- ترامپ شیرخفته ایران در خلیج فارس را بیدار کرد!
- روزی که خیرین به کمک مردم در «جنگ رمضان» آمدند
- یک لانچر با «هشت» موشک لوکس برای مقابله با ایران در هرمز: آیا «عقاب سیاه» آمریکایی تغییری در معادله ایجاد خواهد کرد؟+ عکس و فیلم
- پایان هیمنه یک ابرناو؛ داستان شکست ۱۰ ماهه ناو «فورد» در برابر «اراده ایرانی»
- نگاه مردم به جنگ و مذاکره؛ نظرسنجیها چه میگویند؟
- حیات پربار شهید علی لاریجانی تجسمی از درایت، عقلانیت و تعهد به آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی را ترسیم می سازد
- میانجیگری پاکستان در مذاکرات ایران و آمریکا؛ انگیزهها و منافع
- پرچمسوزی سفارش کیست؟
- از مراسم جادوگری در دفتر رئیسجمهور تا فروش کودکان به شبکهی اپستین / روایت تکاندهنده از فساد در قلب قدرت اوکراین +عکس
- ماجرای شهیدی که با پیکر سالم برگشت
- نگاهی به ضرورت بازنگری در معیارهای دهکبندی خانوار
- انتقاد تند واشینگتن از زوال دموکراسی در اروپا/ ترامپ خاورمیانه را از فهرست اولویتهای سند امنیت ملی آمریکا خارج کرد
- جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟
- نبرد آخر
- همه اهرمهای تولید قدرت در اختیار ماست
پنجشنبه ؛ 24 ارديبهشت 1405 بازتعریف جایگاه بینالمللی ایران| تأثیرات جنگ بر افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی
بسیاری از تحلیلگران و نظریهپردازان بزرگ جهانی معتقدند که نظم بین المللی پس از دههها در آستانه یک تغییر پارادایم استراتژیک قرار دارد به صورتی که نظام کنونی و جایگاه قدرتها دستخوش تغییر و تحولات کلان خواهد شد و جهان جدیدی به منصه ظهور میرسد.
در این میان کارشناسان در پرداختن به بررسی نشانهها و عوامل تأثیرگذار در این روند، تحولات مختلفی را بیان کرده اند از پایان اتحاد دیرینه آتلانتیکی در دوران ترامپ و ظهور قطببندیهای جدید اقتصادی مانند بریکس و فراگیری جنگ تجاری جهانی تا بیثباتیهای غیرقابل مدیریت و قطبیشده مانند جنگ اوکراین و جنگ غزه. در این شرایط جنگ علیه ایران نیز از مولفههایی است که از نظر کارشناسان نتایج آن در تعیین سمت و سوی نظم جدید جهانی بسیار مهم شمرده شده است.
در چنین چشماندازی از ماجرا، یکی از اصلیترین اهداف آمریکا در تجاوز به ایران، همانگونه که در اسناد بالادستی امنیت ملی و سیاست خارجی در دوره ترامپ و حتی پیش از آن ذکر شده، مقابله با تقویت جایگاه ایران به عنوان یک قدرت منطقهای مهم با موقعیت ژئوپلتیکی حساس است که در کنار کشورهایی همچون چین و روسیه رقبای اصلی آمریکا در این تغییر پارادایمی نظم جدید جهان هستند.
با این حال همانگونه که عملیات نظامی و جنگ ترکیبی آمریکا نتوانست مقاومت مردم ایران را به زانو در بیاورد، این جنگ برخلاف هدف اولیه حتی به تقویت بیش از پیش جایگاه و منزلت بینالمللی ایران منجر شد که میتوان شواهد مختلفی برای آن ارائه کرد.
ایران الگوی الهام بخش استقلال در جنوب جهانی
در سطح روابط میان دولتی، نشانههای فزایندهای از همگرایی گفتمانی با مواضع ایران بهویژه در میان کشورهای آفریقا، آمریکای لاتین و اعضای جنبش عدم تعهد به چشم میخورد.
اکثر کشورهای آمریکای لاتین با اتخاذ مواضعی صریح، حملات نظامی علیه ایران را محکوم و نسبت به پیامدهای خطرناک آن هشدار دادند. این موج هماهنگ از مواضع رسمی و سیاسی نشان دهنده شکلگیری یک صدای واحد در برابر سیاستهای مداخلهجویانه است.
این کشورها که برای سدهها طعم تلخ استعمار غربی را با گوشت و پوست خود چشیدهاند، با همه رنجهای بشردوستانه و بیعدالتیهای تاریخی پیوندی عمیق دارند و اکنون ایران را پرچمدار مقابله با نظم یکجانبهگرایی میدانند؛ بویژه که جمهوری اسلامی توانست علیرغم تحریمهای به اصطلاح فلجکننده، با اتکا به داشتههای خودش و در پیش گرفتن یک الگوی بومی توسعه انسانی، اقتصادی و نظامی در برابر حمله آمریکا ایستادگی و مقابله کند و حتی او را وادار به پذیرش آتشبس و اذعان به ناتوانی در رسیدن به اهداف حمله از جمله از بین بردن توان هستهای و باز کردن تنگه هرمز کند.
این روند سبب شده که ایران در نگاه بخش قابل توجهی از «جهان جنوب» به چهرهای الهامبخش از استقلال سیاسی، خوداتکایی در حوزههای نظامی و اقتصادی و پایداری بر اصول برای این کشورها تبدیل شده است.
سرریز ظهور چنین دیدگاهی را میتوان در انتخاب معنادار ایران در هیأت رئیسه کنفرانس بازنگری در NPT طی روزهای اخیر دید که خشم شدید آمریکا را در پی داشت. این انتخاب که با رای کشورهای جنبش عدم تعهد درنخستین روز کنفرانس بازنگری در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای روی داد، آب سردی بود بر تمامی تبلیغات و تلاشهای آمریکا و متحدانش برای فضاسازی علیه برنامه صلح آمیز هستهای ایران، منزوی کردن جمهوری اسلامی در جهان و مشروعیت بخشی به تجاوز نظامی اخیر.
طنین حمایت افکار عمومی از ایران
با نگاهی به سطح افکارعمومی جهان، صحنههای شگفتانگیزی از همبستگی و پشتیبانی مردمی از ایران پدیدار شده است. از خیابانهای ژاپن گرفته تا قلب اروپا و آمریکا بارها تجمعاتی گسترده در حمایت از ایران و محکومیت اقدامات تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل برگزار شده است.
به طور مثال، اعتراضات سراسری در صدها شهر آمریکا علیه سیاستهای ستیزهجویانه دونالد ترامپ بود، جایی که معترضان با سر دادن شعار «نه به پادشاه» و محکوم کردن جنگ، عملاً حق مشروع ایران را برای دفاع از تمامیت ارضی خود به رسمیت شناختند و نشان دادند که تصویر ایران در ذهن بخش بزرگی از مردم جهان به عنوان یک قربانی اما مقاوم در برابر متجاوزان نقش بسته است.
این تحولات را باید نشانهای روشن از یک چرخش تدریجی اما بنیادین در افکارعمومی جهانی دانست. این تغییر، مدیون جنگهای 12 روزه و چهلروزه است که هر دو صحنه قدرت بازدارندگی و ایستادگی ایران را به نمایش گذاشت.
همه اینها درحالی رخ میدهد که آمریکا و رژیم صهیونیستی با در اختیار داشتن امپراطوری عظیم رسانهای، تمام توان خود را به کار گرفته بودند تا افکارعمومی را علیه ایران بدبین کنند و از این رهگذر، جنایتهای خود را با مشروعیت عمومی ادامه دهند اما نتیجه، شکست کامل آنان و شنیده شدن بیش از پیش روایت ایران و گفتمان بلند انقلاب اسلامی در گوش جهانیان بوده است.
این درحالی است که ترامپ و نتانیاهو که خود را مدعیان دروغین صلح و امنیت جهانی مینامند روز به روز در افکارعمومی جهان منفورتر میشوند. جالبتر اینکه این دو شخصیت حتی در میان شهروندان خود نیز از محبوبیت و مقبولیت پایهای برخوردار نیستند و این گواهی روشن بر این حقیقت است که روایتهای ایران از واقعیت، درستتر از تبلیغات فریبنده دشمن بوده است.
یکی از حیرتانگیزترین جنبههای این ماجرا تقابل نظامی است که در آن، ایران با وجود نابرابری آشکار و فاحش در توان نظامی توانسته آمریکا و رژیم صهیونیستی را به ستوه آورد و ضرباتی کاری بر پیکر آنان وارد سازد. تحمیل دهها میلیارد دلار هزینه به دشمنان و هزاران میلیارد دلار به بازارهای انرژی و مالی جهانی، نشان از اقتدار ایران دارد و این موفقیت چشمگیر، تحلیلگران و حتی مقامات نظامی صهیونیستی و آمریکایی را به اعتراف واداشته است.
بسیاری از آنان آشکارا اعتراف میکنند که نه تنها نتوانستهاند ایران را تضعیف کنند بلکه ایران به لطف قدرت بازدارندگی نظامی و اهرم فشار اقتصادی ناشی از توانایی بستن تنگه هرمز، از این میدان نبرد قدرتمندتر بیرون آمده است.
رهبران ایران در خط مقدم
عاملی دیگر که وزن گفتمانی و نفوذ جمهوری اسلامی را در سطح جهانی به طرز شگرفی ارتقا داده است، مسئله «در میدان بودن» رهبران سیاسی و نظامی ایران است. این رهبران، در دفاع از حقوق و امنیت ملی، تا پای جان ایستادهاند و خون خود را نثار این راه کردهاند. در رأس این شهدا، آیتالله خامنهای، مقام معظم رهبری قرار داشت که با شهادت مظلومانه خویش به عمق و نفوذ گفتمان مقاومت، جان و معنایی تازه بخشید.
به محض اعلام خبر این شهادت دردناک، در نقاط مختلف جهان از شهرهای پاکستان گرفته تا یمن، لبنان و عراق موجی خروشان از اعتراضات و محکومیتها برپا شد. این واکنش گسترده نشان داد که شهادت رهبران، هرگز مقاومت را تضعیف نمیکند بلکه خون پاک آنان چون آبی حیاتبخش، درخت تنومند مقاومت را استوارتر و پرثمرتر میسازد.
این حقیقت، حتی تحسین تحلیلگران غربی را نیز برانگیخته است. برخی از کارشناسان و کاربران غربی اذعان کردند که برخلاف مقامات آمریکایی و صهیونیستی که در زمان درگیری، خود را در سنگرها و پناهگاههای زیرزمینی پنهان میکنند تا جان خویش را نجات دهند، رهبران نظامی و سیاسی ایران بیپروا در میدان نبرد حاضر میشوند و هزینه این حضور را با جانشان میپردازند. این رویه، تصویری از صداقت، شجاعت و همدردی رهبران ایران با مردم خویش به جهان مخابره میکند.
به خاطر همین در صحنه بودن رهبران سیاسی و نظامی بود که طی دو ماه اخیر میلیونها نفر از دلدادگان ایران و انقلاب نیز با حضور گسترده در خیابانها، همبستگی خود را نشان دهند و در کنار این جریان قرار گیرند. این حضور پرشمار، تلاشی برای ثبت تصویری ماندگار از ملتی بود که در برابر فشارها ایستادگی میکند و تن به تسلیم نمیدهد، حضوری که میتواند در حافظه تاریخی جهان به عنوان نمادی از مقاومت و پایداری باقی بماند.
نظرسنجیها و فضای مجازی
به موازات دستاوردهای نظامی ایران و حقانیت آن در جنگ اخیر، نظرسنجیهای انجام شده در غرب نیز نشان میدهد که موج مخالفتها با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران درحال افزایش است. به طور مثال، نظرسنجی مؤسسه ایپسوس (Ipsos) نشان میدهد که حدود ۵۸ درصد از شهروندان آمریکایی با حملات نظامی به ایران مخالف هستند. در نظرسنجی دیگری، ۶۶ درصد از پاسخدهندگان خواستار پایان سریع هرگونه درگیری و تنش شدهاند.
همچنین میزان حمایت از ادامه عملیات نظامی تنها به ۴۵ درصد رسیده که نشان دهنده کاهش حمایت داخلی در آمریکا برای مداخلهگری در خارج است. در کشورهای اروپایی نیز اکثریت نظرسنجیها حاکی از گرایش عمومی به مخالفت با تشدید جنگ است و افکارعمومی این کشورها خواستار قطع فوری کمکهای تسلیحاتی به رژیم صهیونیستی و توقف جنایتهای آن هستند.
فضای مجازی نیز آیینه تمامنمای این تحولات است. تحلیلهای دادهمحور نشان میدهد که هشتگهایی نظیر «نه به جنگ ایران»، در مقاطع مختلف به ترندهای جهانی در شبکههای اجتماعی بدل شدهاند و برخی کارزارهای هشتگی، دهها میلیون بازدید داشتهاند.
موشنگرافیهای کوتاه و تأثیرگذاری که کاربران ایرانی درباره روایتهای مستند از جنگ اخیر و جنایتهای دشمن تولید کردهاند، توسط کاربران سراسر جهان تماشا و به صورت گسترده بازنشر شده است. این روایتهای تصویری، مرزهای زبانی و جغرافیایی را درنوردیده و به گفتمان غالب در بسیاری از محافل مجازی بدل شده است.
درمجموع، صرف نظر از نتیجه نهایی در ترازوی نظامی و سیاسی، جنگ اخیر دستاوردی بیبدیل را برای ایران به ارمغان آورده است. برجستهتر شدن گفتمان مقاومت، افزایش بیسابقه وجهه ایران در صحنه بینالمللی و تبدیل شدن آن به نمادی الهامبخش از ایستادگی در برابر یکجانبهگرایی و سلطهجویی نشان میدهد که موازنه قدرت در منطقه و جهان درحال تغییر است و جمهوری اسلامی با عبور از این بحران در آینده حرفهای زیادی در عرصههای اقتصادی و نظامی برای گفتن خواهد داشت و جهان نیز در برابر این قدرت تازه بیدار شده سر تعظیم فرود خواهد آورد.
ارسال نظرات