشود؛ ایران زمان را خودش تعریف میکند.
امروز ملت ایران در مقطعی حساس ایستاده است. این ملت جنگ، تحریم، ترور و فشار آمریکا را تجربه کرده، اما آنچه کشور را حفظ کرده، فقط قدرت سخت نبوده، بلکه عنصر مهمتر، «صبر راهبردی» بوده است؛ صبری که به معنی عقبنشینی یا از دست دادن فرصت نیست. ما هیجانزده نمیشویم، زمین دشمن را انتخاب نمیکنیم و زمان تصمیمگیریمان را واگذار نمیکنیم. ممکن است ظاهر میدان آرام باشد، اما زیر آن، اراده، محاسبه و آمادگی برای اقدام وجود دارد. دشمن آغازگر صحنه است، اما پایان آن را جمهوری اسلامی با صبر، محاسبه و حفظ ابتکار عمل رقم میزند.
ارسال نظرات