پرسش و پاسخ

۱۸ خرداد ۱۴۰۵
19 ارديبهشت 1405 - 11:43

آیا حزب‌الله معادله «حیفا-ضاحیه» را تغییر می‌دهد؟

آیا حزب‌الله معادله «حیفا-ضاحیه» را تغییر می‌دهد؟
حملات حزب‌الله به شهرک‌های شمالی بخشی از تحول در دکترین بازدارندگی آن محسوب می‌شود که با هدف ایجاد ناامنی، فشار اقتصادی و تنش اجتماعی در اسرائیل سعی دارد معادله سنتی «حیفا ـ ضاحیه» را تغییر داده و شمال سرزمینهای اشغالی را به کانون فشار مستمر تبدیل کند.
کد خبر : 21593

تبیین:

با تشدید درگیری‌ها در جبهه شمالی سرزمینهای اشغالی، حملات انتقام‌ جویانه حزب‌الله لبنان علیه مواضع و شهرک‌های صهیونیست‌نشین وارد مرحله‌ای تازه شده که تنها به تبادل آتش محدود نشده و نشانه‌های یک تحول راهبردی در نوع مواجهه مقاومت با رژیم صهیونیستی را آشکار می‌کند.

افزایش دامنه عملیات‌های موشکی و پهپادی و تمرکز بر مناطق شمالی، این تصور را تقویت کرده که حزب‌الله در حال بازتعریف الگوی جدیدی از بازدارندگی است که پیشتر بر پایه معادله مشهور «ضاحیه ـ حیفا» بنا شده بود.

پس از جنگ دوماهه حزب‌الله و ارتش صهیونیستی در سال 2024، این الگو به ستون اصلی توازن تهدید میان دو طرف تبدیل شد. بر این اساس، اگر ارتش صهیونیستی ضاحیه جنوبی بیروت یا زیرساخت‌های حیاتی لبنان را هدف قرار دهد، حزب‌الله نیز حیفا و مراکز مهم شمال سرزمنیهای اشغالی را زیر آتش خواهد گرفت. همین تهدید متقابل باعث شد تل‌آویو در محاسبات خود درباره هرگونه جنگ گسترده با لبنان محتاط باشد، زیرا می‌دانست جبهه داخلی‌ آن به‌ویژه در شمال آسیب‌پذیری بالایی دارد.   

با این حال، تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که مقاومت لبنان اکنون به برداشت تازه‌ای از مفهوم بازدارندگی رسیده است. در الگوی جدید، صِرف وارد کردن ضربه متقابل نظامی دیگر کافی نیست بلکه فرسایش تدریجی امنیت، اقتصاد و روحیه اجتماعی در داخل اراضی اشغالی اهمیت بیشتری یافته است. به بیان دیگر، حزب‌الله به این نتیجه رسیده که نگه داشتن مناطق شمالی در وضعیت ناامنی و بی‌ثباتی می‌تواند فشار مؤثرتری نسبت به حملات محدود به عمق سرزمین‌های اشغالی ایجاد کند.

نخستین عامل در این بازنگری نظامی، آسیب‌پذیری ذاتی مناطق شمالی است. برخلاف تل‌آویو و مناطق مرکزی که از لایه‌های دفاعی متراکم‌تر و عمق راهبردی بیشتری برخوردارند، شهرک‌های شمالی به دلیل نزدیکی جغرافیایی به مرز لبنان مستقیماً در تیررس موشک‌ها و پهپادهای حزب‌الله قرار دارند و همین مسئله فرصت واکنش را برای سامانه‌های پدافندی کاهش می‌دهد.‏

در چنین شرایطی حتی حملات محدود نیز می‌تواند اثر روانی گسترده‌ای برجای بگذارد. از اینرو، هدف اصلی بسیاری از عملیات‌های اخیر حزب‌الله تنها وارد کردن خسارت فیزیکی نبوده بلکه ایجاد احساس ناامنی مداوم در میان ساکنان شمال بوده است، وضعیتی که شهرک‌نشینان احساس کنند حتی بدون آغاز یک جنگ فراگیر نیز هر لحظه امکان حمله وجود دارد.

این حس ناامنی به‌ تدریج به بخشی از زندگی روزمره ساکنان شمال تبدیل شده و همین مسئله فشار روانی قابل توجهی بر جامعه صهیونیستی وارد کرده است. در این شرایط، صدها هزار نفر به ‌دلیل نگرانی از حملات حزب‌الله ناچارند ساعاتی از روز را در پناهگاه‌ها بگذرانند، وضعیتی که نظم زندگی روزمره را مختل کرده است.

آوارگی شهرک‌نشینان

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت، گسترش آوارگی در داخل سرزمین‌های اشغالی است و طی ماه‌های گذشته هزاران نفر از ساکنان شهرک‌های مرزی خانه‌های خود را ترک کرده‌اند و این مسئله تنها یک بحران امنیتی نیست، بلکه به یک معضل سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است. آویخای اشترن، شهردار کریات شمونه پیشتر با اشاره به فرار ساکنان این شهر به علت حملات موشکی گفته بود:«با این وضعیت ده نفر هم در این شهر باقی نخواهند ماند و نخستین بار در تاریخ اسرائیل خواهد بود که یک شهر تخلیه می‌شود».

رهبران حزب‌الله از جمله شهید سیدحسن نصرالله، دبیرکل سابق حزب‌الله بارها در سخنرانی‌های خود بر این موضوع تأکید کرده‌اند که در جنگ تمام عیار با دشمن صهیونیستی، صدها هزار شهرک‌نشین آواره خواهند شد، سناریویی که اکنون نشانه‌های تحقق تدریجی آن در مناطق شمالی قابل مشاهده است.

آوارگی شهرک‌نشینان شمالی نوعی پاسخ متقابل به فشارهایی است که رژیم صهیونیستی سالها علیه مردم جنوب لبنان به ویژه ضاحیه جنوبی اعمال می‌کرد. تل‌آویو همواره تلاش داشت با تهدید به تخریب مناطق مسکونی، شهروندان لبنانی را تحت فشار قرار دهد و اکنون مقاومت همان معادله را به داخل اراضی اشغالی منتقل کرده است.

این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که جامعه صهیونیستی نسبت به امنیت داخلی حساسیت بسیار بالایی دارد، زیرا احساس ناامنی و مهاجرت معکوس می‌تواند تبعاتی فراتر از میدان نبرد داشته باشد و مشروعیت سیاسی دولت بنیامین نتانیاهو را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

ابعاد سیاسی تمرکز حزب‌الله بر مناطق شمالی

نکته مهم دیگر ابعاد سیاسی بحران در داخل اراضی اشغالی است. بخش مهمی از شهرک‌نشینان شمالی از جریان‌های راست‌گرای افراطی و حامیان اصلی کابینه نتانیاهو به شمار می‌روند و این گروه‌ها در انتخابات‌ اخیر نقش مهمی در قدرت گرفتن ائتلاف راست افراطی داشتند و بسیاری از چهره‌های کلیدی کابینه از جمله بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی ارتباط نزدیکی با جریان شهرک‌نشین دارند.

در چنین شرایطی، ناتوانی ارتش در تأمین امنیت این مناطق می‌تواند به شکاف جدی در درون کابینه منجر شود. بنابراین، نتانیاهو اکنون در موقعیتی دشوار قرار گرفته است، از یکسو جریان‌های راست‌گرا او را برای واکنش شدیدتر علیه حزب‌الله تحت فشار قرار می‌دهند و از سوی دیگر، ورود به جنگی تمام‌عیار در لبنان می‌تواند هزینه‌های سنگینی بر تل‌آویو تحمیل کند. در واقع، مقاومت لبنان با هدف قرار دادن شمال، تنها به دنبال آسیب نظامی نیست بلکه می‌خواهد میان ارتش، دولت و حامیان سیاسی کابینه شکاف ایجاد کند.

ابعاد اجتماعی این بحران نیز کمتر از جنبه‌های امنیتی و سیاسی نیست. اسکان هزاران آواره در مناطق مرکزی و جنوبی  در پی ادامه جنگ در جبهه لبنان، فشار اقتصادی قابل توجهی وارد خواهد کرد. افزایش تقاضا برای مسکن، بالا رفتن اجاره‌بها، فشار بر خدمات عمومی و رشد هزینه‌های دولت بخشی از پیامدهای این وضعیت است.

همزمان، هزینه‌های نظامی سنگین جنگ غزه و درگیری‌های منطقه‌ای، اقتصاد اسرائیل را با فشار مضاعف مواجه کرده است. بنابراین، دولت برای تأمین هزینه‌های امنیتی و اسکان موقت ساکنان شمال، ناچار به افزایش بودجه نظامی و احتمالاً افزایش مالیات‌ها خواهد شد که می‌تواند نارضایتی عمومی را تشدید کند.

حزب‌الله به ‌خوبی می‌داند که جامعه صهیونیستی به مسائل اقتصادی و معیشتی حساسیت بالایی دارد و به سرعت نسبت به فشارهای مالی واکنش نشان می‌دهد، واقعیتی که در دو سال گذشته با برگزاری اعتراضات گسترده شهرک‌نشینان علیه سیاستهای نتانیاهو و پیامدهای اقتصادی ناشی از جنگ‌های منطقه‌ای به ‌وضوح دیده شده است.

از اینرو، بخشی از راهبرد جدید مقاومت مبتنی بر انتقال هزینه جنگ از میدان نبرد به زندگی روزمره شهروندان اسرائیلی است و اگر ناامنی در شمال ادامه یابد، شکاف‌های اجتماعی و طبقاتی در سرزمینهای اشغالی نیز عمیق‌تر خواهد شد.

فشار اقتصادی 

در کنار این مسائل، نباید از اهمیت اقتصادی مناطق شمالی غافل شد. مناطقی مانند الجلیل، کریات شمونه بخش مهمی از تولیدات کشاورزی، دامداری و برخی از صنایع رژیم صهیونیستی را در خود جای داده‌اند و ادامه حملات حزب‌الله و تخلیه شهرک‌ها موجب کاهش فعالیت مزارع، تعطیلی برخی واحدهای تولیدی و اختلال در زنجیره تأمین خواهد شد.

گزارش‌های منتشرشده طی ماه‌های اخیر از کاهش تولید محصولات کشاورزی و آسیب به برخی زیرساخت‌های اقتصادی در شمال حکایت دارد. این روند می‌تواند در آینده به افزایش قیمت مواد غذایی و رشد تورم در داخل اراضی اشغالی منجر شود که در کنار کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و هزینه‌های سنگین جنگ، فشار مضاعفی بر اقتصاد این رژیم وارد خواهد کرد.

بنابراین، مقاومت لبنان به این جمع‌بندی رسیده که مهم‌ترین نقطه ضعف تل‌آویو نه صرفاً مراکز نظامی بلکه شکنندگی جامعه و حساسیت بالای آن نسبت به امنیت و معیشت است.

البته این تحول به معنای کنار گذاشتن کامل معادله «ضاحیه ـ حیفا» نیست و حزب‌الله همچنان توانایی هدف قرار دادن عمق سرزمین‌های اشغالی را حفظ کرده و این ظرفیت بخشی از قدرت بازدارندگی آن باقی مانده است اما آنچه تغییر کرده، شیوه استفاده از این قدرت و اولویت‌بندی اهداف است. این تغییر، بخشی از تجربه‌ای است که حزب‌الله طی سالهای اخیر از جنگ‌های مستقیم، تحولات غزه و رفتار جامعه صهیونیستی به دست آورده است.

در مجموع، حملات اخیر مقاومت لبنان به شهرکهای شمالی تنها واکنشی نظامی به اقدامات رژیم صهیونیستی نیست بلکه بخشی از یک تحول عمیق‌تر در دکترین بازدارندگی حزب‌الله محسوب می‌شود. هدف اصلی این راهبرد، گرفتار کردن اسرائیل در چرخه‌ای از ناامنی، فشار اقتصادی و تنش اجتماعی است که در صورت تداوم ممکن است معادله سنتی «حیفاـ ضاحیه» را وارد مرحله‌ای تازه کند که در آن، ناامنی مزمن شمال اراضی اشغالی به مهمترین ابزار فشار مقاومت تبدیل خواهد شد.

منبع: الوقت

ارسال نظرات

captcha