پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵

باد بکارند طوفان درو می‌کنند!

طوفان درو می کنند
واقعیت میدان این است که نتانیاهو فرمان حمله به ضاحیه را صادر کرد تا شکست استراتژیک خود در برابر ایران را پنهان کند و یک پیروزی تاکتیکی برای مصارف داخلی دست‌وپا کند.
کد خبر : 21720

تبیین:

مجموع واکنش مقامات جمهوری اسلامی ایران پس از تشدید تنش‌ها و اعلام حمله به بیروت و جزایر ایرانی، در جمله‌ای کوتاه اما به‌شدت معنادار که به نقل از حساب اطلاعات سپاه منتشر شد، قابل‌تعریف است: «باد بکارید، طوفان درو می‌کنید!» در این گزاره صریح، سپاه با صراحت تمام اعلام کرد که نه تنها نظم امنیتی منطقه برایش مهم است بلکه جبهه لبنان به عنوان خط قرمز مطلق تهران حساب می‌شود. شواهد متقن سیاسی نشان می‌دهد که تشدید تنش‌ها در خاک لبنان و پیشروی‌های ارتش صهیونی، با هدف زیر فشار قرار دادن ایران در میز مذاکره و واداشتن تهران به پذیرش شروط یک‌جانبه ایالات متحده صورت گرفته است. با این حال، واکنش به موقع مسئولان و فرماندهان ایران نسبت به تجاوز رژیم صهیونی به لبنان، به وضوح روشن کرد که هیچ‌گونه عقب‌نشینی در کار نخواهد بود و در صورت لزوم، ایران پتانسیل و اراده پاسخ مقتضی و پشیمان‌کننده را دارد.

 

توازن وحشت در جنوب لبنان

واقعیت میدان این است که نتانیاهو فرمان حمله به ضاحیه را صادر کرد تا شکست استراتژیک خود در برابر ایران را پنهان کند و یک پیروزی تاکتیکی برای مصارف داخلی دست‌وپا کند. روزنامه عبری معاریو نیز اذعان کرد که ارتش صهیونی در لبنان وارد یک جنگ فرسایشی بی‌سرانجام شده است به گونه‌ای که آمار رسمی تلفات رژیم صهیونی خبر از کشته شدن ۲۶ افسر و نظامی و زخمی شدن بیش از هزار و ۱۸۰ نفر تنها از اوایل ماه مارس (اسفند ۱۴۰۴) می‌دهد. اعتراف یوآو کیش، وزیر آموزش رژیم صهیونی، مبنی بر اینکه «ما هنوز کار را در هیچ جبهه‌ای تمام نکرده‌ایم»، عمق این بحران را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، ریزپرنده‌های مبتنی بر فیبر نوری حزب‌الله (FPV) که غیرقابل رهگیری هستند، ۹۰ درصد تلفات صهیونیست‌ها را رقم زده‌اند و بودجه ۷۰۰ میلیون دلاری کابینه برای مقابله با آن‌ها بی‌فایده بوده است. در میدان نبرد نیز ماجرای قلعه تاریخی الشقیف و بیانیه اتاق عملیات مقاومت نشان داد که ادعاهای ارتش صهیونی درباره اشغال این دژ، صرفاً یک کارزار تبلیغاتی و عکس‌برداری چنددقیقه‌ای بوده و رزمندگان مقاومت در حال اجرای یک جنگ نامنظم و چریکی فرسایشی علیه ۵ لشکر مستقر صهیونی در جنوب رود زهرانی هستند.

 

تلاش برای نمادسازی کاذب

این را هم باید گفت که رژیم صهیونی در شرایطی به سیم آخر زده است که همچنان در حال جبران شکست‌های مکرر و استراتژیک خود در جبهه مقاومت است. ارتش صهیونی پس از ناکامی ملموس در به عقب واداشتن حزب‌الله از مرزها و ناامید شدن از ایجاد فتنه و درگیری داخلی بین نیرو‌های معارض اعم از جریان‌های داخلی، خارجی، سوری و لبنانی علیه مقاومت، وارد فاز انتحار سیاسی شده است. از سوی دیگر، انتقادهای شدید داخلی به عملکرد ارتش و شخص بنیامین نتانیاهو در مواجهه با جبهه شمالی به اوج خود رسیده است؛ به گونه‌ای که کابینه افراطی نتانیاهو برای دستاورد‌سازی نمادین در تاریخی معنادار یعنی ۲۵ می ۲۰۲۶ (۴ خردادماه ۱۴۰۵) که مصادف با عید تحریر و سالروز عقب‌نشینی ذلت‌بار رژیم صهیونی در سال ۲۰۰۰ است به ارتش صهیونی دستور تشدید حملات در جنوب لبنان را داد. پیش از این تاریخ، بخش‌هایی از جنوب تحت اشغال قرار داشت، اما ارتش صهیونی از جنوب شرقی به سمت نبطیه و از جنوب غربی به سمت صور حرکت کرد؛ دو شهر استراتژیک با اکثریت شیعی که اقطاب اقتصادی، فرهنگی و تاریخی لبنان بوده و نقش کلیدی در لجستیک مقاومت دارند. 

 

ضرب‌الاجل چهارماهه برای بی‌بی

توجه به این نکته هم لازم است که نیروی زمینی رژیم صهیونی، برخلاف هیاهوی رسانه‌ای، ساختاری ناکارآمد و فرسوده است که پس از ماه‌ها جنگ خونین علیه حزب‌الله و پیش از آن در غزه، آسیب‌های جدی دیده است. صهیونیست‌ها با وجود ماشین جنگی پیشرفته خود، نتوانسته‌اند شهرهای کلیدی چون مرجعیون و نبطیه را به طور کامل اشغال کنند. نتانیاهو برای فرار از سقوط سیاسی، حداکثر ۴ ماه فرصت دارد و تحولات لبنان ارتباط مستقیمی با محاسبات نظامی تهران دارد. اشغال شهرهای بزرگ لبنانی برای تل‌آویو تبعات سنگینی دارد؛ از این رو، ارتش صهیونی راهبرد زمین سوخته را در پیش گرفته تا با افزایش حجم تخریب و نابودی کامل زیرساخت‌های حیاتی، به جای اشغال شهرها، به تثبیت مواضع و کنترل راه‌های مواصلاتی بپردازد. در حال حاضر، هدف اولیه پیشروی زمینی رژیم، رسیدن به رودخانه اولی در ۲۰ کیلومتری جنوب بیروت و ۶۰ کیلومتری مرزهای اشغالی است که بالاتر از نبطیه، صور و صیدا قرار دارد. با این حال، دامنه تهدیدات نتانیاهو فراتر رفته و او رسماً ضاحیه و بیروت را هدف گرفته است؛ امری که خط قرمز مطلق محور مقاومت به شمار می‌رود. 

 

بیروت در منگنه دولت

در این میان نکته‌ای که نباید از آن غافل بود ضعف جدی دولت لبنان است. دولتی به ریاست نواف سلام که مواضع نوسانی و لرزانی در قبال بحران دارد. غرب و رژیم صهیونی با آگاهی از ضعف ساختاری دولت و بی‌میلی ارتش لبنان برای ورود به رویارویی مستقیم، ماموریت تضعیف حزب‌الله را به ارتش صهیونی واگذار کرده‌اند. اگرچه حزب‌الله هشدار‌های شدیدی به دولت داده، اما به دلیل حفظ ثبات داخلی، تمایلی به ساقط کردن کابینه ندارد و با مدارا برخورد می‌کند. با این حال، عبور دولت از خطوط قرمز مانند اخراج وزرای مقاومت یا تعطیلی مجلس، می‌تواند فاز جدید و پیش‌بینی‌ناپذیری از بحران را رقم بزند که دولت فرسوده بیروت هرگز توان مدیریت آن را نخواهد داشت.

 

پاتک استراتژیک تهران

با تمام این چالش‌ها با توجه به نظر کارشناسان نظامی در شرایطی که تل‌آویو با هماهنگی اولیه واشنگتن آماده بمباران گسترده بیروت می‌شد، پاتک ترکیبی (دیپلماتیک-نظامی) توسط فرماندهان و مسئولان ایران بازی را تغییر داد. پس از هشدار صریح قرارگاه خاتم‌الانبیا و آماده‌باش یگان‌های موشکی ایران، دونالد ترامپ با درک خطرات جدی از سرگیری جنگ با ایران - به‌ویژه جهش ناگهانی قیمت جهانی نفت و فرسودگی ذخایر پدافندی آمریکا - فوراً مداخله کرد. ترامپ با انتشار پستی رسمی اعلام کرد که پس از گفتگو با نتانیاهو، هیچ نیرویی به سمت بیروت اعزام نخواهد شد و نیروهای در حال حرکت بازگردانده شده‌اند. این عقب‌نشینی آشکار، خط بطلانی بر معادلات جدید نتانیاهو کشید و نشان داد که دکترین پاسخ سریع و قاطع تهران، همچنان اصلی‌ترین عامل بازدارنده در ژئوپلیتیک غرب آسیاست.

 

ارسال نظرات

captcha