پرسش و پاسخ

۲۸ تير ۱۴۰۵
دکتر احمد زارعان در گفتگو با الوقت بررسی کرد:

از خلیج فارس تا لبنان، جنگ چگونه متوقف می‌شود؟

عکس
صهیونیست‌ها در لبنان به دنبال جلوبردن پروژه نابودی مقاومت هستند و آمریکایی‌ها هم از طریق درگیری‌های پراکنده و محاصره دریایی علیه ایران تلاش دارند تا موازنه را به نفع خود تغییر دهند تا بتوانند در مذاکرات دست‌پر داشته باشند
کد خبر : 21716

تبیین:

 

در روزهای اخیر منطقه غرب آسیا، از خلیج فارس تا لبنان، شاهد بازگشت موجی از درگیری‌ها و مواجهه نظامی محور مقاومت با ائتلاف آمریکایی- صهیونیستی بوده است و عملاً آتش‌بس نانوشته چند هفته گذشته را با خطر فروپاشی کامل مواجه کرده است. وضعیتی که در میانه شناختی که از رویکرد مزورانه کاخ سفید و شخصیت غیرقابل پیشبینی ترامپ وجود دارد عدم قطعیت‌ها و سیالیت زیادی درباره آینده تحولات بوجود آورده و هر لحظه احتمال سرریز تنش به سایر نقاط منطقه و شکل‌گیری معادلات جدید نظامی و سیاسی را تقویت می‌کند.

با توجه به این شرایط الوقت برای بررسی پشت پرده تحولات و سناریوهای پیش رو با «احمد زارعان»، کارشناس مسائل غرب آسیا و رئیس اندیشکده اندیشه‌سازان نور به گفتگو پرداخته است. 

 

الوقت: ماهیت این درگیری‌های جسته و گریخته از خلیج فارس تا لبنان در بطن ادعاهای آمریکا درباره نزدیک شدن به توافق اولیه و ادامه آتش بس چیست؟

زارعان: آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی یک طرح کلان برای منطقه دارند و در این طرح کلان باید اساس مقاومت در منطقه در همه ابعاد خود از بین برود و همه کشورهای منطقه وارد روند عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی شوند. در مرحله بعد هم رژیم صهیونیستی به قدرت هژمون در منطقه تبدیل شود و بعد از تبدیل شدن رژیم صهیونیستی به قدرت هژمون در منطقه، این هژمونی باعث تسلط کامل آمریکا بر منطقه به‌ویژه منابع انرژی و ترانزیتی خواهد شد. این طرحی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی در نظر دارند و اگر این اتفاق بیافتد، آمریکا می‌تواند امیدوار باشد که ابرقدرتی خود در دنیا را حفظ خواهد کرد، چون در حال حاضر ابرقدرتی آمریکا در جهان در حال از بین رفتن است. به همین دلیل آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ‌های متعددی را در منطقه بعد از ۷ اکتبر به راه انداختند تا به اهداف خود دست یابند. رژیم صهیونیستی هم بارها ادعا کرده که هدفش از این جنگ‌ها تغییر چهره خاورمیانه است و در این جنگ‌ها هم به صورت کامل از همراهی و پشتیبانی آمریکا برخوردار بوده است. اما در مواجهه با ایران، رژیم صهیونیستی می‌دانست که توانایی مقابله با تهران را ندارد، لذا آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها با هم جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه را علیه ایران آغاز کردند تا بتوانند اهداف کلان راهبردی خود در منطقه را محقق کنند. اما بعد از این دو جنگ، به‌ویژه بعد از جنگ رمضان در عمل معادلات به نفع ایران در عرصه میدانی تغییر پیدا کرد و ایران با اتکا به ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی خود توانست آمریکا را در یک وضعیت بسیار دشوار قرار دهد که تداوم آن برای آمریکا و متحدان این کشور بسیار گران تمام شده است. بر همین اساس متجاوزان طرح آتش‌بس را مطرح کردند و در نهایت هم شروط ایران را پذیرفتند تا این آتش‌بس به نوعی تثبیت شود، اما بعد از تثبیت آتش‌بس در ۱۹ فروردین، متجاوزان امیدوار بودند که از طریق فشار بر ایران بتوانند به اهدافی که در جنگ به آن دست نیافته بودند، در مذاکرات دست پیدا کنند. با این حال این فشارها نیز نتوانست بر این موثر واقع شود زیرا ایران برتری نظامی را در میدان در اختیار دارد و حاکمیت خود بر تنگه هرمز را نیز تثبیت کرده است. در واقع ایران بر درخواست‌های خود پافشاری کرده و به همین دلیل متجاوزان از روند مذاکره نیز ناامید شدند.

در حال حاضر صهیونیست‌ها در لبنان به دنبال جلوبردن پروژه نابودی مقاومت هستند و آمریکایی‌ها هم از طریق درگیری‌های پراکنده و محاصره دریایی علیه ایران تلاش دارند تا موازنه را به نفع خود تغییر دهند تا بتوانند در مذاکرات دست‌پر داشته باشند، اما به نظر نمی‌رسد که طرف متجاوز حتی با وجود فشارها بر ایران بتواند به اهداف خود دست یابد.

 

الوقت: بنابراین از دیدگاه شما آمریکا در حال وارد کردن فشار برای گرفتن امتیاز است؟

زارعان: بله؛ متجاوزان بیشتر به دنبال تغییر موازنه به نفع خود در میدان و همچنین در مذاکرات هستند. محاصره دریایی دشمن علیه ایران هم اقدامی موازنه‌ساز در برابر حاکمیت ایران بر تنگه هرمز است تا از طریق این محاصره، فشار اقتصادی بر ایران اعمال شود و ایران در مذاکرات امتیاز بدهد؛ این هدف اصلی آمریکا از فشارها بر ایران است.

متجاوزان به دنبال ارزیابی اراده ایرانیان هستند و می‌خواهند اراده ما مردم ایران را محک بزنند. این را نیز باید در نظر داشت که متجاوزان روی اختلافات در داخل ایران حساب باز کرده‌اند و امیدوار به شکل‌گیری یک دوقطبی تسلیم و مقاومت هستند و امید دارند که اراده قطب طرفدار تسلیم بر قطب مقاومت در جنگ تحمیل شود. با این حال در جریان اتفاقات اخیر در کشور می‌توان دید که انگیزه مقاومت مردم همچنان بسیار زیاد است و ایرانی‌ها برای سناریوهای سخت از جمله جنگ تمام‌عیار در آمادگی کامل هستند.

 

به انگیزه‌ها اشاره کردید. اساساً از لحاظ نظامی و شرایط جامعه ما چقدر آماده جنگ جدید هستیم و دشمن چقدر؟

ما در یک جنگ موجودیتی قرار داریم و کشوری که در معرض جنگ موجودیتی قرار می‌گیرد، توانایی‌هایش نیز افزایش می‌یابد. به عنوان نمونه انسانی که در معرض حمله گرگ قرار گیرد، بدنش انرژی تولید می‌کند و البته این میزان انرژی در شرایط عادی برای فرد وجود ندارد و تحت تأثیر تهدید انرژی انسان افزایش می‌یابد. الان هم ایرانِ ما در چنین وضعیتی است و ما با یک دشمن خونخوار به نام آمریکا روبرو هستیم. در این شرایط ایران برای حفظ موجودیت خود تمام ظرفیت‌ها را به میدان آورده است و تاب‌آوری به حد اعلای خود رسیده است. لذا از نظر تاب‌آوری اجتماعی در وضعیت خوبی قرار داریم و به لحاظ نظامی هم توان اداره یک جنگ تمام‌عیار فرسایشی با آمریکا را داریم. کشور ما در شرایط فعلی از حیث تاب‌آوری اجتماعی، توان نظامی و روحیه ملی آمادگی مقابله با دشمن را دارد، چون ملت ایران می‌داند که در این جنگ مورد تجاوز قرار گرفته و دشمن هدف خود را روی از بین بردن موجودیت ایران گذاشته است. ترامپ در طول جنگ صراحتاً اعلام کرده بود که به تغییر مرزهای ایران فکر می‌کند و بارها از نابودی تمدن ایران صحبت کرد. طبیعتاً وقتی مردم ایران این واقعیت‌ها را می‌بینند، دارای روحیه و انرژی مضاعف برای مقابله با دشمن می‌شوند.

اما در طرف مقابل، این جنگ برای متجاوزان یک جنگ موجودیتی به شمار نمی‌رود و در نیروهای مهاجم این توان و ظرفیت و انگیزه لازم وجود ندارد. اگرچه ارتش آمریکا یک ارتش تکنولوژی‌محور است، اما بالاخره این تکنولوژی باید از طریق عامل انسانی به کار گرفته شود. در حوزه عامل انسانی، ارتش آمریکا دچار تردید است که آیا این جنگ به نفع آمریکاست یا نیست؟ و آیا این جنگ محکوم به شکست است یا معطوف به پیروزی؟ لذا این تردیدها باعث کاهش تاب‌آوری در میان نیروهای متجاوز و مهاجم شده است چنانکه تعداد زیادی از ژنرال‌های آمریکایی در جریان جنگ ۴۰ روزه از سمت خود استعفا دادند؛ اما در ایران انسجام سیاسی و اجتماعی و پیوند مردم با حاکمیت در طول جنگ تا حد زیادی افزایش یافته است.

 

الوقت: کشورهای عربی گلایه دارند که چرا آنها مورد پاسخ ایران قرار می‌گیرند؛ آیا نشانه‌ای دیده می‌شود که بتوان گفت آنها از جنگ ۴۰ روزه درس لازم را درباره کنار گذاشتن رویکرد اشتباه خود گرفته باشند؟

زارعان: درباره کشورهای عربی باید گفت که این کشورها متأسفانه از تجربه جنگ ۴۰ روزه درس عبرت نگرفتند و نخواهند گرفت و کماکان به همکاری‌های راهبردی با آمریکایی‌ها ادامه می‌دهند. این همکاری سران عرب با آمریکا هم علت مشخصی دارد، چون رگ حیات و ممات این کشورها در دست آمریکایی‌هاست و حاکمان این کشورهای عربی، حاکمانی فاسد هستند که از خودشان اختیاری ندارند و به جای منافع ملت، به دنبال حفظ قدرت خودشان هستند تا بتوانند حکومت خود را استمرار ببخشند. بر همین اساس، سران عرب توان نه گفتن به آمریکا را ندارند و در دوران آتش‌بس کماکان این کشورها امکانات خود را برای اقدامات متجاوزانه علیه ایران در اختیار آمریکا قرار داده‌اند. حتی به نظر می‌رسد که بعد از عادی شدن شرایط هم برخی کشورهای عربی منطقه تلاش خواهند کرد تا همکاری‌های نظامی و امنیتی خود با آمریکا را برای تداوم حکومت‌شان بیشتر کنند، اما این رویکرد رهبران کشورهای عربی، رویکرد نادرستی است و به ضرر ملت‌های منطقه خواهد بود. در واقع سران کشورهای عربی منطقه در مسیر تحقق اهداف آمریکایی‌ها قدم برمی‌دارند.

به مسأله تنش در لبنان بازگردیم. به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی هیچ آتش‌بسی را مانع خود در برابر تداوم تجاوزات به لبنان نمی‌بیند. دولت لبنان نیز همراه دشمن شمشیر را علیه مقاومت از رو بسته است. از نظر شما چگونه می‌توان این محاسبه دشمن را به هم زد و مقاومت ابتکار عمل را به دست بگیرد؟ نقش ایران چگونه تعریف می‌شود؟

از ابتدا هم رژیم صهیونیستی موافق نبود که آتش‌بس در ایران شامل آتش‌بس در لبنان هم بشود و از این امر خشنود نبود. به همین دلیل آتش‌بس در لبنان بارها از سوی صهیونیست‌ها نقض شد و صهیونیست‌ها شروع به پیشروی در مناطق جنوبی تا «رود لیتانی» کردند. الان هم صهیونیست‌ها ادعا می‌کنند که تا «رود زهرانی» باید منطقه امن در نظر گرفته شود. بعد از آن هم «ضاحیه بیروت» را تهدید به بمباران و دستور تخلیه صادر کردند. هدف صهیونیست‌ها نابودی مقاومت در لبنان است، چون از اول با آتش‌بس موافق نبودند و این آتش‌بس هم رعایت نشد. دولت فعلی لبنان هم آمریکایی‌ترین دولت لبنان و تابع منافع آمریکاست و پروژه نابودی مقاومت از طریق روندهای سیاسی به «نواف سلام» سپرده شده است. مواضع مخرب نواف سلام و جوزف عون نشان می‌دهد که حزب‌الله با یک پروژه برنامه‌ریزی شده روبروست. حزب‌الله در این پروژه با دو فشار همزمان در داخل و حملات صهیونیست‌ها در خارج مواجه است و این فشارها مانند دو لبه قیچی در حال تشدید وضعیت و فشار علیه مقاومت هستند. بنابراین اکنون حزب‌الله و شیعیان لبنان با شرایط دشواری دست و پنجه نرم می‌کنند و راه حل این موضوع نیز این است که رژیم صهیونیستی و آمریکا به این درک برسند که لبنان بخشی از معادله جنگ بوده و اگر آمریکا خواهان آتش‌بس با ایران است، این آتش‌بس باید شامل لبنان هم بشود. ایرانی‌ها و محور مقاومت باید آمریکا را تحت فشار قرار دهند و آمریکایی‌ها نیز به صهیونیست‌ها فشار وارد کنند تا جنگ در لبنان متوقف شود. این فوری‌ترین راه حل برای متوقف کردن جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان است. نقش حزب‌الله هم این است که اجازه پیشروی به رژیم صهیونیستی ندهد و در داخل لبنان یارگیری کند و تجاوزات صهیونیست‌ها را ناکام بگذارد.

منبع: الوقت

ارسال نظرات

captcha