پرسش و پاسخ

ایران «دست و پا نمی‌زند» - در حال اجرای یک استراتژی ریسک قهری است

ایران «دست و پا نمی‌زند» - در حال اجرای یک استراتژی ریسک قهری است
ایران ابتدا تأسیسات نظامی میزبان نیرو‌های آمریکایی (پایگاه‌های الظفره، العدید، عریفیجان و ستاد ناوگان پنجم) را با تمرکز بر رادار‌های دفاع موشکی و گره‌های ارتباطی هدف قرار داد، سپس به زیرساخت‌های غیرنظامی (فرودگاه‌ها، بنادر، هتل‌ها و مراکز داده) گسترش یافت و در نهایت زیرساخت‌های انرژی را درگیر کرد. حمله به پالایشگاه راس تنوره عربستان، تأسیسات ذخیره‌سازی سوخت فجیره امارات و مجتمع ال‌ان‌جی راس لفان قطر (بزرگترین مجتمع گاز طبیعی جهان) باعث افزایش ۷۶ درصدی قیمت گاز اروپا در یک هفته و عبور نفت از مرز ۱۱۰ دلار شد.
کد خبر : 21578

نویسنده: خواکین ماتامیس  

اندیشکده: مرکز استیمسون (Stimson Center) – ایالات متحده آمریکا

پیت هگزت، وزیر دفاع آمریکا، حملات یک‌هفته‌ای ایران در خلیج فارس را «بی‌پروا» بودن سپاه پاسداران خواند، اما این تحلیل اشتباه و خطرناک است. کارزار تهران نه ناشی از ناامیدی، بلکه اجرای دقیق «استراتژی ریسک» توماس شلینگ است که در آن خطر مشترک به‌طور عمدی دستکاری می‌شود تا طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کند. ایران با گسترش درگیری و افزایش هزینه‌های اقتصادی و سیاسی، قصد دارد دولت‌های خلیج فارس، بازارهای جهانی و در نهایت واشنگتن را مجبور به توقف کارزار کند. بررسی ده روز اول جنگ نشان می‌دهد تهران بیش از ۷۵۰ موشک و ۲۰۰۰ پهپاد شلیک کرده که تنها ۱۸۰ فروند آن اسرائیل را هدف قرار داده، در حالی که امارات به تنهایی بیش از ۱۴۰۰ پهپاد، ۲۶۰ موشک بالستیک و هشت موشک کروز دریافت کرده است. این اختلاف نشان‌دهنده انتخاب استراتژیک است: ایران ابتدا تأسیسات نظامی میزبان نیروهای آمریکایی (پایگاه‌های الظفره، العدید، عریفیجان و ستاد ناوگان پنجم) را با تمرکز بر رادارهای دفاع موشکی و گره‌های ارتباطی هدف قرار داد، سپس به زیرساخت‌های غیرنظامی (فرودگاه‌ها، بنادر، هتل‌ها و مراکز داده) گسترش یافت و در نهایت زیرساخت‌های انرژی را درگیر کرد. حمله به پالایشگاه راس تنوره عربستان، تأسیسات ذخیره‌سازی سوخت فجیره امارات و مجتمع ال‌ان‌جی راس لفان قطر (بزرگترین مجتمع گاز طبیعی جهان) باعث افزایش ۷۶ درصدی قیمت گاز اروپا در یک هفته و عبور نفت از مرز ۱۱۰ دلار شد.

 

هر دسته از اهداف، هدف قهری متمایزی دارد: حمله به تأسیسات نظامی خطر را برای پرسنل آمریکایی افزایش می‌دهد، حمله به فرودگاه‌ها و بنادر به دولت‌های خلیج فارس پیام می‌دهد که میزبانی از نیروهای آمریکا پیامدهای اقتصادی مستقیم دارد، و اختلال در زیرساخت‌های نفت و گاز هشدار می‌دهد که هزینه‌های جنگ محلی نخواهد ماند. کشورهای خلیج فارس نقطه فشار مناسبی هستند زیرا دقیقاً رزمنده نیستند؛ رهبران آنها پیش از درگیری به واشنگتن هشدار داده بودند که خاک آنها نباید برای عملیات تهاجمی استفاده شود، اما اکنون در جنگی گرفتار شده‌اند که نه انتخاب کرده‌اند و نه از آن حمایت کرده‌اند. اقتصاد آنها با کاهش همزمان درآمدهای هیدروکربنی، کشتیرانی، گردشگری و هوانوردی روبروست و ارتش‌هایشان رهگیرها را با سرعت بالا مصرف می‌کنند. رهبران خلیج فارس علناً خواستار کاهش تنش شده‌اند که دقیقاً همان چیزی است که ایران روی آن حساب کرده است. برخی تحلیلگران معتقدند حملات ایران نتیجه معکوس می‌دهد و کشورهای خلیج فارس را به واشنگتن نزدیک‌تر می‌کند، اما عدم تقارن منافع این منطق را محدود می‌کند: در حالی که برای کشورهای خلیج فارس این جنگ موجودیتی نیست و اقتصاد، اعتبار و تصویر ثبات آنها در معرض خطر است که فشار را به سمت کاهش تنش سوق می‌دهد. تهران هنوز کارت‌هایی دارد که بازی نکرده است: تأسیسات فرآوری نفت بقیق عربستان آسیب‌پذیر است، حملات گسترده به کارخانه‌های نمک‌زدایی می‌تواند آب آشامیدنی ده‌ها میلیون نفر را تهدید کند، و ایران طبق گزارش‌ها تقریباً دوازده مین در تنگه هرمز کار گذاشته که با هزاران مین موجود می‌تواند بسته شدن مداوم تنگه را به احتمال واقعی تبدیل کند و واشنگتن را با دوراهی وحشتناک روبرو کند: تلاش برای بازگشایی تحت آتش شدید با هزینه قابل توجه یا پذیرش بسته شدن طولانی مدت که معکوس کردن آن هفته‌ها یا ماه‌ها طول می‌کشد. نادیده گرفتن کارزار تهران به عنوان اقدام بی‌ملاحظه، برداشت بدی از وضعیت است و خطر اشتباه در محاسبه اتفاقات بعدی را به همراه دارد.

ارسال نظرات

captcha