پرسش و پاسخ

پنجشنبه ؛ 24 ارديبهشت 1405

استراتژی نظامی پیچیده و گیج کننده ایران در تنگه هرمز

استراتژی نظامی پیچیده و گیج کننده ایران در تنگه هرمز
قدرت‌نمایی ایران در تنگه هرمز و ناکامی «پروژه آزادی» نشان داد موازنه قدرت در خلیج فارس بسیار پیچیده‌تر از آن است که با اقدامات یکجانبه قابل تغییر باشد و تهران با بهره‌گیری از راهبردی ترکیبی و غیرقابل پیش‌بینی، توانسته نقش و نفوذ خود را در این آبراه تثبیت کند.
کد خبر : 21568

تبیین:

طرح ادعایی ترامپ در تنگه هرمز، موسوم به «پروژه آزادی» در نخستین روز اجرای آن با سد محکم نیروهای مسلح ایران روبه رو شد و به نتیجه مورد انتظار نرسید. گزارش‌ها نشان می‌دهد ناوهای آمریکایی روز دوشنبه اقداماتی محدود برای ورود به خلیج فارس و تأمین مسیر امن عبور کشتی‌ها انجام دادند که با واکنش سریع و قاطع نیروهای مسلح ایران مواجه شد.

رسانه‌های غربی از جمله بلومبرگ و گاردین در گزارش‌ خود اعتراف کردند که با وجود اجرای طرح ترامپ، وضعیت عبور و مرور در تنگه هرمز تغییر نکرده و این آبراه همچنان تحت کنترل ایران قرار دارد.

این واکنش قدرتمند نیروهای دریایی ایران، بویژه شلیک موشک‌ها و پهپادها علیه ناوچه‌های آمریکا، به احتمال زیاد موجب غافلگیری و تحیر مقامات کاخ سفید شده است. احتمالاً ترامپ که نشان داده در صدور دستور نزدیک شدن کشتی‌ها و جنگی آمریکا به آب‌های ایران بسیار محتاطانه عمل می‌کند، طبق ارزیابی‌هایی که او بارها از نابودی کامل قدرت دریایی ایران به زبان آورده؛ در صدور دستور عملیات اسکورت کشتی‌ها نگرانی چندانی از امکان واکنش سخت سپاه و ارتش نداشته است.

در واقع، ارزیابی‌های اولیه و گزارش‌ مقامات پنتاگون به کاخ سفید، این تصور را برای ترامپ ایجاد کرده بود که نیروی دریایی ایران در نتیجه حدود چهل روز حملات هوایی به‌طور کامل از کار افتاده و توان مقابله مؤثر با یک عملیات گسترده دریایی را نداردهمچنین ترامپ چندین بار از نابودی توان ایران برای مین ریزی در مسیر تنگه هرمز لاف‌زنی کرده بود.

این در حالی است که با شکست طرح محاصره دریایی ایران در رسیدن به نتیجه مطلوب، یعنی به زانو درآوردن تهران زیر بار فشار اقتصادی، ترامپ دیگر بسته ماندن تنگه هرمز را غیرقابل تحمل می‌دید و با هدف از بین بردن این اهرم فشار قدرتمند ایران دستور بازگشایی از طریق زور را صادر کرد. اهرم فشاری که توانست با فشردن گلوگاه انرژی جهان، هم ترامپ را وادار به توقف حمله و پیشنهاد آتش‌بس کند و هم برگه قدرتمندی بر روی میز مذاکره در گفتگوهای اسلام آباد 1 برای تحمیل شرایط ایران به آمریکا باشد.

با این حال اکنون این سوال و ابهام برای بسیاری وجود دارد که ایران با چه استراتژی، ابزارها و ترفندهایی نمایش درخشان روز گذشته در تنگه هرمز را رقم زد و بار دیگر حیثیت قدرت دریایی آمریکا را به سخره گرفت؟

 

گزینه‌های استراتژیک ایران

اقتدار نظامی در تنگه هرمز نشان داد که ایران از استراتژی پیشرفته و چندلایه بهره می‌برد که توان اثرگذاری بر معادلات امنیتی منطقه را دارد و در صورت ضرورت می‌تواند برای طرف‌های مقابل هزینه‌ساز و بازدارنده باشد.

نخستین عامل قدرت ایران، موقعیت جغرافیایی آن است که با قرار گرفتن در یکی از حساس‌ترین نقاط جهان، مزیت‌های قابل‌توجهی در زمینه کنترل و اثرگذاری بر آبراه‌های راهبردی به این کشور می‌بخشد. خط ساحلی ایران در جنوب در امتداد خلیج فارس تا دریای عمان حدود 2240 کیلومتر برآورد می‌شود، طولی گسترده که امکان استقرار، پراکندگی و تحرک نیروهای نظامی را در نقاط مختلف فراهم می‌کند. این گستردگی باعث می‌شود که هرگونه تهدید خارجی با جبهه‌ای وسیع و چندلایه مواجه شود و امکان تمرکز دشمن بر یک نقطه خاص به حداقل برسد.

یکی دیگر از مزیت‌های کلیدی جغرافیایی، در اختیار داشتن جزایر متعدد در این پهنه آبی است. جزایر استراتژیک نزدیک به تنگه هرمز نقش پایگاه‌های طبیعی و پیشرفته را ایفا می‌کنند و استقرار تجهیزات راداری، موشکی و دیده‌بانی در این جزایر به ایران امکان می‌دهد که نظارت دائمی و دقیقی بر تحرکات دریایی داشته باشد. همچنین این جزایر می‌توانند به عنوان نقاط پشتیبانی لجستیکی و عملیاتی برای قایق‌های تندرو و سایر واحدهای دریایی مورد استفاده قرار گیرند که این امر انعطاف‌پذیری عملیاتی را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، ناهمواری‌های ساحلی ایران و ساختار زمین‌شناسی آن شرایطی ایجاد کرده که برای عملیات دفاعی بسیار مناسب است. سواحل ایران در بسیاری از نقاط دارای بریدگی‌ها و ارتفاعات مشرف به دریا هستند که امکان استتار و استقرار تجهیزات را فراهم می‌کند و این ویژگی‌ها باعث می‌شود شناسایی و هدف قرار دادن این مواضع برای دشمن بسیار دشوارتر شود.

در کنار این موارد، عمق بیشتر آب در سمت ساحلی ایران نسبت به برخی سواحل جنوبی خلیج فارس نیز یک مزیت مهم دیگر محسوب می‌شود. مسیرهای اصلی کشتیرانی به دلیل همین عمق مناسب در نزدیکی سواحل کشورمان قرار دارند که این موضوع به تهران امکان می‌دهد اشراف عملیاتی بیشتری بر عبور و مرور کشتی‌ها داشته باشد و در صورت لزوم، کنترل مؤثرتری بر این مسیرها اعمال کند.

دست پُر نیروی دریایی ایران

در عرصه قدرت دریایی هم برخلاف ادعاهای ترامپ، ایران قابلیتهای زیادی در اختیار دارد که با استفاده از آنها تاکنون توانسته کشتیرانی در تنگه هرمز را به خوبی مدیریت کند.

ایران در کنترل تنگه هرمز صرفاً به قدرت کشتی‌های سنگین نیروی دریایی متکی نیست بلکه به‌طور هوشمندانه از ابزارهای چابک‌تر مانند قایق‌های تندرو نیز بهره می‌برد. این قایق‌ها با طراحی سبک، سرعت بسیار بالا و قدرت مانور قابل توجه قادرند در زمان کوتاه فاصله خود را با اهداف موردنظر کاهش دهند و با استفاده از تاکتیک‌های غافلگیرکننده ابتکارعمل را در دست بگیرند.

یکی از ویژگی‌های مهم این قایق‌ها، توانایی اجرای عملیات به ‌صورت گروهی و هماهنگ است، به‌گونه‌ای که چندین قایق از جهات مختلف به یک هدف نزدیک شده و آنرا در شرایط پیچیده و تحت فشار قرار می‌دهند. این روش باعث می‌شود سامانه‌های دفاعی دشمن دچار سردرگمی شده و کارایی خود را از دست بدهند. علاوه‌براین، برخی از این شناورها به تسلیحات سبک و نیمه‌سنگین مجهز هستند و می‌توانند در عملیات‌های سریع ضربتی نقش‌آفرینی کنند.

پراکندگی گسترده این قایق‌ها در آب‌های خلیج فارس نیز یک مزیت مهم به شمار می‌رود، زیرا شناسایی و رهگیری همزمان آنها برای هر نیروی مهاجم بسیار دشوار است. از اینرو، این قابلیت‌ها به ایران امکان می‌دهد تا با هزینه کمتر، تهدیدی مؤثر و بازدارنده در برابر نیروهای متخاصم ایجاد کند.

علاوه‌براین، موشک‌های کروز ساحل به دریا یکی دیگر از ابزارهای مهم ایران در کنترل تنگه هرمز به شمار می‌روند. این موشکها که از سواحل جنوبی و امتداد خلیج فارس شلیک می‌شوند، قادرند اهداف دریایی را در فواصل قابل توجه و با دقت بالا مورد اصابت قرار دهند. پرواز در ارتفاع پایین و قابلیت تغییر مسیر در مراحل پایانی، شناسایی و رهگیری آنها را برای سامانه‌های دفاعی دشوار می‌کند و همین موضوع، حضور هر نیروی نظامی در نزدیکی این آبراه را با ریسک جدی مواجه می‌سازد.

هزاران فروند از این موشکها در «شهرهای موشکی» ایران در نقاط مختلف خطوط ساحلی نگهداری می‌شوند که توان آماده‌سازی تعداد زیادی موشک را فراهم می‌کنند و نیروهای مسلح می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان ممکن حجم بالایی از موشکها را به سمت اهداف دریایی شلیک کنند، رویکردی که با ایجاد «اشباع آتش»، سامانه‌های دفاعی دشمن را تحت فشار قرار داده و احتمال اصابت موفق موشک‌ها را افزایش می‌دهد.

این ترکیب از دقت، سرعت واکنش و حجم آتش، به ایران این امکان را می‌دهد که موازنه را در محیطی محدود و حساس به نفع خود تغییر داده و هرگونه تحرک خصمانه را با هزینه بالا برای طرف مقابل همراه کند.

از سوی دیگر، پهپادهای پیشرفته به‌ویژه انواع انتحاری نیز به یکی از مؤلفه‌های مهم در معادلات امنیتی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز تبدیل شده‌اند. این پهپادها به دلیل هزینه تولید پایین‌تر نسبت به تجهیزات سنگین و امکان جابجایی سریع، ابزارهایی کارآمد برای عملیات‌های تاکتیکی محسوب می‌شوند. آنها می‌توانند با پرواز در ارتفاع پایین و مسیرهای غیرقابل پیش‌بینی به اهداف دریایی نزدیک شده و در زمان مناسب به آنها اصابت کنند.

همچنین، انعطاف‌پذیری این پهپادها باعث شده که در شرایط مختلف آب‌وهوایی و عملیاتی قابل استفاده باشند. امکان بکارگیری آنها به‌صورت تکی یا گروهی نیز وجود دارد که در حالت دوم می‌تواند فشار بیشتری بر سامانه‌های دفاعی دشمن وارد کند. این ویژگی‌ها در مجموع سبب شده‌اند که پهپادها به ابزاری مؤثر برای ایجاد اختلال در عملیات دریایی و افزایش قدرت بازدارندگی تبدیل شوند.

مین‌ریزی به عنوان آخرین گزینه

در نهایت، مین‌ریزی در خلیج فارس به ‌عنوان یکی از گزینه‌های راهبردی مطرح است، هرچند ایران آن را به‌عنوان آخرین گزینه در نظر گرفته است. این رویکرد نشان می‌دهد تهران به کارآمدی سایر ظرفیت‌های خود اطمینان دارد و ترجیح می‌دهد از شیوه‌هایی استفاده کند که بازدهی و اثرگذاری بالاتری دارند. با این حال، در صورت تغییر شرایط، مین‌گذاری می‌تواند به‌ عنوان یک ابزار بازدارنده جدی وارد عمل شود.

مین‌های دریایی قادرند مسیرهای عبور کشتی‌ها را ناامن کرده و سرعت عملیات دریایی دشمن را به ‌شدت کاهش دهند و پاکسازی این مین‌ها نیز فرآیندی زمان‌بر و پرهزینه است که نیاز به تجهیزات تخصصی دارد. از اینرو، استفاده از این تاکتیک می‌تواند فشار عملیاتی زیادی بر نیروهای متخاصم وارد کرده و آزادی عمل آنها را در این آبراه حیاتی محدود کند.

در جمع‌بندی، ناکامی «پروژه آزادی» در تنگه هرمز بار دیگر نشان داد که موازنه قدرت در خلیج فارس به‌مراتب پیچیده‌تر از آن است که با اقدامات یکجانبه نظامی تغییر کند و ثابت کرد که ایران همچنان نقش محوری و اثرگذار خود را در این پهنه آبی حفظ کرده و با اتکا به مجموعه‌ای از ظرفیت‌های متنوع، در صورت اقتضا می‌تواند برای صیانت از موقعیت خود از آنها بهره‌برداری کند.

 

منبع: الوقت

ارسال نظرات