پرسش و پاسخ

شاهکار ترامپ؛ تحقیر آمریکا و تثبیت اقتدار ایران

شاهکار ترامپ؛ تحقیر آمریکا و تثبیت اقتدار ایران
دونالد ترامپ که گمان می‌کرد فرآیند تسلیم ایران یک پروژه کوتاه‌مدتِ چند روزه است، اکنون در باتلاقی دست‌وپا می‌زند که نه راه پیش دارد و نه پای پس؛ وضعیتی که حتی در رسانه‌های اصلی و همسو با دکترین استکبار نیز به عنوان «بدترین شکست تاریخ آمریکا» توصیف می‌شود.
کد خبر : 21649

سید علی ساداتی نژاد

 

بحران سردرگمی راهبردی در کاخ سفید به اوج خود رسیده است. امروز دیگر در محافل اندیشکده‌ای و رسانه‌ای جهان، بحث بر سر این نیست که آیا ماشین جنگی ایالات متحده در مواجهه با دژ استوار جمهوری اسلامی ایران ناکام مانده یا خیر؛ بلکه پرسش تحلیلگران بین‌المللی این است که ترامپ تا چه حد توسط تهران تحقیر شده است؟ نمایش‌های مضحک و مواضع کلنگی رئیس‌جمهور قمارباز آمریکا در ماه‌های اخیر، بیش از آنکه نشانه‌ای از قدرت باشد، پرده از یک تکانه شدید مغزی در ساختار تصمیم‌گیری واشنگتن برمی‌دارد. 

دونالد ترامپ که گمان می‌کرد فرآیند تسلیم ایران یک پروژه کوتاه‌مدتِ چند روزه است، اکنون در باتلاقی دست‌وپا می‌زند که نه راه پیش دارد و نه پای پس؛ وضعیتی که حتی در رسانه‌های اصلی و همسو با دکترین استکبار نیز به عنوان «بدترین شکست تاریخ آمریکا» توصیف می‌شود.

فارن پالیسی در ارزیابی مفصلی از ابعاد این رسوایی، لیستی طولانی از افتضاحات کاخ سفید را ردیف کرده است. بر اساس آمارهای تکان‌دهنده‌ای که نیویورک‌تایمز با تکیه بر گزارش‌های جامعه اطلاعاتی آمریکا افشا کرده، ساختار دفاعی و بازدارندگی ایران پس از نبردهای اخیر نه‌تنها دستخوش آسیب نشده، بلکه نماد عینی اقتدار است. صیانت تهران از ۷۰ درصد ذخایر موشکی، حفظ ۷۵ درصد پرتابگرهای سیار و تسلط عملیاتی ۹۰ درصدی بر سایت‌های موشکی حاشیه تنگه هرمز، یعنی کابوسِ جاری غرب برای انسداد شریان انرژی جهان همچنان با قدرت پابرجا است. از سوی دیگر، هزینه‌های حیثیتی و مادی این قمار برای ایالات متحده سرسام‌آور بوده است. آسیب جدی به ۲۱۸ سازه در ۱۵ پایگاه نظامی واشنگتن در سطح منطقه و مصرف بی‌رویه پدافند راهبردی-تا جایی که نیمی از موشک‌های پاتریوت و یک‌سوم موشک‌های تاماهاوک آمریکا در این درگیری بلعیده شده-پنتاگون را با لایه‌ای از فلج تاکتیکی روبه‌رو کرده است. این یعنی گل‌به‌خودی تاریخی ترامپ، بزرگ‌ترین بحران انرژی جهان را رقم زده و با ایجاد تورم شدید در بهای سوخت غرب و سقوط شاخص‌های رشد اقتصادی جهان به مرز رکود، موقعیت بین‌المللی آمریکا را کاملاً منزوی ساخته است.

رفتار رفت‌وبرگشتی و سینوسی ترامپ در قبال ایران طی ماه‌های گذشته، کمدی‌ترین بخش این ماجراست. رئیس‌جمهور آمریکا شب‌هنگام با ادبیاتی لات‌منشانه مدعی آماده‌سازی ارتش برای «حمله‌ای بسیار بزرگ» می‌شود و چند ساعت بعد، با دستپاچگی عقب‌نشینی کرده و تقصیر را به گردن خواهش و تمنای حکام لرزان عرب می‌اندازد! اما این دروغ‌بافی‌ها نیز دیری نمی‌پاید؛ چرا که بلافاصله رسانه‌هایی چون وال‌استریت ژورنال به نقل از مقامات خلیج فارس افشا می‌کنند که اصلاً روایتی به نام «حمله غریب‌الوقوع» وجود خارجی نداشته است. واقعیت آن است که لفاظی‌های ترامپ در محافل داخلی آمریکا نیز دیگر خریدار ندارد. نظرسنجی‌های موسسه سیه‌نا نشان می‌دهد ۶۴ درصد افکار عمومی داخل آمریکا ورود به این درگیری را یک حماقت محض می‌دانند. این تناقضات آشکار، نقاب از یک ترس ساختاری برمی‌دارد: واشنگتن به‌شدت از تبعات هولناک ورود به فاز نهایی جنگ با ایران واهمه دارد.

تحلیل موازنه قدرت نشان می‌دهد که عقب‌نشینی‌های پی‌درپی شیطان بزرگ تصادفی نیست، بلکه محصول سه واقعیت عینی در محاسبات پنتاگون است؛ نخست، بی‌فایده بودن گزینه نظامی است؛ تجربه جنگ ۴۰ روزه و تهاجم به زیرساخت‌ها ثابت کرد که تهران نه‌تنها تسلیم‌شدنی نیست، بلکه به تعبیر رسانه‌های آمریکایی، به «دشمنی سرسخت‌تر و مقاوم‌تر» تبدیل شده که آماده است پاسخ هر تعرضی را در پهنه خلیج فارس و سرزمین‌های اشغالی بدهد. 

دوم، هراس متحدان منطقه‌ای از پاسخ متقابل است؛ کشورهای ذره‌بینی حاشیه خلیج فارس به‌خوبی دریافته‌اند که در صورت شعله‌ور شدن آتش، پایگاه‌های میزبان آمریکا و شریان‌های نفتی آنان اولین صیدهای موشک‌های ایرانی خواهند بود؛ کما اینکه افت ۸.۶ درصدی اقتصاد قطر مشتی نمونه خروار است. سومین و شاید مهم‌ترین دلیل، کابوس ارتقای پدافند هوایی ایران است. گزارش‌های اطلاعاتی بر اساس افشاگری شبکه المیادین و نیویورک‌تایمز نشان می‌دهد ایران طی دوره آتش‌بس، با رصد دقیق الگوهای پروازی غرب، تاکتیک‌های پدافندی خود را به‌شدت به‌روزرسانی کرده است. شکار جنگنده‌های فوق‌پیشرفته نظیر 15F-و پرچمدار نیروی هوایی آمریکا یعنی F-35 در جریان درگیری‌های گذشته، ابهت پوشالی فناوری نظامی غرب را فرو ریخته است.

انهدام جنگنده های فوق پیشرفته و شکست عملیاتی در دشت مهیار اصفهان، سناریویی است که ترامپ می‌داند به معنای سوراخ شدن ابدی چتر حیثیتی ارتش تروریست ایالات متحده خواهد بود. رئیس جمهور آمریکا بازی را در همان شروع کار باخته است؛ در چنین مختصاتی، برای ما کمترین فرقی نمی‌کند که این قماربازِ مفلوک به توییت‌زنی‌های مضحک خود ادامه دهد یا دوباره حماقت کرده و طبل جنگ بنوازد؛ تهران دست روی ماشه، برای هر سناریویی حتی قوی‌تر و پشیمان‌کننده‌تر از قبل آماده است.

ارسال نظرات

captcha