پرسش و پاسخ

۲۷ خرداد ۱۴۰۵

پشت میزهای مرمرین در انتظار معجزه؛ حزب‌الله در میدان جنگ، دولت لبنان در سراب واشنگتن

پشت میزهای مرمرین در انتظار معجزه؛ حزب‌الله در میدان جنگ، دولت لبنان در سراب واشنگتن
لبنان امروز در یک دوگانگی تاریخی گرفتار است: از یک سو، رزمندگان حزب‌الله با کمترین امکانات، در جنوب ایستاده‌اند و از خاک دفاع می‌کنند و از سوی دیگر، دولت و ارتش رسمی، با پشت گرمی به مذاکراتی که تاکنون هیچ نتیجه‌ای جز تثبیت اشغال نداشته، تماشاگر فروپاشی تمامیت ارضی کشور هستند.
کد خبر : 21688

تبیین:

 

درست زمانی که رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر لبنان در پشت میز دفتر کار خود در کاخ ریاست‌جمهوری چشم انتظار موفقیت مذاکرات واشنگتن برای توقف حملات رژیم صهیونیستی دلخوش کرده‌اند، ارتش صهیونی به پیشروی‌های خود در عمق خاک لبنان ادامه داده و به آنسوی رود لیتانی و نزدیکی شهر نبطیه نفوذ کرده‌اند؛ نفوذی که اگر مقاومت رزمندگان حزب‌الله نبود تاکنون احتمالاً کاخ ریاست جمهوری در بیروت زیر چکمه نظامیان اسرائیلی اشغال شده بود.

ارتش صهیونیستی به سمت شمال رودخانه لیتانی لبنان پیشروی کرده و قلعه قرون وسطایی بوفورت را در استان جنوبی نبطیه تصرف کرده‌اند؛ همان دژی که نماد شکست‌ناپذیری جنوب بود. ویدئوهای منتشر شده سربازان اشغالگر را در این قلعه دوران جنگ‌های صلیبی نشان می‌دهد که پرچم‌های اسرائیل و تیپ گولانی را رب فراز آن برافراشته‌اند.

آویخای ادرعی، سخنگوی ارتش اسرائیل، آشکارا اعلام کرده که عملیات در ارتفاعات شقیق (بوفورت) و وادی السلوقی برای نابودی زیرساخت‌های حزب‌الله آغاز شده و نیروهای اسرائیلی در نزدیکی نبطیه «در صورت لزوم آماده گسترش حمله هستند که به معنی آماده‌گی برای محاصره شهر بزرگ نبطیه است.

این پیشروی پس از آن صورت گرفت که در روزهای گذشته ارتش صهیونیستی دستور تخلیه برای بیست و سه روستا خارج از خط زرد را صادر کرده بود که یعنی ارتش عملاً در تلاش است تا یک منطقه امنیتی وسیع‌تر از منطقه حائل اعمال کند.

در بخش غربی، این روستاها شامل: مزرعه بیت الصیاد، مجدل زون و زبقین هستند. روستاهای بخش مرکزی شامل: یاتر، سربین، الطیری، کونین، حداثا، بیت یاحون، شقره، مجدل سلم، قبریخا و فرون هستند. روستاهای زوتر الشرقیه، یحمرالشقیف و ارنون در منطقه شمال رودخانه لیتانی و دیر میماس، مرجعیون، ابلساقی، المری، عین ابلس، عین عطا و کفرشوبا در بخش شرقی آن قرار دارند.

جمعیتی که زمانی در این مناطق زندگی می‌کردند، آواره شده‌اند و بسیاری از لبنانی‌ها از حمله در هر زمان و هر مکانی می‌ترسند، زیرا صدای پهپادهای نظارتی رژیم به موسیقی متن بی‌وقفه زندگی روزمره آنها تبدیل شده است.

در میانه این وضعیت خطیر دولتمردان لبنانی اصرار بر مذاکرات بی‌نتیجه واشنگتن دارند و به جای تقویت سازوکارهای دفاعی، در اقدامی عجیب، عملیات نظامی حزب‌الله را غیرقانونی اعلام کرده‌اند و نخست‌وزیر خواستار تحویل سلاح‌ها شده است تا روند پیشروی‌های دشمن صهیونیستی با سرعت بیشتر ادامه یابد.

نمونه‌ای از این ساز ناکوک و مزاحم در مسیر مقاومت ملی را می‌توان در دادگاه نظامی بیروت دید؛ جایی که هفته گذشته سه مبارز حزب‌الله که در یک ایست بازرسی در حال حمل سلاح به سمت خط مقدم دستگیر شده بودند. آنها پس از جلسه‌ای پنج دقیقه‌ای و پرداخت جریمه‌ای ده‌دلاری آزاد شدند. آنها در این جلسه رسوایی دادگاه نظامی، که برای مدافعان خاک کشور برگزار می‌شد گفتند: «ما در تلاشیم از سرزمین خود دفاع کنیم. جای ما در جنوب است.»

در مقابل اما ارتش لبنان چه می‌کند؟ در میدان، ارتش لبنان در فاصله‌ای دور از «خط زرد» – در نقاطی مثل کفردونین و مرجعیون – مستقر شده و تنها نظاره‌گر آن است که اسرائیل ۲۳ روستا را تخلیه کند. ارتشی که در رتبه‌بندی جهانی ۲۰۲۶، رتبه ۱۱۸ را در بین ۱۴۵ کشور دارد و از هرگونه سامانه دفاع هوایی مؤثر بی‌بهره است. نیروی هوایی آن به سوژه جوک‌های روزمره تبدیل شده است.

پس از پایان جنگ قبلی بین حزب‌الله و اسرائیل در سال ۲۰۲۴ ارتش لبنان ملزم به برچیدن زرادخانه حزب‌الله شد. تا ژانویه، ارتش لبنان از تکمیل مرحله اول طرح خلع سلاح خبر داد: پاکسازی انبارهای سلاح، غیرفعال کردن تونل‌ها و مواضع موشکی و تصرف اماکن متروکه حزب‌الله، که اغلب با رضایت مقاومت همراه بود تا حسن نیت خود برای جلوگیری از ایجاد بحران داخلی را ثابت کند. اما اکنون مشخص شد که صهیونیست‌ها از اقدام دولت و ارتش لبنان نهایت استفاده را کردند و بی مزاحمت در حال پیشروی به آنسوی رود لیتانی هستند.

در مقابل واکنش ارتش لبنان به این تجاوزات، محدود به صدور بیانیه‌ شده حتی وقتی که نیروهای آن توسط ارتش صهیونیستی هدف قرار گرفته و کشته و زخمی می‌شوند.  

اما آیا این ضعف، تصادفی است؟ اصلاً. تحلیل‌گران بین‌المللی و لبنانی به صراحت می‌گویند که این وضعیت حاصل سیاست «برتری کیفی نظامی» آمریکاست؛ قانونی که از سال ۲۰۰۸ واشنگتن را ملزم می‌کند هیچ سلاحی به هیچ کشور خاورمیانه‌ای (به جز اسرائیل) نفروشد که بخواهد این برتری را خدشه‌دار کند. روی دیگر سکه الزام واشنگتن برای تضمین برتری نظامی اسرائیل، ضعف اجباری نیروهای مسلح لبنان است.

محمد بزی، مدیر مرکز مطالعات خاور نزدیک هاگوپ کِوُرکیان و استاد دانشگاه نیویورک، گفت: «انتقاد من این است که ما دائماً می‌شنویم که ارتش لبنان باید امنیت لبنان و به‌ویژه جنوب لبنان را تأمین کند. اما چیزی که در این بحث نمی‌شنویم این است که ارتش لبنان به‌طور هدفمند توسط ایالات متحده و کشورهای غربی که کمک‌های نظامی و تسلیحاتی ارائه می‌دهند، ضعیف، بدون ‌آمادگی و تجهیز نگه داشته می‌شود.»

نتیجه این سیاست در میدان عیان است: اسرائیل بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار کمک نظامی دریافت کرده و لایه‌هایی بر گنبد آهنین خود اضافه می‌کند، اما ارتش لبنان حتی قادر به اسقاط یک پهپاد اسرائیلی نیست.

دولت لبنان در حالی که این مناطق یکی پس از دیگری از نقشه جمعیت پاک می‌شوند، همچنان در حال ارسال سیگنال اختلاف و تضعیف جبهه د است: به جامعه بین‌المللی می‌گوید «اگر اسرائیل عقب‌نشینی کند، ارتش آماده است اراضی را در اختیار خود بگیرد» که به معنای خلع سلاح مقاومت است و به مردم لبنان می‌گوید «به زودی اقتدار دولت برقرار می‌شود» و حتی با رویافروشی از تغییر «دکترین ضاحیه» دم می‌زند.

دکترین ضاحیه که پس از جنگ ۲۰۰۶ و با هدف تحمیل هزینه سنگین بر محیط پشتیبان حزب‌الله طراحی شده بود، امروز به بهانه‌ای برای تخریب زیرساخت‌های لبنان تبدیل شده است. برخی از تندروهای اسرائیلی آشکارا می‌گویند «امنیت شمال اسرائیل تنها از طریق تغییر اساسی در واقعیت آن سوی مرز قابل دستیابی است»؛ یعنی نابودی هر آنچه در جنوب لبنان است.

اما رئیس‌جمهور عون و نخست‌وزیر سلام، در حالی که هنوز به تغییر این دکترین امید بسته‌اند، در کاخ ریاست‌جمهوری نشسته و منتظر تماس از واشنگتن هستند. غافل از اینکه هر روز که می‌گذرد، صف‌آرایی نظامیان اسرائیلی به کاخ‌های بیروت نزدیک‌تر می‌شود.

در این میان، حزب‌الله که بر اساس دکترین مقاومت عمل می‌کند، همچنان در خط مقدم حضور دارد و استدلال می‌کند که تنها نیروی واقعی دفاع از لبنان است. 

لبنان امروز در یک دوگانگی تاریخی گرفتار است: از یک سو، رزمندگان حزب‌الله با کمترین امکانات، در جنوب ایستاده‌اند و از خاک دفاع می‌کنند و از سوی دیگر، دولت و ارتش رسمی، با پشت گرمی به مذاکراتی که تاکنون هیچ نتیجه‌ای جز تثبیت اشغال نداشته، تماشاگر فروپاشی تمامیت ارضی کشور هستند. اگر دولت لبنان واقعاً خواهان حاکمیت ملی است، باید فوراً به جای رویافروشی درباره تغییر دکترین اسرائیل، با اعلان جنگ تمام‌عیار یا بسیج ارتش  از تنها نیروی میدانی که مانع سقوط بیروت شده – یعنی حزب‌الله – حمایت عملی به عمل آورد. در غیر این صورت، «منطقه حائل» دشمن به تدریج به تمام لبنان گسترش خواهد یافت و آن روز، دیگر نه واشنگتن پاسخی خواهد داشت و نه کاخ ریاست‌جمهوری جای امنی خواهد بود.

منبع: الوقت

ارسال نظرات

captcha