- ترامپ شیرخفته ایران در خلیج فارس را بیدار کرد!
- روزی که خیرین به کمک مردم در «جنگ رمضان» آمدند
- یک لانچر با «هشت» موشک لوکس برای مقابله با ایران در هرمز: آیا «عقاب سیاه» آمریکایی تغییری در معادله ایجاد خواهد کرد؟+ عکس و فیلم
- پایان هیمنه یک ابرناو؛ داستان شکست ۱۰ ماهه ناو «فورد» در برابر «اراده ایرانی»
- نگاه مردم به جنگ و مذاکره؛ نظرسنجیها چه میگویند؟
- حیات پربار شهید علی لاریجانی تجسمی از درایت، عقلانیت و تعهد به آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی را ترسیم می سازد
- میانجیگری پاکستان در مذاکرات ایران و آمریکا؛ انگیزهها و منافع
- پرچمسوزی سفارش کیست؟
- از مراسم جادوگری در دفتر رئیسجمهور تا فروش کودکان به شبکهی اپستین / روایت تکاندهنده از فساد در قلب قدرت اوکراین +عکس
- ماجرای شهیدی که با پیکر سالم برگشت
- نگاهی به ضرورت بازنگری در معیارهای دهکبندی خانوار
- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
پنجشنبه ؛ 24 ارديبهشت 1405 خوانشی بر آیات قرآن و سیره پیامبر(ص) در مواجهه با نفاق و اختلاف نظرها/ ادبیات حذفی، مانع اتحاد مقدس
چگونگی مواجهه با جریانهای منتقد و پدیده نفاق، از پیچیدهترین آزمونهای حکمرانی و اخلاق اجتماعی در سیره معصومین(ع) است. در برهههای حساس ملی که انسجام داخلی و آرامش روانی جامعه کلیدیترین سرمایه کشور محسوب میشود، ظهور برخی برداشتهای عوامانه و قرائتهای سلیقهای از نصوص دینی، زنگ خطری برای وحدت ملی است.
این نگاههای حذفی که به جای بهرهگیری از منطق تبیین، به سمت مطالبه برخوردهای قهری و دوقطبیسازی جامعه حرکت میکنند، ضرورت بازخوانی مبانی قرآنی در برخورد با نفاق را دوچندان کردهاند.
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا عابدینی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه در یادداشت زیر به کالبدشکافی سیره نبوی و علوی در مواجهه با مخالفان داخلی میپردازد.
سیره اخلاقی مواجهه با نفاق
در تحلیل شرایط امروز جامعه، باید ابتدا به این اصل بنیادین بازگشت که تقابل با جریان نفاق، ظریفترین و پیچیدهترین نوع مواجهه در حکومت اسلامی به شمار میرود. در سیره معصومین(ع) هرگز بر حذف فیزیکی سریع و بیمحابای مخالفان بنا نشده؛ چراکه برخورد با نفاق، منطق و موازین دقیق اخلاقی خاصی را میطلبد. در تاریخ صدر اسلام مشاهده میکنیم پیامبر اکرم(ص) حتی در برابر خیانتهای آشکار، صبر و اتمام حجت را بر هر اقدامی مقدم میداشتند. رفتار ایشان با عبدالله بن أُبَیّ، ابرمنافق مدینه در جنگ احد، مصداق بارز این رویکرد محسوب میشود. فردی که در حساسترین لحظه، با بازگرداندن یکسوم لشکر، ضربه مهلکی به پیکره سپاه اسلام زد اما فرستاده خدا با هدف حفظ مصالح کلان جامعه و جلوگیری از فتنههای داخلی، از برخورد قهرآمیز با وی پرهیز کردند.
این سیره صبورانه نبوی، در کلام و عمل جانشین برحقش نیز استمرار یافت؛ بهطوری که امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه کور کردن چشم فتنه خوارج را کاری عظیم میدانستند که تنها از عهده معصوم برمیآید؛ این نشاندهنده آن است که هر کسی نمیتواند با فهم شخصی خود، تیغ برکشد و حکم به حذف دیگران بدهد. قرآن کریم در سوره احزاب آیه ۶۰، هرچند به موضوع مُرجِفون(کسانی که در دل مردم لرزه و اضطراب میاندازند) اشاره دارد اما مجازاتهای سنگین را به تداوم و اصلاحناپذیری آنها مشروط کرده است. لذا استناد شتابزده به این آیات برای صدور مجازات، نادیده گرفتن لایههای تربیتی و سیاسی قرآن است (تفسیر المیزان، ذیل آیه ۶۰ سوره احزاب).
قول سدید؛ منشور اخلاق رسانهای
با تکیه بر این منطق وحیانی و تاریخی، ضرورت بازنگری در عملکرد تریبونهای رسمی دوچندان میشود؛ چرا که مسئولان و تریبونداران باید نسبت به احساسات مؤمنان پاسخگو باشند. ایجاد دلهره و سوز دل برای مردم، مصداق بارز حقالناس است. ما شاهد هستیم گاهی در دستگاه دیپلماسی یا رسانهای، سخنی بیان میشود که مستقیماً بر حال و روز مردمی که با جنگ و سختی زندگی کردهاند، اثر منفی میگذارد. راهکار این آسیب عاطفی، تبیین صریح، صادقانه و سریع است، نه استفاده از واژگان توهینآمیز. خداوند در قرآن میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا (سوره احزاب، آیه ۷۰)؛ قول سدید یعنی سخنی که محکم، مستدل و به دور از لغو و تفرقه باشد.
البته باید دانست ریشه این قول سدید و سعهصدر، در ایمان به قدرت بیپایان خدا نهفته است؛ همانطور که خداوند در آیه ۲۱ سوره فتح میفرماید: «وَأُخْرَی لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا»؛ یعنی فتوحات و دستاوردهایی وجود دارد که شما هرگز با تکیه بر توان مادی و محاسبات خود نمیتوانستید به آنها دست یابید، اما علم و قدرت الهی بر آنها احاطه دارد و آنها را برای شما مقدر کرده است. این پیروزیها همان تیرهای غیب هستند؛ ضرباتی که منشأ آن برای دشمن نامعلوم است و حتی در زمان آتشبس نیز از کار نمیافتند؛ مانند فروپاشی درونی صنایع دشمن یا حوادثی که اراده آنها را سست میکند.
نصرت الهی در سایه آرامش
حال با چنین نگاه توحیدی به پیروزی، جای این پرسش باقی است که وقتی پیروزی اصلی به دست خداست و او از راههایی که در محاسبات ما نمیگنجد جبهه حق را نصرت میدهد، چرا عدهای گمان میکنند با درشتگویی، تهدید به حذف و ایجاد رعب و وحشت در میان جبهه خودی، به آرمانها خدمت میکنند؟ کسی که با سخنان نپخته و طلب مجازاتهای حذفی، موجب تشویش خاطر و برهمخوردن آرامش قلبی جامعه مؤمنان میشود، درواقع آدرس را اشتباه رفته است. نصرت الهی طبق تصریح قرآن، پاداش سکینه و آرامشی است که خدا بر قلب مؤمنان نازل میکند، نه نتیجه ایجاد اضطراب و دوقطبیسازی. لذا پیروزی واقعی از مسیر تقوا و سعهصدر میگذرد؛ ما باید مراقب باشیم با ادبیات حذفی، بدنه داخلی را زخمی نکنیم، چرا که تیر غیب الهی برای دشمن است، نه برای ترساندن جامعه خودی.
ثمره این آرامش و نصرت الهی، بیش از هر کجا باید در مدل مواجهه ما با نسل جوان تجلی یابد؛ زیرا راهکار همراه کردن نسل جدید با آرمانها، نه در برخوردهای حذفی، بلکه در تغییر بنیادین روشهای اقناعی است. امروز دیگر الگوی یکطرفهای که صرفاً بر دستور از بالا یا ایجاد هراس استوار باشد، کارایی ندارد. ما باید بدانیم اندیشه در میدان رشد میکند، نه در فضای تهدید. وقتی جوان ما در عرصههایی مثل موکبها و فعالیتهای اجتماعی، طعم شیرین مشارکت آگاهانه را میچشد، درواقع دچار یک انقلاب درونی میشود. قرآن کریم نیز در آیه ۱۸ سوره فتح، «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» رضایت الهی را در بیعت تحت شجره میداند؛ بیعتی که نماد همراهی مشتاقانه و از سر شناخت است، نه اطاعتی که از روی ترس و واهمه شکل گرفته باشد.
انسجام ملی؛ سد پولادین نفوذ
این ضرورت تغییر در روشهای اقناعی، تنها محدود به نسل جدید نیست، بلکه کل فضای سیاسی را دربرمیگیرد؛ به این معنا که اگر کسی در داخل فهم سیاسی متفاوتی دارد، راهکار آن، بستن دهانها نیست. ما موظفیم با روشهای نوین و صمیمانه، فضا را برای تبیین حقایق بگشاییم و از ایجاد دوقطبیهای کاذب بپرهیزیم. باید دانست تیر غیب الهی برای دشمنان کینهتوز مقدر شده است، نه برای فرزندان این آب و خاک که سرمایههای اصلی نظام هستند. لذا باید از آه دل مؤمنان ترسید و به جای طرد، به دنبال جذب حداکثری بود تا انسجام ملی به عنوان بزرگترین سد دفاعی کشور، حفظ شود.
در نهایت، باید میان نقد درونی و اقتدار بیرونی تفکیک قائل شد؛ بهگونهای که ما امروز بیش از هر زمان دیگری به نمایش اقتدار در برابر دشمن نیاز داریم. اگر نقدی به برخی رویکردها یا بیتدبیریها داریم، جایگاه آن در گفتوگوهای نخبگانی و نقد درونگفتمانی است؛ اما در صحنه حضور اجتماعی و در برابر چشم بدخواهان، باید با وحدتی خللناپذیر ظاهر شویم. درواقع، نقد دلسوزانه در فضای داخلی مایه رشد است، اما در میدانِ نشان دادن قدرت به دشمن، باید با اقتدار کامل و یکپارچه عمل کنیم تا دشمن هیچ روزنهای برای نفوذ نیابد. این همان اتحاد مقدسی است که لرزه بر اندام استکبار میاندازد. نویسنده: حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا عابدینی
ارسال نظرات