پرسش و پاسخ

۱۸ خرداد ۱۴۰۵

استیصال ترامپ در دام خودساخته

استیصال ترامپ در دام خودساخته
رئیس جمهور آمریکا اکنون صرفا مختار است "نحوه شکست "خود در برابر ایران را انتخاب کند و قدرت جلوگیری از کلیت وقوع و تحقق آن را ندارد. حتی نزدیک‌ترین استراتژیست‌های آمریکایی به ترامپ نیز تصور وقوع چنین شکست ترکیبی و چندجانبه‌ای در برابر کشورمان را نداشتند.
کد خبر : 21602

تبیین:

رئیس جمهور آمریکا لحظات دشواری را سپری می کند! عدم دستیابی به اهداف تعیین شده در جنگ از یک سو و ناکامی در تحمیل الگو و مفاد مذاکرات به تهران از سوی دیگر، وی را بیش از پیش در بن بستی خودساخته گرفتار کرده است! هشدارهای مکرر مخابره شده از سوی اعضای ارشد حزب جمهوریخواه و افول محبوبیت این حزب و شخص ترامپ در نظرسنجی های سراسری، معنایی جز عدم اقناع افکار عمومی آمریکا در خصوص ادعاهای ساختگی و دروغین رئیس جمهور این کشور ندارد.کاخ سفید با توجه به شرایط کنونی، باید میان سه گزینه دست به انتخاب بزند: مذاکره و توافق با ایران، پایان دادن جنگ بدون توافق و استمرار جنگ. 

قدرمتقن این معادله مشخص است:انتخاب هر یک از این سه گزینه برای واشنگتن دشوار و هزینه ساز خواهد بود. اگر ترامپ گزینه نخست ( مذاکره و توافق با ایران ) را انتخاب کند، ناچار به عقب نشینی در قبال خطوط قرمزی است که تهران در دور نخست مذاکرات اسلام آباد نیز نسبت به آنها تاکید داشت.با گذشت بیش از دو هفته از مذاکرات اسلام آباد، هنوز گره های کور زیادی در این عرصه باقی مانده که به سادگی قابل باز شدن نیست! در توصیف و تشریح اختلافات جاری میان تهران و واشنگتن، همین بس که اکثر اختلافات مطروحه دارای جنس راهبردی-استراتژیک بوده و نمی توان از آن به مثابه یک اختلاف روبنایی و تاکتیکی یاد کرد! به عبارت بهتر، ساده سازی صحنه مذاکرات و طبیعی قلمداد کردن اختلافات موجود، آدرس غلطی است که نباید اسیر آن ( چه در بین افکار عمومی و چه در بین خواص) گردید.  

بر اساس داده‌ها و گزارش‌های منتشرشده از روند تحولات دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده، به‌ویژه در قالب «طرح 9ماده‌ایِ آمریکا» و «پیشنهاد 14بندیِ ایران»، می‌توان یک تصویر کلی از وضعیت فعلیِ میدان دیپلماسی را ترسیم کرد. مروری بر اختلافاتی که همچنان بین طرفین وجود دارد، در نوع خود قابل تامل است.اختلاف بر سر نحوه پایان جنگ، نحوه رفع تحریم های ضدایرانی، برنامه هسته ای ایران، وضعیت جدید ایجاد شده در تنگه هرمز و حمایت ایران از گروه های مقاومت در منطقه، مواردی هستند که کشورمان در خصوص آنها با طرف آمریکایی اختلافات مبنایی و عمده ای دارد.ضمن آنکه اساسا تهران با طرح مسئله هسته ای در مذاکرات ( آن هم در مرحله ای که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس ادامه دارد) کاملا مخالف است. معمولا صحنه مذاکره، متغیری وابسته به میدان جنگ است.از آنجا که واشنگتن در میدان جنگ به اهداف خود در تقابل با ایران دست پیدا نکرده و ناکام مانده است، اکنون مختصات میز مذاکره و مفاد آن را تهران تعیین می کند. اگر ترامپ بخواهد گزینه مذاکره و توافق با تهران را انتخاب کند، ناچار است به این واقعیت تن دهد. 

اگر ترامپ گزینه دوم، یعنی وضعیت خروج از جنگ بدون توافق را انتخاب کند، با حجم انبوه انتقادات افکار عمومی کشورش در قبال چرایی و ماهیت جنگ با ایران مواجه خواهد شد. نباید فراموش کرد که با استناد به میانگین نظرسنجی های سراسری انجام شده در آمریکا، تنها حدود 23 درصد از شهروندان این کشور با جنگ ایران موافق هستند! به عبارت بهتر، حتی ترامپ قدرت توجیه بخشی از بدنه جمهوریخواهان ( حزب متبوع خود) را در قبال این جنگ از دست داده است. در چنین شرایطی خروج بدون توافق از صحنه جنگ، برای ترامپ مترادف با یک شکست سهمگین خواهد بود. 

انتخاب گزینه سوم، یعنی ادامه جنگ نیز برای کاخ سفید، پنتاگون و سنتکام شدیدا هزینه ساز خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران در جریان 40 روز نبرد با دشمنان آمریکایی و صهیونیستی، سخت ترین ضربات ممکن را به پایگاه های آمریکایی در منطقه و اراضی اشغالی وارد ساخت. فراتر از آن، همان گونه که اشاره شد بسیاری از محاسبات میدانی و فرامتنی کاخ سفید و پنتاگون در جریان جنگ رمضان از سوی نیروهای مسلح و مردم ایران به چالش کشیده شد. اتصال محکم میدان و خیابان نقش به سزایی در شکل دهی این معادله ایفا کرد.

درنهایت اینکه رئیس جمهور آمریکا اکنون صرفا مختار است "نحوه شکست "خود در برابر ایران را انتخاب کند و قدرت جلوگیری از کلیت وقوع و تحقق آن را ندارد. حتی نزدیک ترین استراتژیست های آمریکایی به ترامپ نیز تصور وقوع چنین شکست ترکیبی و چندجانبه ای در برابر کشورمان را نداشتند.

ارسال نظرات

captcha