پرسش و پاسخ

۱۸ خرداد ۱۴۰۵
30 ارديبهشت 1405 - 20:10

بازگشت به ریشه‌ها | چرا حزب‌الله به استراتژی «جنگ چریکی» روی آورده است؟

بازگشت به ریشه‌ها | چرا حزب‌الله به استراتژی «جنگ چریکی» روی آورده است؟
بازگشت حزب‌الله به جنگ چریکی، با هدف تبدیل میدان نبرد به یک "گودال مرگ" برای نیروهای اشغالگر و فرسایش تدریجی توان نظامی و روانی آن‌ها طراحی شده است
کد خبر : 21625

تبیین:

در مواجهه با هجوم گسترده و اشغالگرانه ارتش صهیونیستی، حزب‌الله لبنان تغییر محسوسی در دکترین عملیاتی خود ایجاد کرده است.

اگر در گذشته تمرکز اصلی این گروه بر حملات موشکی و ضربه به عمق خاک سرزمین‌های اشغالی بود، اکنون شواهدی نشان می‌دهد که حزب‌الله به استراتژی «جنگ چریکی» بازگشته است؛ الگویی که پیش از جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶، ستون فقرات مقاومت در جنوب لبنان بود.

این موضوع در روزهای گذشته از سوی رسانه‌های صهیونیستی نیز مورد تأیید قرار گرفته است و اکنون این پرسش مطرح می‌شود که این تغییر رویکرد از چه معنایی برخوردار است و چرا در این مرحله از درگیری، حزب‌الله به این استراتژی بازگشته است؟

دلایل و نشانه‌های بازگشت به جنگ چریکی:

بازگشت به استراتژی جنگ چریکی، یک عقب‌نشینی نیست، بلکه یک «تغییر تاکتیکی هوشمندانه» برای مقابله با برتری تکنولوژیک دشمن است. اساساً حزب الله لبنان در قامت یک گروه نظامی سازمان یافته، از متبهرترین سازمان‌های نظامی در جهان به شمار می‌رود که در بکارگیری تاکتیک‌های جنگ چریکی و پارتیزانی تجارب گسترده‌ای دارد و در واقع این سبک جنگ از مزیت‌ها و قابلیت‌های اصلی حزب الله محسوب می‌شود. لذا در ادامه دلایل اصلی این بازگشت را می‌توان در ۶ محور کلیدی خلاصه کرد:

۱افزایش قابلیت مانور و تحرک عملیاتی:

جنگ چریکی به حزب‌الله اجازه می‌دهد تا در تعداد عملیات‌ها از یک یا چند جبهه و سرعت بالا در وارد کردن ضربه و عقب‌نشینی دست برتر را در میدان جنگ از آن خود کند و ارتش صهیونیستی را در انجام واکنش و دفاع سردرگم  نماید.

این موضوع بویژه در شرایط برتری هوایی مطلق رژیم و پرواز مداوم پهپادهای شناسایی دشمن بر فرار منطقه عملیاتی بسیار کارآمدی دارد و کمک می‌کند تا رزمندگان مقاومت از شناسایی هوایی دشمن گریخته و در زمان و مکان مناسب، ضربات خود را وارد کنند.

تبدیل شدن اراضی جنوب لبنان و روستاهای مرزی به میدان اصلی جنگ کمک می‌کند تا نیروهای ورزیده و زبده یگان رضوان که توسط ساکنین محلی که به (منطقه اشنایی کامل دارند)حمایت می شوند با سرعت و تحرک بالا جابجا می‌شوند.

در همین رابطه شبکه 13 رژیم صهیونیستی اعتراف کرد که حزب‌الله با بازگشت به شیوه جنگ چریکی، موفق شده ارتش اسرائیل را تحت فشار گذاشته، تعقیب و فرسایش دهد.

۲تمرکز بر عملیات‌های کوچک اسارت‌گیری و گرفتن تلفات

حزب الله با ورود به جنگ چریکی به جای درگیری‌های سنگین و کلاسیک، تمرکزخود را بر عملیات‌های کوچک و هدفمند برای گرفتن اسیر و تحمیل تلفات بیشتر بر دشمن قرار داده است. این نوع عملیات‌ها هزینه‌های سیاسی و روانی سنگینی بر ارتش اشغالگر تحمیل می‌کند.

یکی از مهمترین نقاط اسیب پذیری ارتش صهیونیستی تلفات و دادن اسیر به دشمن است به صورتی که در کابینه و جامعه صهیونیستی ایجاد چنددستگی و اختلاف می‌کند. نمونه آشکار آن جنگ سال 2006 بود که پس از عملیات موفق حزب الله در خاک سرزمین‌ها اشغالی در ژوئیه همان سال روی داد. همچنین حافظه تاریخی صهیونیست‌ها از عملیات طوفان الاقصی و به اسارت رفتن تعداد زیادی از شهرک‌نشینان برای چندین ماه یادآور شکستی سنگین است که در صورت تکرار آن در جبهه شمال توسط حزب الله همانند بازگشت کابوسی وحشتناک خواهد بود.

علی رغم سانسور شدید ارتش آمارهای منتشر شده از تلفات و زخمی‌های رژیم نشان می‌دهد که راهکار جنگی حزب الله موفقیت آمیز بوده به صورتی که اوایل اردیبهشت وزارتخانه بهداشت رژیم بدون اشاره به آمار کشته‌ها اعلام کرد که تعداد زخمی‌های رژیم  در جبهه شمالی 596 نفر بوده که 178 مورد از آنها مربوط به بعد از آتش‌بس بوده است. در آخرین به روزرسانی ارتش اما این آمار تفاوت محسوسی داشت و اعلام شد که در مجموع تلفات نظامی این رژیم از اوایل ماه مارس به ۲۰ نفر رسیده است.

۳فشار روانی با ایجاد ناامنی دائمی

یکی از اهداف اصلی استراتژی جنگ چریکی حزب‌الله، از بین بردن آرامش نظامیان دشمن و وارد آوردن فشار سنگین روانی بر آنهاست. عملیات‌های پراکنده باعث ایجاد وحشت مداوم در کمپ‌ها و واحدهای گشتی می‌شود؛ وضعیتی که در آن نظامی دشمن هر لحظه در انتظار یک حمله ناگهانی است و این «نامنی دائمی»، توان رزمی و روانی آن‌ها را فرسایش می‌دهد و به افزایش انگیزه فرار از خدمت ترغیب می‌کند.

در این رابطه شبکه ۱۳ اعلام کرد حزب‌الله در دستیابی به این نتیجه موفق بوده و مبارزان حزب الله ارتش اسرائیل را تعقیب می‌کند، موجب تحلیل رفتن نظامیان اسرائیلی می شوند و به آنها ضربه می‌زنند.

همچنین روزنامه «هاآرتص» نیز اخیراً اعلام کرد که گزارش ارتش از افزایش شدید شمار سربازانی حکایت از ترک خدمت نظامی حکایت دارد و ۸۰ درصد این مساله نیز ناشی از مشکلات بهداشت روان است.

روزنامه هاآرتص ۵ اردیبهشت ماه نیز در گزارشی هشدار داد که جنگ، میلیون‌ها اسرائیلی را با آسیب‌های روانی در سطح آسیب‌شناختی مواجه کرده و بعد از جنگ میزان اختلالات شدید روانی در این رژیم به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است.

4کاهش وابستگی به سلاح‌های سنگین

در شرایطی که آسمان توسط پهپادها و جنگنده‌ها تحت کنترل دشمن است، استفاده از سلاح‌های سنگین می‌تواند هدف قرار گرفتن نیروها را تسهیل کند. بازگشت به جنگ چریکی، نیاز به تجهیزات سنگین را کاهش داده و بر سلاح‌های سبک، ضدتانک و ابزارهای کم‌حجم اما مرگبار تمرکز می‌کند.

در این خصوص می‌توان به عملکرد خیره کننده پهبادهای سبک فیبرنوری غیرقابل رهگیری و موشک‌ها ضدتانک که حتی سامانه تروپی تانک‌هاو نفربرهایی اسرائیلی نیز نتوانسته مانع از انهدام زره‌پوش‌ها شود، اشاره کرد.

۵بهره‌گیری از جغرافیا به عنوان سلاح

با توجه به عدم توازن قدرت نظامی کلاسیک، حزب‌الله از «جغرافیا به عنوان یک سلاح» استفاده می‌کند. در این مدل، محیط عملیات (تپه‌ها، روستاها و پوشش‌های گیاهی) به بخشی از سیستم دفاعی تبدیل می‌شود تا جنگ به یک فرآیند طولانی و فرسایشی تبدیل شود که در آن برتری تکنولوژیک دشمن معنایی ندارد.

۶ساختار فرماندهی جزیره‌ای

یکی از کلیدی‌ترین تغییرات، گذار از فرماندهی مرکزی به «هسته‌های جزیره‌ای فرماندهی میدانی» است. در این ساختار، هر واحد عملیاتی به صورت مستقل و با استقلال تصمیم‌گیری عمل می‌کند. این پراکندگی، کار عملیات شناسایی، تجسس و ضربات پیش‌دستانه دشمن را به شدت دشوار و بی‌اثر می‌کند؛ چرا که از بین رفتن یک هسته، کل شبکه را فلج نمی‌کند.

نتیجه‌گیری:

بازگشت حزب‌الله به جنگ چریکی، نشان‌دهنده درک عمیق این گروه از ماهیت جنگ‌های نامتقارن است. این استراتژی با هدف تبدیل میدان نبرد به یک "گودال مرگ" برای نیروهای اشغالگر و فرسایش تدریجی توان نظامی و روانی آن‌ها طراحی شده است؛ مسیری که در آن، قدرت برتری تکنولوژیک در برابر هوشمندیِ پراکنده و استقامتِ جریانی، توان مقابله ندارد.

منبع: الوقت

ارسال نظرات

captcha