پرسش و پاسخ

۱۸ خرداد ۱۴۰۵
20 ارديبهشت 1405 - 17:01

کلید پیروزی در نبرد‌های نوین اقتصادی چیست؟

کلید پیروزی در نبرد‌های نوین اقتصادی چیست؟
دشمن به دنبال آن است که با بالا بردن هزینه‌های اقتصادی و فشار‌های اجتماعی ناشی از وضعیت پایدار «نه جنگ و نه صلح»، فشار مضاعفی را بر اراده ملی و حاکمیت کشور وارد آورد. قصد اصلی و استراتژیک دشمن در این مرحله، ایجاد جهش در نرخ تورم، کاهش محسوس درآمد‌های پایدار دولت و ایجاد کمبود مصنوعی در کالا‌های اساسی و اقلام ضروری مورد نیاز مردم است
کد خبر : 21600

تبیین:

عناوینی نظیر رفاه، توسعه‌یافتگی، قدرت اقتصادی و پیشرفت، از جمله واژگانی هستند که به‌طور معمول برای معرفی نظام‌های اقتصادی موفق یا تمجید از عملکرد آنها در ادبیات بین‌الملل مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این حال، جایگاه واقعی و اقتدار بنیادین یک اقتصاد صرفاً در ارقام مربوط به میزان توسعه، نرخ رشد اقتصادی، یا سرانه درآمد ناخالص ملی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در دنیای پرچالش امروز، مفاهیمی همچون «تاب‌آوری»، «مقاومت‌محوری» و «درون‌زایی» یک اقتصاد، حتی از اهمیت و وزن بیشتری نسبت به شاخص‌های کلاسیک توسعه برخوردار هستند.

به‌بیان دقیق‌تر، بسیار محتمل است که شاخص‌های رفاه ظاهری در جامعه‌ای بالا به‌نظر برسد، اما به‌واسطه وابستگی شدید آن اقتصاد به متغیرهای خارجی، این رفاه دارای ریشه‌های درون‌زا و بومی نباشد؛ در نتیجه چنین اقتصادی با کوچک‌ترین تکانه بین‌المللی یا اتفاق سیاسی دچار خدشه و فروپاشی می‌شود. این موضوعی است که به‌وضوح در ساختار اقتصادی بسیاری از کشورهای منطقه قابل مشاهده است. از همین رو، طی یک الی دو دهه اخیر، عناوینی همچون درون‌زایی اقتصادی، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، تاب‌آوری اقتصادی و خودکفایی، در فضای نخبگانی و اجرایی اقتصاد ایران بسیار مطرح بوده است.

تقابل با راهبرد دشمن در محاصره دریایی و جنگ رمضان

دفاع مقدس سوم، که به «جنگ رمضان» موسوم گشته است، در تاریخ ۹ اسفندماه سال ۱۴۰۴ با تجاوزات گسترده هوایی و حملات موشکی رژیم خبیث آمریکا و صهیونیست‌ها علیه خاک ایران آغاز شد و قریب به ۴۰ روز به طول انجامید. پس از این دوره، ما شاهد یک آتش‌بس موقت دوهفته‌ای و سپس تمدید مجدد آن توسط طرف آمریکایی بودیم که البته با عهدشکنی‌های مکرر آن‌ها و برقراری یک محاصره دریایی غیرقانونی و ظالمانه همراه شد. تمامی این شرایط به‌وضوح نشان می‌دهد که کشور هم‌اکنون در یک وضعیت جنگی تمام‌عیار به‌سر می‌برد و هدف غایی و اصلی از این محاصره نیز، مستقیماً ضربه زدن به بنیان‌های اقتصادی و به مخاطره انداختن امنیت غذایی کشور بوده است.

در واقع دشمن به دنبال آن است که با بالا بردن هزینه‌های اقتصادی و فشارهای اجتماعی ناشی از وضعیت پایدار «نه جنگ و نه صلح»، فشار مضاعفی را بر اراده ملی و حاکمیت کشور وارد آورد. قصد اصلی و استراتژیک دشمن در این مرحله، ایجاد جهش در نرخ تورم، کاهش محسوس درآمدهای پایدار دولت و ایجاد کمبود مصنوعی در کالاهای اساسی و اقلام ضروری مورد نیاز مردم است؛ تا از این طریق عملاً موجبات ایجاد و گسترش نارضایتی‌های اجتماعی و معیشتی را میان آحاد مردم فراهم کند.

پایداری زنجیره تأمین کالا در میانه آزمون‌های سخت جنگی

با وجود این نقشه‌ها، جمهوری اسلامی ایران به‌واسطه تجربه اندوخته‌شده از سال‌های متمادی تحریم، دوران جنگ تحمیلی و فشارهای خردکننده اقتصادی، اکنون به سطحی از خوداتکایی و انعطاف‌پذیری ساختاری رسیده است که اقتصاد ایران را در زمره معدود اقتصادهای مقاوم و مستحکم در برابر شوک‌های ناگهانی بیرونی قرار می‌دهد. این تجربه انباشته تاریخی، نه‌تنها موجب تقویت زیرساخت‌های فیزیکی برای تأمین کالاهای اساسی شده، بلکه الگوی رفتاری و روانی جامعه را نیز با شرایط خاص و بحرانی تطبیق داده است.

باید توجه داشت که اقتصاد در شرایط جنگی، بیش از هر زمان دیگری در معرض آزمون‌های سخت، پیچیده و تعیین‌کننده قرار می‌گیرد؛ آزمونی که در آن میزان آمادگی دقیق ساختارهای داخلی، ظرفیت‌های تولید واقعی و از همه مهم‌تر، سطح تاب‌آوری اجتماعی و پایداری اقتصادی یک کشور مورد سنجش قرار می‌گیرد. در چنین فضای ملتهبی، کشورهایی موفق‌تر و مقتدرانه‌تر عمل می‌کنند که توانایی تأمین نیازهای پایه و اساسی مردم خود را بدون وابستگی جدی به منابع خارجی داشته باشند و هم‌زمان بتوانند ثبات نسبی را در بازارهای داخلی حفظ کنند. اگرچه در هفته‌های اخیر شاهد نوسانات و افزایش قیمت برخی کالاها بوده‌ایم—که البته بخشی از این موضوع صرفاً به شاخص‌های کلان اقتصاد و تصمیمات مدیریتی پیشین بازمی‌گردد و منحصراً مربوط به پدیده جنگ نیست—اما پایداری و تداوم زنجیره تأمین کالاهای اساسی در سراسر کشور، واقعیتی انکارناپذیر است که باید به آن اذعان کرد و به این حجم از ایستادگی افتخار نمود.

مدیریت جهادی بنادر و تداوم جریان شریان‌های حیاتی

در همان نخستین روزهای آغاز حملات جنگی آمریکا و اسرائیل به ایران، یکی از کلیدی‌ترین و مهم‌ترین دغدغه‌های سیاست‌گذاران و مدیران ارشد اقتصادی، جلوگیری از هرگونه اختلال در فرآیند تأمین کالاهای اساسی و تضمین تداوم فعالیت واحدهای تولیدی بود؛ چرا که این واحدها به‌طور مستقیم با معیشت خانوارها و ثبات روانی بازار ارتباط دارند. در همین چارچوب، تمامی دستگاه‌های مرتبط با این امر، از جمله وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت صمت، وزارت جهاد کشاورزی و سایر نهادهای نظارتی، مجموعه‌ای گسترده از اقدامات نظارتی، عملیات اجرایی و هماهنگی‌های فشرده میان‌دستگاهی را در دستور کار فوری خود قرار دادند.

بر اساس آمارهای رسمی و گزارش‌های میدانی، از ابتدای آغاز این دوره بحرانی، بیش از ۵۰ هزار تن کالای استراتژیک و اساسی شامل انواع غلات، ذرت، جو، سویا، کنجاله و روغن‌های خوراکی به مقصد بنادر اصلی ایران بارگیری و ارسال شده است. همچنین، با هدف تسریع در فرآیندهای انتقال و جلوگیری از هرگونه وقفه احتمالی در تأمین اقلام حیاتی، بیش از ۴۰ سفر دریایی به‌صورت کاملاً منظم و تحت پروتکل‌های امنیتی، برنامه‌ریزی، مدیریت و با موفقیت اجرا شده است؛ به‌نحوی که با تدابیر هوشمندانه صورت‌گرفته، هیچ‌گونه کمبودی در کالاهای اساسی در سطح فروشگاه‌ها و انبارهای کشور مشاهده نشده و جریان تأمین کالا به‌صورت مستمر ادامه یافته است.

تجربه تاریخی؛ سرمایه‌ای برای پیروزی در نبرد اراده‌ها

به نظر می‌رسد علاوه بر قدرت و توان نظامی خیره‌کننده ایران که تعجب تمامی تحلیلگران بین‌المللی و دوست و دشمن را به‌واسطه مقاومت جانانه برانگیخته است، تاب‌آوری اقتصادی کشور نیز همپای توان نظامی، منجر به ایجاد «دست برتر» برای کشور در این جنگ شده است. در واقع، عبور سرافرازانه از جنگ تحمیلی ۸ ساله، تجربه جنگ ۱۲ روزه و تحمل سال‌ها تحریم ظالمانه، اکنون به یک سرمایه ارزشمند از تجربه، دانش مدیریتی و آمادگی روانی برای اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ تجربه‌ای که هم در سطوح عالی مدیریتی و هم در میان توده‌های مردم شکل گرفته و در نهایت به افزایش معنادار تاب‌آوری عمومی انجامیده است.

نمی‌توان این واقعیت علمی را نادیده گرفت که عموماً در تمام نقاط دنیا، در شرایط جنگی، الگوی مصرف و رفتارهای اقتصادی جامعه درگیر با تنش دچار تغییرات بنیادین می‌شود؛ به طوری که اولویت‌ها در آن جامعه از سمت کالاهای لوکس و غیرضروری به سمت نیازهای اولیه و اساسی سوق می‌یابد. عموماً اقتصادهای درگیر نبرد به واسطه جهش ناگهانی تقاضا و کاهش اجباری عرضه، همواره با چالش‌های بزرگی در این حوزه‌ها مواجه می‌شوند؛ چالش‌هایی که اقتصاد ایران عملاً به‌طرز مقتدرانه‌ای با آن‌ها مواجه شده و با تکیه بر توان داخلی، از این پیچ تاریخی با موفقیت عبور کرده است. این ثبات در میانه طوفان، نشان‌دهنده پویایی و قدرت درونی اقتصادی است که ریشه در خاک خود دارد.

ارسال نظرات

captcha