- یادداشت ها / ساز ناکوک بیروت
- یادداشت ها / فریب عقبنشینی دشمن زخمخورده را نخورید
- ضربشست قاطع نیروهای مسلح و عقبنشینی بزدلانه «ترامپ» و «نتانیاهو»
- خمینی کبیر و خامنهای شهید آمادگی ملت را کشف و احیا نمودند/ هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود نوعی کمک به دشمن کشور و مردم محسوب میشود
- یادداشت ها / روحالله
- رونمایی از پیام ویژه قالیباف برای آمریکاییها قبل از امضای توافق/ آیا ایران حاضر به دادن امتیاز ویژه به ترامپ است؟
- مبدا تجاوز به دکل مخابراتی جزیره سیریک هدف قرار گرفت
- یادداشت ها / چرا عقربه زمان به عقب بر نمیگردد؟
- یادداشت ها / ترامپ پشیمان است؟
- سر گردنه جای کُشتیگرفتن نیست!
- این هم امر صریح ولی امر
- نمایندگان باید مظهر انسجام و یکپارچگی باشند/ از این پس اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند/ از تلاشهای آقای قالیباف، در راه اعتلای کشور قدردانی میکنم
- امسال مسأله برائت از مشرکان اهمیت مضاعفی دارد/ ملتها و سرزمینهای منطقه دیگر سپر پایگاههای آمریکایی نخواهد بود/ نفَس رژیم متزلزل صهیونیستی به شماره افتاده است/ دولتهای اسلامی را در راه پیشرفت امت و حل مسائل دنیای اسلام به دوستی و تعاون دعوت میکنم
۱۸ خرداد ۱۴۰۵ چرخه باطل واشنگتن در بنبست تهران
سیاست خارجی ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران، دهههاست که در یک سیکل تکراری میان «مذاکره، جنگ و کودتا» در حال نوسان است؛ چرخهای عقیم که واشنگتن هرگز در آن به اهداف راهبردی خود دست نیافته است. نگاهی به کارنامه کاخسفید نشان میدهد که هیچکدام از ابزارهای سخت و نرم، از محاصره دریایی گرفته تا کلانپروژههای براندازی موسوم به «آزادی» و «آزادی پلاس»، نتوانستهاند ایران را به زانو درآورند. اعتراف نشریه نیویورکر به اینکه جنگ علیه ایران یک شکست راهبردی و هرگونه توافقی برای واشنگتن تحقیرآمیز است، در کنار تحلیل پروفسور رابرت پیپ که ایران را به عنوان قطب چهارم قدرت جهانی در کنار آمریکا، روسیه و چین معرفی میکند، گویای عبور تهران از این پیوستارهای خصمانه است. جان مرشایمر نیز به درستی اشاره میکند که گزینههای واشنگتن به پذیرش شکست یا ادامه فاجعهبار فشار نظامی محدود شده است؛ رسانههای آمریکایی چنان بنبستی برای ترامپ ایجاد کردهاند که وی رسانههایی چون نیویورکتایمز و سیانان را به دلیل بازتاب دادن «پیروزی استادانه ایران» به جعل اخبار متهم میکند.
این ناکامی تاریخی ساختار سیاسی آمریکا، ریشه در فهم نادرست از ماهیت رفتار دیپلماتیک ایران دارد. میز مذاکرهای که امروز تهران مدیریت میکند، متکی بر یک عقلانیت استراتژیک و تجربهای تاریخی است. ایران با تکیه بر تجربه تاریخیِ برجام، جنگ دوازده روزه، جنگ رمضان(چهلروزه)، دیگر به میز مذاکره و لبخندهای دیپلماتیک واشنگتن اعتمادی ندارد. برخلاف طرف آمریکایی که در بحبوحه کارزارهای انتخاباتی و گرداب تورم داخلی، به دنبال یک «نمایش رسانهای» مضحک مانند الحاق ایران به «پیمان ابراهیم» است، هیئت ایرانی با برنامهای منسجم و با هدف تضمین قطعی منافع ملی وارد میدان شده است. این بار شروط را تهران به آمریکاییها دیکته میکند: لغو کامل محاصره دریایی، توقف ماشین جنگی رژیم صهیونی در منطقه، آزادی داراییهای مسدودشده و حفظ دستاوردهای فنی هستهای.
تناقض میان رویاهای آمریکایی و واقعیت میدان، جایی عیان میشود که پس از سه ماه از آغاز جنگ، همزمان با توئیتهای ترامپ برای فروش یک توافق ناقص به عنوان «پیروزی قرن»، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اجازه عبور روزانه دهها کشتی تجاری از تنگه هرمز، عملاً «پروژه آزادی و آزادی پلاس» سنتکام را باطل میسازد. تسلط ایران بر شاهرگ انرژی جهان و بیاثر کردن محاصره دریایی، نشان میدهد که اقتدار میدانی و دیپلماسی در دوحه به عنوان دو بال هماهنگ عمل میکنند.
در نهایت اینکه پافشاری بر حقوق مشروع ملی، ناشی از یک صبر راهبردی است که ماشین جنگی آمریکا را در مرزها متوقف کرده و بهای هر روز تاخیر در توافق را برای اقتصاد بینالملل و شانس انتخاباتی ترامپ سنگینتر میکند. در این بازی ماراتنگونه، اصرار ایران بر دریافت تضمینهای عینی، فرآیند دیپلماسی را از یک تله سیاسی به سندی برای پایان کارزار فشار حداکثری تبدیل کرده است.
ارسال نظرات